🔸 احتمالا جمله هایی مثل یک الکترون در آنِ واحد میتواند در چند جا باشد را زیاد شنیده باشید.
🔸 عجیب بودن و غیرقابل درک بودنِ جمله ی بالا را نمیتوان انکار کرد. اما چیزی که به نظر من عجیب تر از خودِ این جمله است، این است که:
🔸 افراد زیادی را میبینیم که خیلی چیزها را صرفا به خاطرِ اینکه به عقل شان جور درنمیآید و یا مثلا دلیلِ کافی برای آن ندارند، باور نمیکنند حتی در حد یک احتمال😳 اما همین فرهیختگان، این جمله ی عجیب را باور میکنند و به باورمندی خودشان به این جمله افتخار هم میکنند.
🔸 پرسشی که میخواهم به آن پاسخ بدهم این است که چه دلیلی برای این جمله میتواند موجود باشد که به پشتوانه ی آن دلیل، این جمله ی عجیب میتواند به باورِ این افراد برسد؟
🔸 دلیلِ اول که پشتوانه ی باورمندی غالب دانش آموزان به این جمله است؛ اعتماد به ساینتیستهاست. دانش آموزی که هیچ درک عمیقی از مکانیک کوانتوم ندارد طبیعتا برای این باورش، نمیتواند دلیلی غیر از تقلیدِ کورکورانه داشته باشد: چون هایزنبرگ گفته است؛ پس درست است. مگر شما بهتر میفهمی یا هایزنبرگ😊
🔸معمولا در کنارِ تقلید کورکورانه، احساسات و تعصب هم وجود می یابد تا از باورِ تقلیدی حفاظت شود. اگر احیانا تعصبی در کار نباشد، کافی به نظر میرسد که به این افراد مقلد، بگوییم که: دلیلِ تو برای تقلید از هاوکینگ و هایزنبرگ چیست؟ چرا از شرودینگر یا بل تقلید نمی کنی؟ اینها هم که ساینتیست هستند؟
🔸 دلیل دومی که پشتوانه ی باورمندی اکثریتِ کسانی است که فیزیک کوانتوم را میدانند، این است که: من به این جمله باور دارم زیرا مکانیک کوانتوم صادق است و جواب می دهد و این چیزها در آزمون و تجربه تایید شده است.🤔
🔸پرسش مهم این است که آیا واقعا این دلیلِ دوم، برای باورمندی به آن جمله ی عجیب، کفایت میکند؟ آیا خطایی منطقی و عقلانی در این استنتاج وجود ندارد؟
🔸 هیچکسی این نکته را انکار نمیکند که مکانیک کوانتوم در عرصه ی محاسبات فنی خیلی خوب و عالی، جواب میدهد. و کسی نیست که نبیند پیشرفتهای بشر در ساخت ترانزیستورهای کوانتومی را اما آیا این پیشرفتها میتواند دلیلی بر درستی آن جمله ی عجیب باشد؟
🔸 جواب: در یک صورت و فقط در یک صورت، ما میتوانیم جواب دادنِ مکانیک کوانتوم در عرصه محاسبات و تکنولوژی را دلیلی بر درستی جمله ی عجیب بالا بگیریم که هیچ راه عقلانی دیگری برایمان قابل تصور نباشد جز پذیرشِ این جمله ی عجیب.
🔸 اینکه گفتم، راه عقلانی دیگر؛ منظورم احتمالات فلسفی محض نیست بلکه احتمالِ عقلانی نرمال که پایه ی فعالیتهای علمی است، منظورِ من است. من میدانم که ساینس به احتمالات اپسیلونی فلسفی ارج نمینهد و لذا لازم است یادآوری کنم که احتمال فوق از جنس احتمالات فلسفی نیست بلکه احتمالی است مهم که در کانتکست علمی دارای طرفدارانِ قدرتمندی است.
🔸 شاید اوایلِ تولدِ مکانیک کوانتومی، ایراداتی که بر علیه تفسیر کپنهاگی گرفته میشد، به اتهام اینکه این حرفها صرفا فلسفی است و مهم نیست و نباید به آنها اعتماد کرد؛ نادیده گرفته میشد اما اکنون اینطور نیست و دنیا عوض شده است.
🔸 آن چیزی که در آز و تجربه تایید میشود، جنبه ی محاسباتی مکانیک کوانتومی است و ربطی به تفسیر خاصی که جمله ی عجیب را در خود دارد، ندارد. این تاییدیه ها و تجربه ها، آن تفسیرهایی که چیزهایی مثل خلق از هیچ و بودن الکترون در چند جا و چیزهایی از این قبیل در آن بیمعناست را هم تایید میکند.
🔸 فیلم زیبای زیر را با دقت مشاهده کنید تا عدم کفایت دلیلِ دوم بر باور کردن جمله ی عجیب بالا را با زبانی علمی دریافت کنید.
🔺 اصل مهم عقلانی را همواره باید در خاطر داشته باشیم که: هر چیزی را به قد و اندازه ی دلیلی که آن را حمایت میکند، باور کنیم نه بیشتر و نه کمتر🌺
33.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 ابتدا متن فوق را با دقت مطالعه بفرمایید، آنگاه این فیلم ارزشمند را ببینید🌺
#تفسیرهای_مکانیک_کوانتومی
#ریاضیات_باوری
🔸 مشکل اصلیِ #آتئیستهای_معرفتی چیست؟
🔸 از دیدِ معرفتشناسی، آتئیستها را میتوانیم به دو گروه عمده تقسیم کنیم:
1️⃣ #آتئیستهای_معرفتی
2️⃣ #آتئیستهای_غیرمعرفتی
🔸 آتئیستهای غیرمعرفتی آتئیستهایی هستند که ریشه ی اصلیِ الحادشان، عوامل غیرمعرفتی است. عواملی نظیر:
1. کینه و تنفر از دینداران
2. همرنگی با همسالانِ آتئیست
🔸 با توجه به اینکه عامل اصلی الحاد در آتئیستهای غیرمعرفتی، عواملِ احساسی و غیرمعرفتی است، بنابراین ارائه ی دلیل و مدرک و استدلال عقلانی به آنان موثر نیست زیرا اساسا مانعِ سرِ راهِ خداباور شدن این افراد، از جنس کمبود دلیل و مدرک نیست.
🔸 احتمالا بسیاری از آتئیستهای ایرانی از جنس آتئیستهای غیرمعرفتی هستند و نکته ی مهمی که درباره ی این افراد قابل توجه است این است که در مواجهه با این افراد، تا زمانی که موانع غیرمعرفتی مانند کینه و تنفر و جوزدگی از سرِ راهِ قوه ی ادراکی آنان برطرف نشود، ارائه ی دلیل عقلانی هیچ فایده ای ندارد.
🔸 واما #آتئیستهای_معرفتی ( آگنوستیکها را هم میتوانیم جزء این دسته به حساب آوریم)، افرادی هستند که علتِ خداناباوری و یا ندانمگرایی خود را فقدان دلیل و مدرک کافی و یا نارسایی مستندات میدانند .
🔸 آتئیستهای_معرفتی در یک تراز و افق قرار ندارند. آتئیستهای_معرفتی را میتوانیم به دو گروه عمده تقسیم کنیم:
1. آتئیستهایی که اعتمادی به قوای ادراکی و عقلانیت خود ندارند و به نوعی دچار وادادگی شناختی در برابر دانشمندانِ مشهورِ آتئیست هستند. به این دسته از آتئیستهای معرفتی، #آتئیستهای_مقلد_معرفتی گفته میشود.
2. آتئیستهای نقاد معرفتی
🔸گفتگو با آتئیستهای مقلد معرفتی عموما ثمربخش و سازنده نمیتواند باشد. برای کسی که دچار وادادگی شناختی شده است و باورهایش را از دیگری اخذ میکند، اگر وجودِ خداوند را به روشن ترین شکل هم به اثبات برسانیم، عدم اعتمادِ او به عقلانیت خودش، و سرسپردگی معرفتی او به سرانِ قبایل، مانع از همگرایی در بحث می گردد.
🔸چنین افرادی در چنین مواقعی، احتمالا اینطور فکر میکنند که: مگر ممکن است ساینتیستهایی مثل هاوکینگ و داوکینز چنین چیزی را نفهمیده باشند و تو با این عقلت، آن را بفهمی؟ اینکه تو نمیتوانی اشکالِ این استدلال را بفهمی و درک کنی، به ناتوانی قوای ادراکی تو برمیگردد. مطمئن باش که جوابِ این استدلالها را سران قبایل داده اند ولو تو نمیدانی که چه جوابی گفته اند!
🔸 تنها گروهی از آتئیستها که میتوانیم با آنان واردِ گفتگو بشویم و امیدوار باشیم که این گفتگوها، گفتگوهایی ثمر بخش باشند؛ #آتئیستهای_معرفتی_نقاد هستند.
🔸 آتئیستهای معرفتی نقاد، به قوای ادراکی خود اعتماد دارند و اگر بتوانند صدق چیزی را ادراک کنند، آن را میپذیرند.
🔸 مشکلِ اساسی #آتئیستهای_معرفتی_نقاد، نبودنِ دلیل و مدرک برای اثبات وجود خدا نیست بلکه مشکل آنها به مفهوم اثبات برمیگردد. به عبارت دیگر، مشکلِ آنان یک مشکل معرفشناسی است.
🔸اگرچه در بین آتئیستهای ایرانی، جمعیت #آتئیستهای_غیرمعرفتی و #آتئیستهای_مقلد_معرفتی به قدری زیاد است که به سختی میتوان آتئیستی پیدا کرد که جزء گروه آتئیستهای_معرفتی_نقاد باشد؛ اما اگر چنین فردی را بتوان یافت، بهترین نقطه ی شروع برای آغاز گفتگو با چنین فردی، این است که از او بپرسیم: اثبات یعنی چه؟
#آتئیست_معرفت
🌺
🔸 گودل به زبانِ ساده ( این بحث برای آنانی که در معرفتشناسی کار میکنند هم قابل توجه است)
🔸 ریاضیاتی که اینک در اختیارِ ماست، ریاضیات استاندارد است و میدانیم که ریاضیات موجود، بسیار پرقدرت است اما هنوز جا دارد و هنوز نمیتوانیم آن را ریاضیاتِ کامل بدانیم زیرا ریاضیات کامل ریاضیاتی است که هر مسئله ی ریاضیاتی قابل تصوری را بتواند حل کند.
🔸چرا ریاضیات استاندارد، ریاضیات کامل نیست؟. زیرا حداقل یک مسئله ی ریاضیاتی وجود دارد که مسئله از جنس ریاضیاتی است اما با ریاضیات استاندارد نمیتوانیم آن را حل کنیم.
🔸 آیا فرضیه پیوستار درست است یا نیست؟ این مسئله، همان مسئله ای است که میتواند ناکاملی ریاضیات استاندارد را به تصویر بکشد.
🔸 گودل نشان داد که با ریاضیات استاندارد، نه میتوانیم درستی فرضیه پیوستار را اثبات کنیم و نه میتوانیم، نادرستی این فرضیه را اثبات نماییم.
🔸 بنابراین برای تکمیلِ ریاضیات، باید ریاضیاتی بسازیم که موضعش درباره ی مسئله پیوستار و قضایای وابسته به آن، روشن باشد.
🔸 اگر درستی یا نادرستی این فرضیه را به عنوان اصل موضوعه انتخاب کنیم و در کنار بقیه ی اصول موضوعه ی ریاضیات استاندارد بگذاریم، به ریاضیاتی میرسیم که با ریاضیات استاندارد سازگاری دارد و ضمنا از آن قوی تر است زیرا چیزهایی را میتواند اثبات کند که با ریاضیات استاندارد، نمیتوانستیم اثبات کنیم.
🔸 اما اینکه "فرضیه پیوستار صادق است" را به عنوان اصل انتخاب کنیم یا "فرضیه پیوستار کاذب است" را به عنوان اصل موضوعه ی جدید گزینش کنیم، یک انتخابِ کاملا آزاد است. هیچ معیار ریاضیاتیی برای انتخاب یکی از بین این دو تا وجود ندارد.
🔸بنابراین با دو جور ریاضیات ارتقایافته ی موازی مواجه خواهیم شد. اولی با انتخاب آزاد صدق فرضیه و دیگری با انتخاب آزاد کذب آن.
🔸نتایج این دو ریاضیات، متفاوت است و کاربرد عملی هم دارد. در ادامه، این دو نوع ریاضیات را میخواهیم نامگذاری کنیم: ریاضیاتی که با صدق فرضیه ساخته شود را ریاضیات پیوستاری و ریاضیاتی که با کذب فرضیه ساخته شود ریاضیات ناپیوستاری می نامیم.
🔸 قبل از ظهور هندسه نااقلیدسی، فقط یک هندسه را میشناختیم و همان را هم برابر گرفته بودیم با هندسه ی واقعی جهان اما پس از ظهور هندسه های نااقلیدسی، این سوال شکل گرفت که هندسه ی واقعی جهان، کدامیک از این هزاران هندسه است؟ معیاری که در بین هندسه های مختلف، میتواند داوری کند، چیزی غیر از هندسه است. آن معیار را باید شناخت.
🔸 به نحو مشابه، پرسشی که درباره ی هندسه مطرح شده بود، در مورد ریاضیات پیوستاری و ریاضیاتِ غیرپیوستاری هم قابل طرح است. ریاضیات واقعی جهان با کدامیک از این دو ریاضیات، تطابق دارد؟ معیاری که در بین ریاضیات های مختلفِ ناسازگار باهم ، میتواند داوری کند، چیزی غیر از ریاضیات است. آن معیار را باید شناخت.
🔸 فرض کنید که مثلا معلوم شد که ریاضیات پیوستاری، همان ریاضیاتِ واقعیِ جهان است. آیا میتوانیم زنگها را به صدا درآوریم و بگوییم به ریاضیاتِ کامل رسیده ایم؟
🔸 طبق گودل، متاسفانه پاسخ سوال فوق، منفی است زیرا میتوان مسئله ی ریاضیاتی دیگری ( شبیهِ مسئله پیوستار) برای این ریاضیاتِ جدید پیدا کرد که هم صدق آن و هم کذب آن، با ریاضیاتِ ارتقایافته مان، سازگار باشد؛ اما نتوانیم درستی یا نادرستی آن را با این ریاضیات حل کنیم.
🔸بنابراین مجددا داستان را باید تکرار کنیم: میتوانیم دو تا ریاضیاتِ دیگر بسازیم که با هم ناسازگار باشند اما هر دوی آنها، با ریاضیات ارتقایافته ی قبلی و ریاضیات استاندارد موجود سازگار باشند. و سوال قبلی دوباره تکرار میشود که: آن معیاری که در بین ریاضیات های مختلفِ ناسازگار باهم ، میتواند داوری کند، چیست؟
🔸 و این روند همچنان میتواند تا بینهایت ادامه پیدا کند؛ بنابراین هیچ زمانی به ریاضیات کامل نمیتوانیم دست یابیم و همواره خود را با پرسشی درباره ی معیاری برای گزینشِ دو آلترناتیو ناسازگارِ با هم مواجه میبینیم 😳
#فلسفه_ریاضیات
#ارتباط_ریاضیات_واقعیت
#معیار_عقلانیت_نرمال
🌺
🌱 هشدار متافیزیکی گیاهخواری
👈🏻 آیا میدانید که گیاهخواری ممکن است شما را در برابر آسیبهای ماورایی آسیبپذیر کند؟ 🤔
در برخی از چلهنشینیها،
ترک حیوانی ( ترک گوشت و فراوردههای دامی)
یکی از الزامات برای نزدیک شدن به اجنه است.
نخوردن گوشت، حرزهای محافظ وجودی انسان را تخریب میکند.
بخاطر همین، در اسلام این کار کراهت زیادی دارد
و لازم است حداقل هر 40 روز گوشت مصرف شود.
بنابراین گیاهخواری، آسیب پذیری شخص از آسیب های ماورایی به خصوص آسیب اجنه را بشدت بالا میبرد.
بسیاری از ضررهایی که در علم روز در مورد گوشت هست،
مرتبط با مردارخواری هست
چون غالب کشورها ذبح شرعی ندارند.
✨ چرا گیاهخواری ممکن است خطرناک باشد؟
1. افزایش آسیبپذیری از آسیبهای ماورایی
2. نزدیکی بیشتر به موجوداتی مانند اجنه
3. کاهش تعادل روحی و جسمی
🕌 راهکار اسلام:
مصرف گوشت حداقل هر ۴۰ روز یک بار برای حفظ سلامت روحی و جسمی!
.
💡 نکته مهم:
این هشدار به معنای نفی گیاهخواری نیست، بلکه تأکید بر تعادل و رعایت توصیههای دینی است.
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک کشیش در آفریقای جنوبی با ادعای زنده کردن مردگان، صاحب ثروتی به ارزش یک میلیارد دلار شده است.
خیلیها به واسطهی این نوع خرافات، ظلمهای بیشماری به مردم کردهاند و از طریق خرافهپرستی مردم صاحب ثروت هنگفتی شدهاند. این افراد در ایران ما هم کم نیستند؛مسلمان و غیر مسلمان هم ندارد
#خرافات
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دوستان گرامی درماه نورانی رجب و پیشاپیش شهادت امام همام حضرت کاظم علیه السلام هستیم
در دین مبین اسلام و مذهب حقه ی تشیع صدقه دادن و کمک به نیازمندان بسیار تاکید شده... در دوران و زمان ما مبالغ 50هزار تومان و 100هزار تومان از طرف شخص یا خانواده ای واقعا پول یه پفک نمکی و تنقلات هست...
نیازمندان آبرومند و زنان و مادران
عزیز زیادی چشم به راه کمک هستند که در بیرون منزل کارگرندوبعضا قدرت خرید نان و چند عدد تخم مرغ هم برای وعده های روزانه را ندارند چه برسد به گوشت یا لباس و دارو ووو 😔خدا خیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید....صدقات..نذورات..رد مظالم..برای اموات...جهت جلوگیری از چشم زخم...مرگناگهانی .آغاز مسافرت..باقیات الصالحات ....
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»
المنافقون/10
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️
[روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .
( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )