eitaa logo
آل یاسین ۳۱۳
2.7هزار دنبال‌کننده
13.9هزار عکس
8.9هزار ویدیو
799 فایل
❣﷽ ✨ کانال آل یاسین🔻 🌺 @alyassin313 ╰┅─────────┅╯ ختم قرآن 👇 https://eitaa.com/joinchat/3883794739C7127d3934a چله مهدوی 👇 https://eitaa.com/joinchat/89981238C4e2667f121 ادعیه وزیارت 👇 https://eitaa.com/joinchat/4130603226C47ebb27628
مشاهده در ایتا
دانلود
سوره مبارکه نوشته استاد انصاریان @alyassin313
صفحه 320320-taha-fa-ansarian.mp3
زمان: حجم: 4.8M
سوره مبارکه منبع: پایگاه قرآن ایران صدا - ترجمه استاد حسین انصاریان @alyassin313
سوره مبارکه از کتاب تفسیر یک جلدی مبین @alyassin313
شهید والامقام محمد باقر آقائی🌻 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 تاریخ ولادت : 1342/1/2 محل ولادت : کرج _ روستای نوجان تاریخ شهادت: 1366/4/4 محل شهادت : سردشت نحوه شهادت : عملیات پدافندی سِمت: فرمانده گروهان نصر معاونت گردان حضرت علی اکبر علیه السلام لشگر 10 سیدالشهدا علیه السلام مزار : امامزاده محمد کرج ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ @alyassin313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷🌾🍀🌷🌾🍀🌷🌾🍀 🔰مختصری از زندگینامه شهید محمدباقر آقائی 💐🍃شهید محمدباقر آقائی در سال 1342 در کرج چشم به جهان گشود و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد و به عنوان رزمنده پا به عرصه دفاع از وطن نهاد و در کسوت معاون گردان حضرت علی اکبر علیه السلام حماسه ها بر صفحه جهاد و مقاومت حک کرد و اوج این حماسه آفرینی در تاریخ چهارم تیرماه 1366 در سردشت رقم خورد و بال در بال ملکوت گشود و به ایزد منان پیوست. 🥀🕊تربت پاک شهید در امامزاده محمد کرج نمادی از ایستادگی و مقاومت در راه وطن و ایمان است. روحش شاد و یادش گرامی🌹 ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ @alyassin313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♨️🔆♨️🔆♨️🔆♨️🔆♨️ 🔷خاطره آقای اکبر نریمانی همرزم شهید محمدباقر آقائی : 🌹🍃اولین روزهای اولین ماه تابستان بود. صبح زود، دو تویوتا از کادر گردان علی اکبر و گردان قمربنی هاشم از اردوگاه به سمت دیدگاه جدید حرکت کردند. من هم همراه کادر گردان (علی اکبر) بودم و همراه باقر آقایی و محسن ایوبی و دیگر بچه ها نشسته بودیم عقب تویوتا. طبق معمول؛ شوخی های محسن ایوبی، همه را سرگرم کرده بود… 🌱دو سه ساعتی در راه بودیم. نزدیک منطقه عملیاتی که شدیم، دیدیم ترافیک شده! قسمتی از جاده –که کوهستانی بود دچار مشکل شده و بچه های جهاد، مشغول ترمیم آن بودند. رودخانه ی پر آب کنار جاده و هوای خوب و ترافیک، هر کسی را وسوسه می کرد برود شنا کند. باقر آقایی از ماشین پیاده شد. گفت: «میروم دست و صورتم را بشویم.» ولی یکدفعه لباس هایش را درآورد و پرید توی آب! زود هم بیرون آمد و همانطور با تن خیس، لباسهایش را پوشید. مجموع رفت و آمدش، 5 دقیقه هم نشد! 🌸آمد سوار ماشین شد و با همان لبخند زیبای همیشگی اش گفت: «غسل شهادت کردم.» محسن ایوبی هم در جوابش به شوخی گفت: «آفت نداره.» باقر جواب داد: «اگر داشت، پشیمان می شوی که چرا تو هم غسل انجام ندادی ‌>> 🥀بالاخره رسیدیم پای کار. سنگر دیدبانی کوچک و کم‌جا بود. به همین دلیل قرار شد اول 5 نفر بروند، وقتی آمدند 5 نفر دوم بروند. من هم جزء 5 نفر دوم بودم. منتظر نشسته بودیم تا بچه ها بیایند و ما برویم که یکدفعه صدای شلیک توپ مستقیم تانک را شنیدیم! 🌷چند لحظه بعد، حاج علی و دیگر بچه ها با سر و صورت خاکی به سمت ما آمدند و گفتند: «برگردید. دوباره شروع کردند به زدن.» رفتیم پایین. منتظر باقر و محسن ماندیم، ولی گفتند: «بروید. آنها مجروح شدند.» 💥متوجه شدیم که هر دو شهید شدند. خیلی ناراحت شدیم… موقع برگشت، به همان مکانی که باقر غسل شهادت کرده بود رسیدیم. بی اختیار، اشک می ریختم و با خود می اندیشیدم که: آن ترافیک؛ بی حساب نبود. خداوند فرصتی را برای باقر مهیا کرده بود تا گل خودش را با عشق، پذیرا باشد…😔♥️ ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ @alyassin313