چکیده
بهلحاظ تاریخی میتوان نشان داد که «نظریة انبساط» از ابتکارات و ابداعات منطقدانان قرون وسطای متأخر مانند ویلیام شروود، راجر بیکن، پطرس اسپانیایی، ویلیام اکام، و جان بوریدان بوده است. این نظریه با رویکردی کاربردی در دورة معاصر، در آثار آموزشی منطق عمومی، برای تشخیص اعتبار «قیاس ارسطویی» استفاده شده است.
در این پژوهش، با تمرکز بر تفکرات منطقی جان بوریدان (1295 - 1361 م)، متفکر برجستة قرون وسطی، از این فرضیه دفاع میکنیم که، نظریة انبساط یکی از نتایج فرعی نظریة دلالت و اطلاق است. همچنین با ارجاع به آثار منطقی بوریدان نشان میدهیم که دو قاعدة «منع حد وسط غیرمنبسط» و «منع روش عقیم»، یکی از کاربردهای نظریة انبساط، از ابداعات بوریدان است. ازاینرو معاصران در آثار آموزشی منطق، در بهترین حالت، صرفاً تقریرهای متفاوتی از تعریف انبساط و قواعد مربوط به آن را بیان کردهاند، نه آنکه خود مبدع این قواعد باشند. بر این اساس نظریة پیتر گیچ را، که آشکارا نظریة انبساط را متفاوت از نظریة اطلاق میداند، بهشکلی منطقی و تاریخی نقد میکنیم و نشان میدهیم که نظریة قابل دفاعی نیست. در پایان تعاریف بدیعی از حدود «منبسط» و «غیرمنبسط» را با توجه به چهارچوب فلسفی ـ منطقی بوریدان ارائه میکنیم که به مفاهیم و اصطلاحات منطقی وی بسیار وفادار است.
فقه اکبر(2) حجت الاسلام امینی نژاد(بخش دوم) تجربه نگاری از کارویژه فلسفه.mp3
زمان:
حجم:
44M
🎙 تجربه نگاری از کار ویژه فلسفه اسلامی
👤استاد امینی نژاد
📋 سرفصلها
۱- شروع فلسفه با چه کتابی؟ 1:29
۲- پیش نیازهای ورود 5:58
۳- اهمیت استاد خوب 8:13
۴- ارزش و جایگاه طلبگی 12:18
۵- فلسفه از کجا و کی؟ 17:07
۶- چالش طلاب شهرستان 24:01
۷- چالش های مسیر فلسفی 28:12
۸- دغدغه رهبری درباره امتداد 34:55
#فلسفه #هدایت_تحصیلی
دکتر مرتضی کربلایی11.mp3
زمان:
حجم:
28.5M
فلسفه تصوف
جلسه یازدهم
فصل سوم: پیدایش طرائق صوفیه
آسیب شناسی پیدایش و گسترش طرائق صوفیه
الف) از نظر نظام سلسلهای
1- سوء استفاده از اصل خرقه و اندیشه زنجیره ولایت = ظهور و گسترش عارف نمایان و کرسی نامههای مجعول
2- کشمکش و منازعات فرقه ای برای جانشینی و خلافت سلسله
3- موروثی شدن قطبیت سلسله
ب) به انحراف رفتن برخی آموزه ها و مبانی تصوف
1- افراط در آداب و مستحسنات صوفیه و حبس روحی سالک
2- انحصارطلبی برخی مشایخ صوفیه و اعلام بطلان طرایق دیگر
3-عقل گریزی
4- علم گریزی
5-شریعت گریزی
ب) آسیب شناسی گسترش طرایق صوفیه
1-ورود برخی خرافات عوام در طرایق صوفیه و انحطاط و ابتذال آنها
2-توجه به کرامات و اعمال خارق العاده
3-رکود و تحجر اسلام توسط طرایق صوفیه
اهمیت معنوی پیدایش و گسترش طرایق صوفیه
دکتر مرتضی کربلایی
#تصوف #عرفان #صوتی #کربلایی
🔮 t
#حدیث
💠 امام علی علیه السلام:
خداوند در هر نعمتی حقی دارد. کسی که حق آن را ادا کند، آن نعمت را بر او افزون می کند و کسی که در آن کوتاهی نماید آن نعمت را در خطر زوال قرار می دهد.
📚نهج البلاغه، حکمت 244
🍃
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عقربی که مأمور خدا بود.
قشنگه نگاش کنید 👌
حکمت خدا
455.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پلیکان یک پرنده شگفت انگیز است
پلیکان به خاطر منقارش باورنکردنی است. منقار آن می تواند به اندازه ای کشیده شود که ۱۵ لیتر آب یا ۴ کیلوگرم ماهی را در خود جای دهد
بسم الله الرحمن الرحیم
توحید قرآنی
قرآن کریم وجه امتیاز انبیاء بر سائر مردم را، وحی به آنها در مورد توحید قرار داده است:
الكهف : 110 قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
فصلت : 6 قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكينَ.
این آیات دلالت میکند اگر این وحی بر آنها نبود، فرقی با سائر مردم نمیداشتند، ولی فیلسوف میگوید ما هیچ فرقی با انبیاء در مساله توحید نداریم وعقل ما برای توجه به این مطلب واثبات آن کافی بود:
أن التوحيد و نفي الشركاء ليس مما يرجع فيه إلى بيان النبوة فإنه مما يستقل به العقل و تقضي به الفطرة فلا معنى لعده فضلا على الناس من جهة الاتباع بل هم و الأنبياء في أمر التوحيد على مستوى واحد و شرع سواء و لو كفروا بالتوحيد فإنما كفروا لعدم إجابتهم لنداء الفطرة لا لعدم اتباع الأنبياء. المیزان ج11ص172
وتوجه نکرده است که هیچ منافاتی بین عقلی بودن ونیاز به تعلم وجود ندارد، همانطور که در مسائل ریاضی انسان بی نیاز از معلم نیست، (البته با این تفاوت که آیات فوق میگوید اگر وحی نبود، هیچگاه فکر بشر به توحید نمیرسید)
وپیشاپیش معلوم است که فکر فیلسوف در توحید به کجا خواهد رسید، جائی که هیچ ربطی به توحید وعقلانیت ندارد، آنجا که وحدت وجود را توحید میپندارد😳:
" ان حقيقة الوجود التي هي اصيلة لا اصيل دونها و صرفة لا يخالطها غيرها لبطلان الغير فلا ثاني لها واجبة الوجود لضرورة ثبوت الشى لنفسه و امتناع صدق نقيضه- و هو العدم- عليه و وجوبها اما بالذات او بالغير لكن كون وجوبها بالغير خلف اذ لا غير هناك و لا ثاني لها فهي واجبة الوجود بالذات (بدایة الحکمة)