eitaa logo
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
73 دنبال‌کننده
35 عکس
10 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ #part21 حراست:آقامیگم برین بیرون حامی:من
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ رسیدم بیمارستان که دیدم یکی داره داد میزنه اولش گفتم به من چه بعدفکرهای خیلی بدی کردم که نکنه برای آرش اتفاقی افتاده یکم به صدادقت کردم دیدم صدای حامیه دیگه بددلشوره گرفتم که نکنه آرش چیزیش شده باشه سریع رفتم بالا دادزدم چیشدههههه پرستار:انابفرماییداینم خانم رضایی شماکجابودین نیلو:اتفاقی افتاده پرستار:ایشون همسرتون هستنن دوستتون هستن اومدن اینجادنبال شما دیدن نیستین کلی سرصدابه پاکردن نیلو:الان طبقه بالا هستن پرستار:بله زودتربرین که کل بیمارستانوگذاشته روسرش نیلو:باشه سریع رفتم طبقه بالا نیلو: حامی چیشده حامی:توکدوم گوری بودی نمیگی نگرانت میشم بایدبی خبربری جایی مگه نمیبینی خطرناکه(داد) نیلو:اولا سرمن دادنزن دومن ببخشیدمبایل نداشتم بهتون زنگ بزنم حامی:دوست دارم دادبزنم توهم برام تعیین تکلیف نکن الان میریم برات گوشی میخرم نیلو:ای بابا اصلا نمیخوام حامی:گفتم بریم نیلو:چراانقدرزورمیگی حامی:ببین اگه سهراب دوباره بیادسراغت چه خاکی توسرم بریزم نیلو:سهراب اگه بیادمن اینجانباشم میره سراغ آرش حامی:پرستارهامراقب آرش هستن الانم بهشون میسپارم که هیچکسیوغیرازماراه ندن تواتاقش بعدشم خودشون راه نمیدن ماروبزورراه دادن نیلو:باشه ولی نمیتونم من نگرانم بعدش برگردیم اینجا حامی:باشه بعدش برمیگردیم اینجا رفتیم سوارماشین شدیم وحرکت کردیم....‌
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنبال یجا پر از آهنگ از خواننده های معروف هستی ؟! بیا اینجا که جای خودته 💫 _ 🎶 🎹 __ https://eitaa.com/piono124 هنوز نیومدی؟؟ بیا دیگه😌😌
458.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌊‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧🤍 ⋆ ‌               •           ✶ ‌              ✶                               ⋆۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬                    ۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬  ˟     ۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫     ˟         ۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫۬۫        ˟          ‌       ★★ ‌   ★   ‌         ‌ ‌      ★   ‌      ★ ‌  ★ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌࣪  ࣭࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪ 𖤐   ‌  ࣪  ࣭࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪ ٭   ‌ ࣪  ࣭࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪ ٭  ‌ ࣪  ࣭࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪ ٭   ‌ ࣪  ࣭࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪ ٭  ‌          ٭ دُختری بِه نامِ نیلو کِه دَر دانِشگاه دَرس می خونِه کُلی دوست پِیدا میکنهِ . و به یه تُور میرَن که اونجا با پِسری بهِ نامِ حآمیم آشنا میشِه.........🦋⃤ ׅ ☁️ 𖤓ִ ۫ ּ⭑ 𐙚 برای ادامه داستان به کانال زیر بپیوندید 𐙚 ⋒ ── 𝐹𝑜𝑙𝑙𝑜𝑤 𝑀𝑒 ── ⋒https://eitaa.com/amagdarya ↲ ╰────────── ✨ ──╮
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ #part22 رسیدم بیمارستان که دیدم یکی داره داد
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ سوارماشین شدیم وحرکت کردیم به یه مبایل فروشی رسیدیم نیلو:توجدی میخوای برای من مبایل بگیری؟؟ حامی:آره دیگه نمیبینی نیلو:جداچرااااا حامی:وظیفمه برای زن آیندم خرج کنم نیلو:زن آیندتتتت؟ حامی:آره نگوکه میخوای بزنی زیرش نیلو:مافقط قراربودتورابطه باشیم ولی مثل اینکه جدی جدی میخوای منوبگیری ببین من نمیخوام ازدواج کنم حامی:درسته تورابطه ایمم ولی بلاخره که زنم میشی بعدشم توغلط میکنی زن من نمیشی نیلو:درست حرف بزن دیگه انقدر اختیارازخودم دارم که برای خودم تصمیم بگیرم توحق نداری برای من تعیین تکلیف کنی زدتوگوشم....... حامی:تودیگه مال منی نمیتونی زیرش بزنی دفعه بعدراجب این بامن بحث کنی بدترمیزنمت نیلو:به چه جرعتی دست رومن بلندمیکنی(گریه) ودرماشینوبازکردورفت حامی:نیلوکدوم گوری میری منم ازماشین پیاده شدم ودویدم سمتشو دستشوگرفتم وکشوندمش توی ماشین نیلو:ولم کن عوضی(گریه) حامی:ساکت شوووووووو نیلو:من اگه ازهمون اول میدونستم قصدتت چیه اصلا میزدمت کناررر(گریه) حامی:میدونستی هم کاری ازدستت برنمیومد انداختمش توماشین درهم قفل کردم.....
سلام ممنونمممم لطف داری گلل زیادشیم پارت هم زیادمیزارم❤️
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ #part23 سوارماشین شدیم وحرکت کردیم به یه مب
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ انداختمش توماشین ودرهم قفل کردم نیلو:نمیدونستم قصدت چیه وگرنه ازدستت فرارمیکردم(گریه) حامی:مگه فرارنکردی؟(داد) نیلوهیچی نگفت حامی:اگه یک باردیگه همچین رفتاری ازت ببینم بدون بدتررفتارمیکنم نیلو:الان فرق توبااون سهراب کثافت چیه همتون مثل همین همتوننن ماشینونگه داشت یک سیلی بهم زد که ازدماغ ودهنم خون اومد شکه شدم حامی:بارآخرت باشه منوبااون مرتیکه عوضی مقایسه میکنی(داد) نیلو:(گریه) مثل اینکه داشتیم ازشهرخارج میشدیم نیلو:کجامنومیبری منوبزارپیش داداشم(گریه) حامی:توغصه آرشونخوربه دوستش گفتم که ازدانشگاه بهت زنگ زدن که برگردی نیلو:چراهمچین کاری کردییییییی خیلی نامردییییی(دادوگریه) حامی:خفهههه شوووووو نیلو:حالا داری منوکجامیبیری(گریه) حامی:میبرم ویلای خودم نیلو:نمیخوام بیام من حامی:نیلودودقیقه دهنتو ببند هرچی من میگم بایدگوش بدی نیلو:باشه(گریه) یک ساعت...... دوساعت...... بلاخره رسیدیم ویلا...