امین | یک سیاسی خوانده
حواسمون هست؛ روضههایی که برای سیدالشهداء علیهالسّلام تاکنون شنیدیم، همهاش برای این ساعات هست...
به لحظات شهادت سعید بن عبدالله از اصحاب آقا نزدیک میشیم.
محافظ آقا بود در نماز ظهر عاشورا؛ ۱۳ تیر به بدنش خورد لحظهی شهادت به آقا گفت:
أوَفَيتُ يابنَ رسولَ الله؟
وفا کردم....؟
امین | یک سیاسی خوانده
به لحظات شهادت سعید بن عبدالله از اصحاب آقا نزدیک میشیم. محافظ آقا بود در نماز ظهر عاشورا؛ ۱۳ تیر ب
زُهیر هم کنار سعید بن عبدالله به شهادت رسید.
دو رفیق کهنهی راه اهل بیت علیهمالسّلام
هر دو باهم به شهادت رسیدن...
هر دو بعد از نماز ظهر سر شان روی زانوی ابیعبدالله (ع) بود.
اصحاب اباعبدالله (ع) با هم عهد کرده بودند تا زنده هستند اجازه ندهند هیچکدام از بنی هاشم به میدان بروند.
قرار گذاشتند همه قبل از بنی هاشم به شهادت برسند.
حالا همه اصحاب همه به شهادت رسیده اند و نوبت به نبرد بنی هاشم رسیده است.
امین | یک سیاسی خوانده
اصحاب اباعبدالله (ع) با هم عهد کرده بودند تا زنده هستند اجازه ندهند هیچکدام از بنی هاشم به میدان برو
اولین نفر از بنی هاشم عزیزترین حسین علیهالسّلام است.
علی اکبر علیهالسّلام
اَشبَه النّاس خَلقاً و خُلقاً برِسول الله
داغ علی اکبر بر همه سخت بود.
داریم که سیدالشّهداء علیهالسّلام دو مرتبه در کربلا از اسب به پایین افتادند.
اولین بار وقتی بود که به پیکر ارباً اربا علی اکبر رسیدند.
امین | یک سیاسی خوانده
داغ علی اکبر بر همه سخت بود. داریم که سیدالشّهداء علیهالسّلام دو مرتبه در کربلا از اسب به پایین اف
در رزمگاه عشق، نه فرق پسر شکست
دشمن درست شیشهی عمر پدر شکست...
بنیهاشم یک به یک بعد از شهادت علی اکبر به میدان رفتند.
فرزندان امیرالمؤمنین، فرزندان زینب کبری، فرزندان امام حسن علیهمالسّلام و...
عباس بن علی ع
سردار شجاع کربلا
یکی یکی داغ عزیزان دید. ولی اذن میدان ندارد.
امین | یک سیاسی خوانده
عباس بن علی ع سردار شجاع کربلا یکی یکی داغ عزیزان دید. ولی اذن میدان ندارد.
اما صدای عطش طفلان بالا رفته است.
ابیعبدالله از ساقی کربلا آب طلب کردند.
از القاب قمر منیر بنیهاشم، أب القربة است. پدر مشکها...😭
عباس دستها را پر از مشک کرد و راهی فُرات شد.
امین | یک سیاسی خوانده
اما صدای عطش طفلان بالا رفته است. ابیعبدالله از ساقی کربلا آب طلب کردند. از القاب قمر منیر بنیهاش
مشکها را یک به یک پر از آب کرد اما عباس لب به آب نزد.
حسین و طفلان حرم، تشنه هستند.
کوه وفاست عباس...
رود را تا به ابد، تشنهی مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت
امین | یک سیاسی خوانده
مشکها را یک به یک پر از آب کرد اما عباس لب به آب نزد. حسین و طفلان حرم، تشنه هستند. کوه وفاست عباس.
عباس با #امید به طرف خیمهها حرکت کرد.
در بین نخلستان اما گروهی از دشمن کمین کرده بودند.
وقتی چند مشک همراه داشته باشی جنگ کردن سخت است. مخصوصا اگر گروهی از هر طرف حمله کنند.
اما عباس تا امید داشت کسی را توانایی جنگیدن با فخر عرب نبود.
از پشت نامردی دست راست ابوالفضل را قطع کرد
بعد هم دست چپ
اما عباس باز به طرف خیمه میرفت. با #امید.
اما وقتی باران تیرهای دشمن به مشکها خورد، امید اباالفضل هم ناامید شد.
امین | یک سیاسی خوانده
عباس با #امید به طرف خیمهها حرکت کرد. در بین نخلستان اما گروهی از دشمن کمین کرده بودند. وقتی چند مش
اینجا مقاتل مینویسند:
فَوَقَفَ العباسُ مُتَحيرا...
عباس در تحیر ماند.