هوالحی
ورود ماه به برج و صورت فلکی قوس (کمان)
...
خوردهام تیرِ فلک، باده بده تا سرمست
عُقده در بندِ کَمرتَرکشِ جوزا فکنم
جرعهٔ جام بر این تختِ روان افشانم
غُلغُلِ چنگ در این گنبدِ مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایّام چو سهو است و خطا
من چرا عِشرتِ امروز به فردا فکنم
...
تیر فلک منظور صورت فلکی قوس یا کمان است/ورود خورشید زیبا به برج فلکی جوزا.. آغاز تابستان و شروع گرما
@ALTAFHIM
💥خیّام فیلسوفِ ریاضیدان یا شاعرِ پوچ گرا؟!
✍استاد شهید #مطهری:
حجة الحق، ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری، معروف به خیام.
🔹فیلسوف و ریاضی دان و احتمالًا شاعر بوده است و شهرت جهانی دارد اما متأسفانه شهرت خیام به اشعار منسوب به اوست نه به فلسفه و ریاضیات، مخصوصاً ریاضیات که ارزش فراموش ناشدنی در این فنون داشته است. اشعار منسوب به خیام که اکثریت قریب به اتفاق آنها از خود او نیست، به او چهرهای داده کاملًا مغایر با چهره واقعی او، یعنی چهره یک انسان شکاک پوچ گرای دم غنیمت شمار غیرمسؤول. شاعری انگلیسی به نام فیتز جرالد که رباعیات او را - و بنا بر گفته آقای تقی زاده گاهی با تحریف و تغییر معنی- به زبانی فصیح به شعر ترجمه کرده، بیش از هرکس دیگر موجب این شهرت کاذب شده است.
🔻از خیام برخی رسالات فلسفی باقی مانده که طرز تفکر او را روشن میسازد؛ یکی رسالهای است به نام کون و تکلیف که در پاسخ سؤال ابونصر محمد بن عبد الرحیم نسوی، قاضی نواحی فارس است. وی از خیام درباره حکمت خلقت و غرض آفرینش و هم درباره فلسفه عبادات سؤال کرده است و ضمناً ابیاتی در مدح خیام سروده است که این چند بیت از آنها باقی مانده است:
ان کنت ترعین یا ریح الصباذممی
فاقری السلام علی العلامة الخیم
بوسی لدیه تراب الارض خاضعة
خضوع من یجتدی جدوی من الحکم
فهو الحکیم الذی تسقی سحائبه
ماء الحیوة رفات الاعظم الرمم
عن حکمة الکون و التکلیف یأت بما
تغنی براهینه عن ان یقال لم
🔸خیام، حکیمانه مطابق مبانی استادش بوعلی (یا استاد استادش) پاسخ گفته است. هرکس بر مبانی بوعلی در این مسائل وارد باشد میداند که خیام تا چه اندازه وارد بوده است. خیام در آن رساله از بوعلی به عنوان «معلم» یاد میکند و در مسائل مورد سؤال که ضمناً سرّ «تضاد در عالم» و مسئله شرور هم مطرح شده، مانند فیلسوفی جزمی اظهار نظر میکند و میگوید: من و آموزگارم بوعلی دراین باره تحقیق کرده و کاملًا اقناع شدهایم؛ ممکن است دیگران آن را حمل بر ضعف نفس ما نمایند، اما از نظر خود ما کاملًا قانع کننده است.
🔹این رساله را با چند رساله دیگر در اتحاد جماهیر شوروی چاپ و منتشر کردهاند و قبلًا هم در مصر در ضمن مجموعهای به نام جامع البدایع چاپ شده بوده است. ناشر روسی مدعی است که ناشران مصری اشتباه کرده، پنداشتهاند رساله تضاد رساله مستقلی است، در صورتی که متمم رساله کون و تکلیف و جزئی از آن است.
🔸اتفاقاً آنچه خیام در این رساله قاطعانه اظهار کرده است همانهاست که در اشعار منسوب به او درباره آنها اظهار تحیر شده است، و به همین جهت است که برخی از محققان اروپایی و ایرانی انتساب این اشعار را به خیام نفی میکنند و برخی بر اساس یک سلسله قرائن تاریخی معتقدند که دو نفر به این نام بودهاند: یکی شاعر و دیگری حکیم و فیلسوف؛ شاعر به نام خیام بوده است و حکیم و ریاضی دان به نام خیامی، و به عقیده بعضی[1] شاعر علی خیام بوده است و حکیم و ریاضی دان عمر خیامی.
🔸این که بعضی مدعی شدهاند که «خیامی» تلفظ عربی خیام است[2] مردود است، زیرا او خود در مقدمه رساله فارسی که در «وجود» نوشته است میگوید: «چنین گوید ابوالفتح عمر ابراهیم الخیامی»[3] شاید این اندازه را بتوان مسلّم دانست که وی مانند اکثر این گونه دانشمندان در عین کمال ایمان و اعتقاد به مبانی دینی- که از همه کتب او ظاهر و لائح است، حتی نوروزنامه منسوب به او- با متعبدان قشری سر به سر میگذاشته و همین برای او زحمت و دردسر فراهم میکرده است.
بیهقی مینویسد:
«او تالی بوعلی بود اما در خلق ضیقی داشت و در تعلیم و تصنیف ضنتی...
🔹روزی به حضرت شهاب الاسلام، الوزیر عبد الرزاق بن الفقیه در آمد و امام القراء ابوالحسین الغزالی حاضر بود. در اختلاف قراء درباره آیتی بحث رفت. چون امام (خیام) حاضر شد، شهاب الاسلام گفت: علی الخبیر سقطنا... او وجوه اختلاف قراء بیان کرد و هر وجهی (را) علتی بگفت. پس امام ابوالفخر گفت: کثر الله مثلک فی العلماء.»[4]
🔸تاریخ تولدش معلوم نیست. تاریخ وفاتش را 517 و 526 گفتهاند. قدر مسلّم این است که عمر طویل کرده (در حدود نود سال)[5] اما این که محضر درس بوعلی را درک کرده باشد، بسیار بعید است. اگر او بوعلی را «معلم» خود میخواند از آن جهت است که شاگرد مکتب بوعلی است نه شاگرد شخص او، و علی الظاهر نزد شاگردان بوعلی تحصیل کرده است.
--------
🔖پاورقی:
1: رجوع شود به بحث محققانه آقای محیط طباطبایی در مجله «گوهر»، سال اول، شماره 6.
2: علی اصغر حلبی، فلاسفه ایرانی، ص 408.
3: مجموعه رسائل خیام، چاپ شوروی.
4: ترجمه تتمه صوان الحکمه، ص 71 و 72.
5: «مقالات و بررسیها»، دفتر پنجم و ششم، ص 242.
📚 خدمات متقابل اسلام و ایران، ص482
حضرت فاطمه(سلام الله علیها):
در روز جمعه ساعتی هست که هرکس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند،دعایش مستجاب می شود و آن زمانی است که نیمی از خورشید غروب کرده باشد.
معانی الاخبار.ص۳۹۹
کانال تخصصی هیئت و نجوم اسلامی ایرانی التفهیم
@ALTAFHIM
هر ۸۰ سال یک بار
T CrB در صورت فلکی شمالی Corona Borealis یا تاج شمالی، در حدود ۳هزار سال نوری از زمین واقع شده است. منظومه ستارهای از یک ستاره غول قرمز و یک کوتوله سفید تشکیل شده است که به دور یکدیگر میچرخند.
غول سرخ بهطور مداوم با سوخت ستارهای خود یعنی هیدروژن کوتوله سفید را تغذیه میکند. هنگامی که هیدروژن کافی روی کوتوله سفید جمع میشود، دچار یک انفجار گرما هستهای میشود. این باعث میشود که ستاره بهطور چشمگیری درخشنده شود و دانشمندان به آن نواختر میگویند. هر ۸۰سال یا کمی بیشتر یا کمتر، این سیستم یک صفحه نمایش خیرهکننده نواختر را به نمایش میگذارد که آخرین فوران آن در سال ۱۹۴۶ رخ داد.
حالا ستارهشناسان پیشبینی میکنند که طغیان دیگری بین فوریه و سپتامبر ۲۰۲۴ قریبالوقوع خواهد بود. اینگونه میتوان گفت که چنین فرصتی برای تماشای نواختر، فقط یک بار در زندگی هر شخصی ممکن است رخ دهد!
رویت با چشم غیرمسلح
ستارهشناسان میگویند، یک منظومه ستارهای معمولا دارای قدر ۱۰+ است که برای دیدن با چشم غیرمسلح بسیار کم نور خواهد بود. با این حال در طول این رویداد، قدر به ۲+ افزایش مییابد که درخشندگیاش مشابه ستاره قطبی است. مقامات ناسا در این خصوص میگویند: «هنگامی که درخشندگی آن به اوج خود میرسد، باید برای چندین روز و کمی بیش از یک هفته قبل از مرگش با چشم غیرمسلح قابل رویت باشد.»
نو اختر چیست؟
متولد شدن یک ستاره نو در ابرِ غولآسایی که از گاز و غبار ساخته شده است، رخ میدهد. این ابر بهوسیله نیروی گرانش خود با کشش فراوان، گاز و غبار را به درون خود میکشد که این شروع فروپاشی آن است. ماحصل این فروپاشی، صدها ستاره جوان هستند. هر ستاره یا پیشستاره جوان با ساخت انرژی هستهای آغاز به درخشش میکند.
سپس ستاره، میلیاردها سال از سوخت هستهای بهره میگیرد و پرتوافشانی میکند. ولی سرانجام گازها که بهعنوان سوخت واکنش هستهای ستاره عمل میکنند، پایان مییابند. برآیند این که ستاره گرم و گرمتر میشود تا جایی که به یک غول قرمز تغییر مییابد.
هنگامی که همه سوخت پایان یافت، ستاره کوچک و تبدیل به یک کوتوله سفید شده که با گذشت زمان کمنور و کمنورتر میشود. برخی از ستارههای بزرگ با چنان سرعتی کاهش حجم مییابند که به گونه یک ابرنواختر درمیآیند و متلاشی میشوند. این پدیده در ستارگان کوچک مانند خورشید رخ نمیدهد، زیرا آنها سرانجام به کوتوله سفید تبدیل میشوند.
@ALTAFHIM
غول سرخ
غول سرخ بهعنوان یکی از انواع ستارگان در طیف رنگی ستارگان طبقهبندی میشود. این اصطلاح به ستارگانی اشاره دارد که در مرحلهای از زندگی خود، پس از اتمام دوره اصلی سوخت هستهای خود به فازهای پیری و تغییر شکل میپردازند. در این مرحله، ستارگان به علت انقباض هسته و افزایش دما و فشار در مرکز خود، هستههای جدیدی را شروع به سوختن میکنند، اغلب این فرایند انحرافاتی از معادله تعادل هیدرواستاتیکی را بهوجود میآورد که باعث میشود، هسته ستاره به سرعت انقباض پیدا کند و در نتیجه این فرایند دما و فشار در مرکز ستاره به مقادیر بسیار بالایی برسد.
این ستارگان که دما و فشار آنها از حد معینی بالاتر رفته باشد، بهعنوان «غول سرخ» شناخته میشوند. این ستارگان باعث تولید تشعشع بیشتری میشوند و از آنجا که فاصله آنها با زمین نیز نسبتا کمتر است، به طور مشخصی در آسمان به دیده میآیند.
کوتوله سفید
این ستارهها در واقع، ستارههایی هستند که در مرحله آخر زندگی خود به وضعیت نهایی خود میرسند. زمانی که ستارههایی مانند خورشید، سوخت هستهای خود را تمام کرده و جرمشان را از دست میدهند، هستهای کوچک بهجا میماند که به ستاره کوتوله سفید تبدیل میشود. ستارههای کوتوله سفید دارای جرم کمتر و دمای بالاتری نسبت به خورشید هستند.
@ALTAFHIM