برای آنهایی که دیده نمیشوند
حماسه نجیبانه کسانی که با نظام قهر بودند اما با ایران نه
در تحلیلهای نظامی و راهبردی جنگ اخیر که به ماه رمضان گره خورد، همواره سخن از موشکها، پهپادها و سامانههای پدافندی است. اما در لایههای پنهان این نبرد، دشمن روی سلاحی حساب کرده بود که گمان میکرد برندگیاش از هر کلاهک جنگی بیشتر است: فروپاشی تابآوری اجتماعی. دشمن، دیدگان خود را به خیابانهایی دوخته بود که در سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ شاهد فریادهای بلند اعتراض بود. آنها منتظر بودند تا گسستهای فرهنگی و سیاسی میان بخشی از بدنه جامعه با ساختار قدرت، در لحظه برخورد صاعقههای جنگ، به انفجاری داخلی تبدیل شود.
مخاطب این سطور، آن بخش از هموطنانی هستند که شاید سالهاست میان خود و روایتهای رسمی، فرسخها فاصله میبینند. همانهایی که نه در صفوف اول راهپیماییها حضور دارند و نه با اتفاقات این شبهای خیابان، احساس همگنی میکنند. کسانی که شاید حتی از وضعیت موجود دلخونی عمیق دارند و در سالهای اخیر، طعم تلخ بازداشت، برخورد یا نادیده گرفته شدن را چشیده باشند. اما همین جمعیت، در شبهای پرالتهاب حمله به خاک آبا و اجدادی، معادلهای را رقم زد که تمام اتاقهای فکر دشمن را به بنبست کشاند.
این گروه از مردم، با وجود تمام دلخوریهای سیاسی، وقتی سایه تهدید را بر سر "ایران" دیدند، نجیبانه صبوری کردند. آنها در حالی که زیر بار سنگین قیمتهای افسارگسیخته و فشارهای اقتصادی اخیر کمر خم کرده بودند، اجازه ندادند صدای اعتراضشان به ابزاری برای شادی دشمن تبدیل شود. آنها شاید این شبها در خیابانها فریاد شادی سر ندادند و حتی از همهمه جنگ آزردهخاطر شدند، اما در وسط میدان نبرد، آب به آسیاب بیگانه نریختند. این یک "سکوت استراتژیک" از سوی مردمی بود که ثابت کردند مرز میان اعتراض به حکمرانی و خیانت به سرزمین را به خوبی میشناسند.
باید با صراحت گفت که عظمت کار این بخش از جامعه کمتر از کسانی نیست که در خط مقدم ایستادند. درک این معنا که "میهن" فراتر از هر سلیقه و نظام سیاسی است، بلوغی ملی را به نمایش گذاشت که مایه فخر هر ایرانی است. شما نشان دادید که اگرچه با بخشی از قرائتهای موجود زاویه دارید، اما وقتی پای تمامیت ارضی و غرور ملی در میان باشد، لنگرگاه ثبات این کشتی هستید.
تاریخ شهادت خواهد داد که ایران، این روزهای سخت را نه فقط با قدرت نظامی، بلکه با بزرگمنشی و صبوری کسانی پشت سر گذاشت که با وجود تمام ناملایمتیها، ایران را تنها نگذاشتند. قدردانی از این نجابت، تنها با شعار ممکن نیست؛ این فداکاری جمعی، وظیفهای سنگین بر دوش مسئولان میگذارد تا پس از فرونشستن غبار جنگ، مملکتی بسازند که در آن هیچ ایرانی احساس غربت نکند و بستری فراهم شود که دلخوریهای گذشته، در سایه عدالت و احترام، التیام یابد. افتخار به هموطنی با شما، کمترین واژهای است که میتوان به زبان آورد.
سیدمجتبی نعیمی
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
@amhchn
هدایت شده از ارگ
⚠️اندیشکده ارگ برگزار می کند :
✅سومین رویداد گفتگو و مناظره #سره
✳️با موضوع :
❇️« مشارکت تیپ های مختلف در تجمعات #خیابان ؛ چرایی و چگونگی ؟ »
❎طرفین گفتگو :
◀️خانم شهره پوررمضان
◀️خانم مریم خلیلی
◀️خانم مهدیه زین
📝میزبان : سید مجتبی نعیمی
💠 دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ساعت ۱۵:۳۰
🔷تالار مرکزی رشت ، سالن شماره ۲
🇮🇷اندیشکده رصد راهبردی گیلان | ارگ
https://eitaa.com/ARG_Thinktank
وقتی امنیت ملی در مسلخ هیجانات قشری ذبح میشود
آقای فلاحتی! آیا در میانه جنگ آخرالزمانی، به دنبال هموطنکشی هستید؟
«بیحجاب مخالف قرآن است؛ مرگ بر مخالف قرآن... شرمتان باد؛ اگر مردم تصمیم بگیرند، دمار از روزگار بیحجابها درمیآورند... بیحجاب با این وضع کثیف دیگر غیر قابل تحمل است...»
اینها تیتر رسانهای برای ایجاد تفرقه در ایران نیست؛ بلکه اظهارات حیرتانگیز روز ۱۲ اردیبهشت آیتالله فلاحتی، نماینده ولی فقیه در گیلان است؛ شخصیتی که پیشتر نیز صراحتاً گفته بود: «از خانمهای بیحجاب متنفرم!»
برای درک عمق اشتباه بودن این سخنان، باید نگاهی به تقویم و جغرافیای بحرانزده اطرافمان بیندازیم. کشور درگیر یک جنگ تمامعیار، مستقیم و آخرالزمانی با آمریکا و اسرائیل است. از سوی دیگر، جامعه هنوز از شوک و التهاب اتفاقات خونین ۱۸ و ۱۹ دیماه رها نشده است. در چنین شرایط فوقبحرانی، بیان این سخنان از یک تریبون رسمی، نه تنها خطای لفظی نیست، بلکه از منظر «امنیت ملی» یک انتحار سیاسی است.
تحریک بخشی از جامعه با گزارهی «دمار از بیحجابها درمیآورند»، در زمانی که تمرکز نیروهای امنیتی باید معطوف به مرزها و دفع خرابکاریهای موساد باشد، مصداق بارز دعوت به جنگ داخلی است. توهین به بخش بزرگی از زنان جامعه و استفاده از کلماتی چون «کثیف» و «متنفرم»، تیر خلاص به همبستگی ملی است و جامعه را مستقیماً به آغوش رسانههای دشمن هل میدهد.
در فقه سیاسی قاعدهای به نام «تزاحم» (ترجیح مصالح اهم بر مهم) داریم. تاریخ گواه است که وقتی امیرالمؤمنین (ع) در کوفه با بدعتِ جماعت خواندن نماز مستحبی (تراویح) مخالفت کرد و با شعار و اعتراض سپاه مواجه شد، برای جلوگیری از فروپاشی ارتش در برابر معاویه، از برخورد قهری عقبنشینی کرد.
با این حال، نگاه سنتی و تندرو یک نقد جدی به این مقایسه وارد میکند: «نماز تراویح یک مستحب بود، اما حجاب یک واجب شرعی است. بیحجابی امروز خاکریز جنگ ترکیبی دشمن است و کوتاه آمدن از آن، عقبنشینی در برابر غرب محسوب میشود.»
اما پاسخ این نقد، دقیقاً در دل مبانی «فقه حکومتی» جمهوری اسلامی نهفته است:
اولاً، دوراهیِ بودن یا نبودن: بر اساس نظریه صریح بنیانگذار انقلاب، «حفظ نظام از اوجب واجبات است» و حاکمیت میتواند حتی اجرای احکام اولیه (مثل نماز و حج) را اگر در تزاحم با موجودیت نظام باشد، موقتاً تعطیل کند. وقتی اصرار بر اجرای قانون حجاب در شرایط جنگی، باعث شکاف عمیق، درگیری خیابانی و فرسایش توان نظامی و انتظامی کشور میشود، حاکمیت بر سر یک دوراهی قرار میگیرد: انتخاب میان «جمهوری اسلامیِ بدون الزام حجاب برای بخشی از جامعه» و «نابودیِ کل جمهوری اسلامی». پافشاری بر یک واجب شرعی به قیمت نابودی اصل حکومت، نقض غرضِ تشکیل حکومت اسلامی است.
ثانیاً، تاکتیک اشتباه در جنگ شناختی: اگر بپذیریم بیحجابی بخشی از جنگ ترکیبی دشمن است، آیا پاسخ آن توهین از تریبون رسمی است؟ جنگ شناختی، جنگ تسخیر قلبهاست. دشمنپنداریِ شهروندان و دادن شعار «مرگ بر مخالف قرآن» برای مسئله پوشش، دقیقاً بازی در پازل عملیات روانی اسرائیل است. راه پیروزی در این جنگ، استفاده از ظرفیتهای مختلف برای مدارا، اقناع و باز کردن درِ محبت است، نه تحقیر.
این ادبیات خشن، در تضاد مطلق با سیره عالیترین مقام نظام است. رهبر انقلاب در اوج التهابات ۱۴۰۱ با نگاهی پدرانه صراحتاً فرمودند: «آن کسانی که حجاب ضعیف دارند هم دختران خود ما هستند... نباید آنها را متهم به بیدینی و ضدانقلاب بودن کرد.» وقتی رهبری بر پرهیز از طرد جوانان تأکید دارد، رفتار تریبونداران نشاندهنده فقدان درک راهبردی آنهاست.
امروز، ماشین جنگی دشمن در حال کوبیدن کیان ایران است. عقلانیت حکومتی حکم میکند که برای دفع شر بزرگتر، از هرگونه تنشآفرینی داخلی پرهیز شود. اصرار بر دامن زدن به اختلافات در میانه این جنگ آخرالزمانی، چیزی جز نواختن شیپورِ از سرِ گشاد آن نیست؛ صدایی که نتیجهاش، نه حفظ دین، بلکه خدای نکرده نابودی ایران خواهد بود.
سیدمجتبی نعیمی
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
@amhchn
هدایت شده از بولتن نیوز
گزارش اختصاصی بولتن نیوز از نشست موسسه خاورمیانه آمریکا در رابطه با جنگ رمضان
وقتی مرد شماره دوم امنیت ملی بایدن، حباب پیروزی جمهوری خواهان را برملا میکند
در روزهایی که گرد و غبار نخستین ماههای جنگ افروخته در خاورمیانه هنوز فروننشسته، واشنگتن در جستجوی پاسخی برای پرسشی است که مرز میان پیروزی و شکست را مبهمتر از همیشه کرده است. کمتر از دو ماه پس از آغاز درگیریهای نظامی، اتاق فکر کهنهکار «موسسه خاورمیانه» میزبان یک نشست مجازی بود تا به تحلیل یک دوگانه سرنوشتساز بپردازد: «آیا آمریکا در ایران پیروز است یا شکست خورده؟». این گردهمایی که دو مقام ارشد پیشین امنیت ملی از دولتهای ترامپ و بایدن را در برابر یکدیگر قرار میداد، تصویری از عمق سردرگمی استراتژیک در قلب پایتخت آمریکا ارائه کرد.
برای ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید
https://www.bultannews.com/fa/news/886625
@bultannewss
هدایت شده از بولتن نیوز
اعتراف تلاشگران اندیشکدهٔ پنتاگوننشین/گزارش اختصاصی بولتن نیوز از مقاله تکان دهنده موسسه CSIS
آمریکا رسماً پذیرفت: ایران در میدان جنگ روایتها، ما را تحقیر کرده است
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (سیاسآیاس) از باسابقهترین و معتبرترین اندیشکدههای واشنگتن است که نقشی کلیدی در شکلدهی به سیاست خارجی و امنیتی آمریکا دارد. این مرکز در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ گزارشی با عنوان «بهرهبرداری از بیزاری آمریکاییها از جنگهای بیپایان: گسترش روایتهای ایرانی در بلواسکای» منتشر کرد که به تحلیل کارزار اطلاعاتی ایران در این شبکهٔ اجتماعی میپردازد. نویسندگان از میان ۹۰۱۲ پست منتشرشده توسط ۱۹ حساب کاربری اصلی با الگوهای رفتاری منطبق بر عملیات نفوذ مرتبط با ایران، سه مضمون محوری را استخراج کردهاند.
https://www.bultannews.com/fa/news/886647
@bultannewss
هدایت شده از بولتن نیوز
وقتی اسرائیل تاوان جنگی را میدهد که خود آغازگر آن بود
تلآویو در تله تنگه هرمز؛ قربانی بازی بزرگ واشنگتن و تهران
جنگ علیه حماس، حزبالله و سپس ایران، ارتش اسرائیل را به جمعبندی تلخی رساند: توان حذف کامل این دشمنان وجود ندارد و تنها راه حفظ موجودیت، ضعیفسازی مداوم آنهاست. این تغییر راهبردی عمیق، اسرائیل را از بازدارندگی سنتی به سوی رویهای تهاجمی اما فرسایشی سوق داده است. بر اساس تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، اسرائیل اکنون به جای نابودی یکباره دشمنان، بر تداوم حملات و تحلیل بردن تدریجی توان آنان متمرکز شده است. اما نقطه ضعف مهلک این دکترین، وابستگی سرنوشتساز آن به نقشآفرینی ایالات متحده است. تلآویو برای فلج کردن زیرساختهای هستهای و موشکی ایران، به توان نظامی و اطلاعاتی واشنگتن نیاز دارد و شکستهای عملیاتهای هوایی برای توقف کامل برنامه هستهای، این حقیقت را آشکار کرد که بدون ورود مستقیم آمریکا به میدان، اسرائیل نمیتواند به هدف غایی خود دست یابد.
برای ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید
https://www.bultannews.com/fa/news/886746
@bultannewss
چرا تحلیلگرانی که درآمد تنگه هرمز را به ۲ میلیارد دلار تقلیل میدهند، یا خوشخیالاند یا عامدانه آب به آسیاب فشار حداکثری میریزند؟
ماشین حساب به دستها در خدمت اتاق فکر دشمن؛ تنگه هرمز را با دلار معامله نکنیم
از زمانی که جمهوری اسلامی ایران با قدرتی بازدارنده بر تنگه هرمز مسلط شده و توانسته است از این آبراهه حیاتی بهعنوان اهرمی برای وارد آوردن فشار شدید بر دشمنان خود بهره گیرد، جریانی از تحلیلگران و شخصیتهای داخلی سر برآوردهاند که گویا مأموریت خود را در تخریب ارزش این برگ برنده تعریف کردهاند. تمرکز وسواسگونه این افراد بر محاسبات مالی و تقلیل بحث تنگه هرمز به یک دعوای حسابداری بر سر عدد و رقم، نشان از خطای راهبردیای دارد که نتیجه آن، ناآگاهانه یا آگاهانه، چیزی جز تضعیف موقعیت ایران و پیش بردن مطالبه دشمن برای باز شدن این گلوگاه نیست.
خط همیشگی این طیف، برجسته کردن این گزاره است که «درآمد ایران از مدیریت تنگه هرمز ۱۰۰ میلیارد دلار نیست، بلکه در خوشبینانهترین حالت رقمی بین ۲ تا ۱۰ میلیارد دلار و آن هم تحت شرایطی خاص است». نتیجهگیری نهایی اما از دل این محاسبه سرد بیرون میآید: «پس بهتر است تنگه را باز کنیم تا بتوانیم نفت و گاز خود را بفروشیم و از آن مسیر به درآمدهای کلان برسیم».
حتی اگر به فرض، ارقام اعلامشده درباره درآمد حق عبور یا عوارض تنگه کاملاً دقیق باشد و ایران نتواند از این مسیر به ارقام نجومی دست یابد، این پرسش اساسی مطرح میشود که چه زمانی ارزش یک مزیت راهبردی با معیار درآمد مستقیم ریالی یا دلاری سنجیده میشود؟ قدرت استراتژیکی که تنگه هرمز به ایران میدهد از جنس «پول نقد» نیست، بلکه از جنس «قدرت نفوذ ژئوپلیتیک»، «بازدارندگی بدون نیاز به شلیک یک گلوله» و «کارت برنده در مذاکرات بزرگ» است.
نخستین و مهمترین بُعد ارزش استراتژیک تنگه هرمز در این واقعیت نهفته است که این آبراهه، شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی و حلقه اتصال بزرگترین دارندگان انرژی به گرسنهترین مصرفکنندگان آن است. عبور روزانه حدود یکپنجم از نفت مصرفی جهان از این تنگه، به ایران این توانایی منحصربهفرد را میدهد که نبض اقتصاد و امنیت رقبا و دشمنان خود را در دست بگیرد. هیچ خط لوله یا پروژه فروش نفت خام تحت تحریم، هرگز چنین قدرتی را به ایران نداده و نخواهد داد.
دومین لایه از این قدرت، در بازدارندگی نظامی و امنیتی آن نهفته است. تسلط بر تنگه هرمز این پیام آشکار را به هر دشمنی مخابره میکند که هزینه اقدام نظامی علیه ایران، تنها به مرزهای سرزمینی محدود نخواهد ماند، بلکه زنجیره تأمین انرژی جهانی را به آتش خواهد کشید. این دکترین که تهدید علیه تهران مساوی با تهدید علیه جریان آزاد انرژی است، عامل اصلی تردید همیشگی ماجراجویان در واشنگتن و تلآویو بوده است.
معادله ساده است: نابودی این برگ بازدارنده به این بهانه که «درآمدش کم است»، درست به معنای خلع سلاح شدن ایران در برابر تهدیدات آینده است. تحلیلگرانی که ما را به رها کردن این اهرم برای فروش نفت دعوت میکنند، در حقیقت پیشنهاد گروگان گرفتن اقتصاد ایران در ازای یک وعده فروش نفت تحریمپذیر را میدهند که تجربه دهههای اخیر نشان داده هر لحظه میتواند با امضای یک قانون جدید در کنگره آمریکا یا تصمیمی در کاخ سفید به صفر برسد.
لایه سوم قدرت تنگه هرمز، اهرم بیبدیل چانهزنی سیاسی در مذاکرات است. قدرتی که از توانایی ایران برای تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی ناشی میشود، کارت بازی ارزشمندی است که میتواند امتیازات تعیینکنندهای در میز مذاکره هستهای، رفع تحریمها و معادلات منطقهای به همراه داشته باشد. این همان قدرت نرم برآمده از یک موقعیت سخت جغرافیایی است که ارزش آن را نه با ماشین حساب، بلکه باید با قطبنمای ژئوپلیتیک اندازه گرفت. در دنیای واقعی سیاست بینالملل، گاهی یک «تهدید معتبر» موثرتر از یک «چک میلیاردی» عمل میکند و توانایی تهران در قفل کردن این گلوگاه، همان تهدید معتبری است که هیچ بانکی قادر به پرداخت معادل آن نیست.
فهم قدرت تنگه هرمز نیازمند نگاهی است که از اعداد و ارقام حسابداری فراتر میرود و ارزش یک دارایی راهبردی را در «فضای بازی بزرگی» که ایجاد میکند، جستوجو میکند. این تنگه برای ایران یک دستگاه خودپرداز نیست، بلکه یک ضربگیر قدرت است که ضربآهنگ تحریمها را کند، محاسبات دشمنان را پیچیده و برگهای بازی ایران در میز مذاکره را رنگارنگتر میکند. فروختن این گنج بیبدیل به بهای یک وعده فروش نفت، مصداق کامل معاملهای است که جز حسرت و خسران چیزی به دنبال ندارد.
سیدمجتبی نعیمی
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
@amhchn