رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
اینا رزقای معنوی کربلا بودن ک فانوس بهمون داد حالا بوخونید بنده باهاشون حال میکنم
اصن فکر نکنید دختر خیلی خوبیم ن برعکس حقیقتا چیزی نداریم
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
اصن فکر نکنید دختر خیلی خوبیم ن برعکس حقیقتا چیزی نداریم
این تفکرات غلطه اصن نا امید کنندس
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
به عنوان ی دختر فکر نکنم زیادم بد باشه
این حجم از خساستی ک من تو گیم به خرج میدم و هرکس بود تا الان شرکت و باهاش خریده بود
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
این حجم از خساستی ک من تو گیم به خرج میدم و هرکس بود تا الان شرکت و باهاش خریده بود
اصن تا وقتی از جنازه ها بشه کش رفت چرا باید خودم بخرم