هدایت شده از بولتن نیوز
گزارش اختصاصی بولتن نیوز از نشست موسسه خاورمیانه آمریکا در رابطه با جنگ رمضان
وقتی مرد شماره دوم امنیت ملی بایدن، حباب پیروزی جمهوری خواهان را برملا میکند
در روزهایی که گرد و غبار نخستین ماههای جنگ افروخته در خاورمیانه هنوز فروننشسته، واشنگتن در جستجوی پاسخی برای پرسشی است که مرز میان پیروزی و شکست را مبهمتر از همیشه کرده است. کمتر از دو ماه پس از آغاز درگیریهای نظامی، اتاق فکر کهنهکار «موسسه خاورمیانه» میزبان یک نشست مجازی بود تا به تحلیل یک دوگانه سرنوشتساز بپردازد: «آیا آمریکا در ایران پیروز است یا شکست خورده؟». این گردهمایی که دو مقام ارشد پیشین امنیت ملی از دولتهای ترامپ و بایدن را در برابر یکدیگر قرار میداد، تصویری از عمق سردرگمی استراتژیک در قلب پایتخت آمریکا ارائه کرد.
برای ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید
https://www.bultannews.com/fa/news/886625
@bultannewss
هدایت شده از بولتن نیوز
اعتراف تلاشگران اندیشکدهٔ پنتاگوننشین/گزارش اختصاصی بولتن نیوز از مقاله تکان دهنده موسسه CSIS
آمریکا رسماً پذیرفت: ایران در میدان جنگ روایتها، ما را تحقیر کرده است
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (سیاسآیاس) از باسابقهترین و معتبرترین اندیشکدههای واشنگتن است که نقشی کلیدی در شکلدهی به سیاست خارجی و امنیتی آمریکا دارد. این مرکز در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ گزارشی با عنوان «بهرهبرداری از بیزاری آمریکاییها از جنگهای بیپایان: گسترش روایتهای ایرانی در بلواسکای» منتشر کرد که به تحلیل کارزار اطلاعاتی ایران در این شبکهٔ اجتماعی میپردازد. نویسندگان از میان ۹۰۱۲ پست منتشرشده توسط ۱۹ حساب کاربری اصلی با الگوهای رفتاری منطبق بر عملیات نفوذ مرتبط با ایران، سه مضمون محوری را استخراج کردهاند.
https://www.bultannews.com/fa/news/886647
@bultannewss
هدایت شده از بولتن نیوز
وقتی اسرائیل تاوان جنگی را میدهد که خود آغازگر آن بود
تلآویو در تله تنگه هرمز؛ قربانی بازی بزرگ واشنگتن و تهران
جنگ علیه حماس، حزبالله و سپس ایران، ارتش اسرائیل را به جمعبندی تلخی رساند: توان حذف کامل این دشمنان وجود ندارد و تنها راه حفظ موجودیت، ضعیفسازی مداوم آنهاست. این تغییر راهبردی عمیق، اسرائیل را از بازدارندگی سنتی به سوی رویهای تهاجمی اما فرسایشی سوق داده است. بر اساس تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، اسرائیل اکنون به جای نابودی یکباره دشمنان، بر تداوم حملات و تحلیل بردن تدریجی توان آنان متمرکز شده است. اما نقطه ضعف مهلک این دکترین، وابستگی سرنوشتساز آن به نقشآفرینی ایالات متحده است. تلآویو برای فلج کردن زیرساختهای هستهای و موشکی ایران، به توان نظامی و اطلاعاتی واشنگتن نیاز دارد و شکستهای عملیاتهای هوایی برای توقف کامل برنامه هستهای، این حقیقت را آشکار کرد که بدون ورود مستقیم آمریکا به میدان، اسرائیل نمیتواند به هدف غایی خود دست یابد.
برای ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید
https://www.bultannews.com/fa/news/886746
@bultannewss
چرا تحلیلگرانی که درآمد تنگه هرمز را به ۲ میلیارد دلار تقلیل میدهند، یا خوشخیالاند یا عامدانه آب به آسیاب فشار حداکثری میریزند؟
ماشین حساب به دستها در خدمت اتاق فکر دشمن؛ تنگه هرمز را با دلار معامله نکنیم
از زمانی که جمهوری اسلامی ایران با قدرتی بازدارنده بر تنگه هرمز مسلط شده و توانسته است از این آبراهه حیاتی بهعنوان اهرمی برای وارد آوردن فشار شدید بر دشمنان خود بهره گیرد، جریانی از تحلیلگران و شخصیتهای داخلی سر برآوردهاند که گویا مأموریت خود را در تخریب ارزش این برگ برنده تعریف کردهاند. تمرکز وسواسگونه این افراد بر محاسبات مالی و تقلیل بحث تنگه هرمز به یک دعوای حسابداری بر سر عدد و رقم، نشان از خطای راهبردیای دارد که نتیجه آن، ناآگاهانه یا آگاهانه، چیزی جز تضعیف موقعیت ایران و پیش بردن مطالبه دشمن برای باز شدن این گلوگاه نیست.
خط همیشگی این طیف، برجسته کردن این گزاره است که «درآمد ایران از مدیریت تنگه هرمز ۱۰۰ میلیارد دلار نیست، بلکه در خوشبینانهترین حالت رقمی بین ۲ تا ۱۰ میلیارد دلار و آن هم تحت شرایطی خاص است». نتیجهگیری نهایی اما از دل این محاسبه سرد بیرون میآید: «پس بهتر است تنگه را باز کنیم تا بتوانیم نفت و گاز خود را بفروشیم و از آن مسیر به درآمدهای کلان برسیم».
حتی اگر به فرض، ارقام اعلامشده درباره درآمد حق عبور یا عوارض تنگه کاملاً دقیق باشد و ایران نتواند از این مسیر به ارقام نجومی دست یابد، این پرسش اساسی مطرح میشود که چه زمانی ارزش یک مزیت راهبردی با معیار درآمد مستقیم ریالی یا دلاری سنجیده میشود؟ قدرت استراتژیکی که تنگه هرمز به ایران میدهد از جنس «پول نقد» نیست، بلکه از جنس «قدرت نفوذ ژئوپلیتیک»، «بازدارندگی بدون نیاز به شلیک یک گلوله» و «کارت برنده در مذاکرات بزرگ» است.
نخستین و مهمترین بُعد ارزش استراتژیک تنگه هرمز در این واقعیت نهفته است که این آبراهه، شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی و حلقه اتصال بزرگترین دارندگان انرژی به گرسنهترین مصرفکنندگان آن است. عبور روزانه حدود یکپنجم از نفت مصرفی جهان از این تنگه، به ایران این توانایی منحصربهفرد را میدهد که نبض اقتصاد و امنیت رقبا و دشمنان خود را در دست بگیرد. هیچ خط لوله یا پروژه فروش نفت خام تحت تحریم، هرگز چنین قدرتی را به ایران نداده و نخواهد داد.
دومین لایه از این قدرت، در بازدارندگی نظامی و امنیتی آن نهفته است. تسلط بر تنگه هرمز این پیام آشکار را به هر دشمنی مخابره میکند که هزینه اقدام نظامی علیه ایران، تنها به مرزهای سرزمینی محدود نخواهد ماند، بلکه زنجیره تأمین انرژی جهانی را به آتش خواهد کشید. این دکترین که تهدید علیه تهران مساوی با تهدید علیه جریان آزاد انرژی است، عامل اصلی تردید همیشگی ماجراجویان در واشنگتن و تلآویو بوده است.
معادله ساده است: نابودی این برگ بازدارنده به این بهانه که «درآمدش کم است»، درست به معنای خلع سلاح شدن ایران در برابر تهدیدات آینده است. تحلیلگرانی که ما را به رها کردن این اهرم برای فروش نفت دعوت میکنند، در حقیقت پیشنهاد گروگان گرفتن اقتصاد ایران در ازای یک وعده فروش نفت تحریمپذیر را میدهند که تجربه دهههای اخیر نشان داده هر لحظه میتواند با امضای یک قانون جدید در کنگره آمریکا یا تصمیمی در کاخ سفید به صفر برسد.
لایه سوم قدرت تنگه هرمز، اهرم بیبدیل چانهزنی سیاسی در مذاکرات است. قدرتی که از توانایی ایران برای تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی ناشی میشود، کارت بازی ارزشمندی است که میتواند امتیازات تعیینکنندهای در میز مذاکره هستهای، رفع تحریمها و معادلات منطقهای به همراه داشته باشد. این همان قدرت نرم برآمده از یک موقعیت سخت جغرافیایی است که ارزش آن را نه با ماشین حساب، بلکه باید با قطبنمای ژئوپلیتیک اندازه گرفت. در دنیای واقعی سیاست بینالملل، گاهی یک «تهدید معتبر» موثرتر از یک «چک میلیاردی» عمل میکند و توانایی تهران در قفل کردن این گلوگاه، همان تهدید معتبری است که هیچ بانکی قادر به پرداخت معادل آن نیست.
فهم قدرت تنگه هرمز نیازمند نگاهی است که از اعداد و ارقام حسابداری فراتر میرود و ارزش یک دارایی راهبردی را در «فضای بازی بزرگی» که ایجاد میکند، جستوجو میکند. این تنگه برای ایران یک دستگاه خودپرداز نیست، بلکه یک ضربگیر قدرت است که ضربآهنگ تحریمها را کند، محاسبات دشمنان را پیچیده و برگهای بازی ایران در میز مذاکره را رنگارنگتر میکند. فروختن این گنج بیبدیل به بهای یک وعده فروش نفت، مصداق کامل معاملهای است که جز حسرت و خسران چیزی به دنبال ندارد.
سیدمجتبی نعیمی
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
@amhchn