🌹 قانونِ "اول توضیح، بعدا توبیخ"
♦️ حتما تا به حال پیش آمده که یکی از اطرافیان شما یا همکاران و کارمندان شما یک دست گلی به آب بدهد!
در مرحله اول ما از عصبانیت داغ می کنیم، بعد شخص خاطی را به رگبار سرزنش می بندیم، بعد بنده خدا اگر بینِ داد و بیداد ما فرصتی برای حرف زدن پیدا کرد، تازه شروع می کند به توضیح دادن
👈 و خیلی وقتها در مرحله توضیح، شرمنده می شویم که طرف حق داشته و واقعا مسئول این اشتباه نبوده....
👈 مراحلِ بعد از گَند زدنِ یکی از اطرافیان:
۱. عصبانیت را به تعویق بیندازیم و ابتدا از طرف مقابل بپرسیم: چرا این اتفاق افتاده؟
۲. اگر واقعا مقصر بوده، اینجا حق داریم عصبانیت خودمان را بطور سالم نه همراه با توهین و تخریب کرامت و شخصیت طرف مقابل ابراز کنیم
و بعد ببینیم آیا عفو و گذشت، مانع تکرار این اشتباه می شود یا تنبیه و مجازات؟
اگر تنبیه مانع تکرار می شود، ببینیم چه تنبیهی موثرترین راه در عدم تکرار اشتباه است نه موثرترین راه در خنک شدنِ دلِ ما؟
۳. چه شخص مقصر بود و چه نبود، مهمترین مرحله، پاسخ به این سوال است:
چطور و چگونه مانع تکرار این اتفاق ناخوشایند بشویم؟!!
این را بعنوان یک قاعده اخلاقی، انسانی و سازمانی به یاد داشته باشیم:
اول توضیح بعدا توبیخ!!
@Amin_khayyaam
🌹 قبلا یک چک لیستی را چسبانده بودم به آینه منزل که قبل از بیرون رفتن، آنها را تیک بزنم، مثل: آراستگی لباس، مو، عطر، کلید خانه، مدارک، سوئیچ ماشین و...
بعد یک جمله از مهاتما گاندی هم آنجا نوشته بودم، امروز در نوشته هایم دوباره چشمم به این جمله خورد، گفتم آن را با شما هم به اشتراک بگذارم:
مهاتما گاندی: تا وقتی لبخندی بر لب نیاورده اید، لباس تان کامل نخواهد شد!
(یعنی همانطور که تا کمربند نبندیم، یا جوراب نپوشیم یا.... احساس میکنیم هنوز لباس مان کامل نشده و نباید بیرون برویم، همانطور هم تا لبخند نزده ایم لباس مان کامل نشده و نباید بیرون برویم!!)
@Amin_khayyaam
🌹 آزادمنشی به سبک قرآن
❤️ مرور گفت و شنودهای خدا در قرآن، حاوی لطافت ها و حکمت هایی است، از جمله قانون "اول توضیح، بعدا توبیخ" که درباره اش حرف زدم، به خوبی در این گفت و شنودها پیداست:
👈 مثلا در داستان سرکشی ابلیس، خدا با وجود علمش به علت سجده نکردن ابلیس، باز به او فرصت حرف زدن می دهد و می گوید:
قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا لَکَ أَلا تَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ (حجر، ۳۲)
خدا گفت: ای ابلیس، تو را چه شده که همراه بقیه سجده نکردی؟
بعد ابلیس هم شروع می کند به توضیح دادن و حرف زدن!
یا مثلا در جریان خلقت آدم، فرشته ها بدون ترس و لرز به تصمیم خدا اعتراض کردند و خدا به آنها فرصت حرف زدن داد!
بقول یکی از دوستان قرآن پژوهم، کمتر کتابی را پیدا می کنید که به اندازه قرآن، این مقدار به مخالفین فرصت حرف زدن داده باشد و اتفاقا حرفها و اعتراضات آنها را ثبت کند:
اینکه این آیات افسانه و اسطوره است، صاحبش مجنون و دیوانه است، اصلا از خودش ننوشته یکی دیگر به او یاد داده، از کتابهای قبلی تقلب کرده....
خلاصه هر کس هرچه علیه قرآن گفته، قرآن آزادمنشانه اینها را نقل کرده!!
✅ ما هم به تقلید از خدا، بد نیست که به مخالفمان حق حرف زدن بدهیم، حالا این مخالف میتواند یک جناح سیاسی باشد، میتواند همسر و فرزندمان باشد، دوست و همکار و کارمند و مشتری مان باشد
❤️ اساسا یک ویژگی مهم و بارز انسان های الهی، این است که شما بدون لکنت زبان و ترس و لرز می توانید از آنها انتقاد کنید و حرفتان را بزنید و از واکنش او نترسید، این محکی است که با آن می توانید بفهمید هرکسی چقدر الهی است و چقدر نفسانی! ❤️
@Amin_khayyaam
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ بنشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین
کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس
حافظِ قرآنی
@Amin_khayyaam
اَللَّهُمَّ مَوْلاَىَ و كَمْ مِنْ فَادِح مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ
ای الله و مولای من! چه بسیار ناملایمات و بلاها را که از من دور کردی!
✅ دیروز با دو نفر از اعضای شبکه ملی سرطان جلسه ای داشتم، گزارشی از وضعیت سرطان در کشور دادند، چهار سرطان گوارش، سینه، خون و پروستات بیشترین فراوانی در ایران را دارند.
بعد گزارشی دادند از مشکلات تشخیصی، درمانی و دارویی سرطان
میگفتند اخیرا یک خانواده ای برای درمان سرطان کودک شان به یک خیریه ای مراجعه کرده اند با یک نسخه یک میلیاردی!
یعنی برای زنده ماندن کودک شان باید داروهایی بخرند به قیمت یک میلیارد تومان و شما فکر کنید که این نسخه دستت باشد و این پول را هم نداشته باشی!!!
🌹 این را گفتم برای اینکه به خودم و شما تلنگر بزنم که چرا شکر نمی کنیم؟! اگر یک زندگی معمولی داریم، می ارزد سر به سجده بگذاریم و از صمیم قلب، خدا را شکر کنیم
البته شکر به همین جا ختم نمی شود، باید زکات سلامتی مان را بدهیم و بخشی از زکات سلامتی، دستگیری از بیماران است.........
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ (سبا، ۱۳)
اندکی از بندگان من، شکور و سپاسگزار هستند!
❤️ با یک بغل کردن بروید بهشت!
🌹 من در عمرم داستانهایی وحشتناک تر از داستان های ایتامِ مبتلا به HIV ندیدم، کودکانی که بعلت ایدزِ پدر یا مادر با این بیماری به دنیا آمده اند.......
🌹یکی از مهمترین مشکلات این بچه ها این است که مردم از آنها فرار میکنند! باز بچه های سرطانی را یک عده ای در آغوش میگیرند ولی این بچه ها نه!
🌹الان در خیریه ای هستم که برای این بچه ها فعالیت های نیکوکارانه می کند
از یکی از تابلوهای دیوار عکس گرفتم، روی بادکنک ها نوشته:
من ایدز دارم، منو هم بغل کنید، مریض تون نمیکنم
🌹پارسال روز جهانی ایدز، در جمع این بچه ها بودم، این آهنگ "دوست دارم زندگی رو" میخواندند و می رقصیدند! من از رقص این بچه ها اشک میریختم و دوست داشتم با آنها برقصم اما خجالت می کشیدم!
چند ماه بعد یکی از آن بچه ها آسمانی شد
🌹 گاهی فکر میکنم ما چه راه های آسانی برای قرب به خدا داریم و از آن غافلیم، یکی از آن راه ها، بغل کردن همین فرشته های کوچکِ معصوم است که برخی در جامعه بعنوان یک دیو، ازین طفلکیها فرار می کنند
❤️ این هم آقای منصوریان است، یکی از بنده های خوب خدا که خانه اش را در تهران خالی کرده و به این بچه ها اهدا کرده.......
زندگی اش را گذاشته برای کمک به این بچه ها......
یک پیرمرد دیدنی و دوست داشتنی
❤️ اولیای خدا فقط آنهایی نیستند که در خلوت خود، به چله نشینی مشغولند، گاهی همینهایی که با غمدیده ها می رقصند تا دلشان را شاد کنند، از مقربان خدا هستند
❤️ پیامبر عزیز:
در شب معراج، بر بهشت احاطه پیدا کردم، دیدم یکی از زنان بهشتی کسی است که در دنیا، روسپی و تن فروش بوده، پس از ماجرای آن سوال پرسیدم؟
پاسخ آمد: روزی این زنِ تن فروش بر سگی گذشت و دید از تشنگی زبانش بیرون افتاده، تا این صحنه را دید، لباسش را به آب چاه رساند و خیس اش کرد و روی دهان سگ، آن را فشار می داد تا قطره های آب به گلوی سگ بریزد....
این گونه سگ را از تشنگی نجات داد و (با همین کار) مورد مغفرت خداوند قرار گرفت (و بهشتی شد)
✅ متن حدیث و منبع:
واطلعت على الجنة (ليلة أسري) فرأيت امرأة زانية فسألت عنها، فقيل: إنها مرت بكلب يلهث من العطش فأرسلت إزارها في بئر فعصرته في حلقه حتى روي فغفر الله لها
(شیخ طوسی، مبسوط، ج۶، ص۴۷)
@Amin_khayyaam
🌹 با عرض سلام و صبح بخیر
به امید خداوند متعال، فعالیت این کانال از سر گرفته می شود
امین خیام
🌹 علامه طباطبایی، فیلسوف و مفسر بزرگ معاصر، زندگی شخصی پر از رنج و فراز و نشیب داشته است.....
در این زندگی پر از رنج، خداوند همسری نصیبش می کند که تا آخرین لحظه عاشقانه مثل پروانه دور او می چرخد.
چند سال قبل که به دیدار دختر علامه طباطبایی رفته بودم، اشتیاق داشتم که از همسر علامه بیشتر بدانم....
آن طور که دخترشان گفت، ایشان یک اشراف زاده پولدار تبریزی بوده که بین همه خواستگار ها، به این پسری که هم پدر و هم مادرش را از دست داده بود، بله می گوید
بعد هم زندگی لاکچری را رها می کند و سالها در فقر به همراه علامه طباطبایی از وطنش هجرت می کند.
در غربت، هر بار زایمان میکرده، بچه از دنیا می رفته و بماند چطور این مسأله دردناک را برای خود و شوهرش مدیریت میکرده!
متاسفانه فضای غالب مردسالار در روایت تاریخ، اجازه نداده که نقش زنان در حماسه های بزرگ تاریخی، درست دیده بشود
خود کلمه تاریخ، در انگلیسی معادل History است، یعنی His-story، یعنی داستان او (اویی که یک مرد است)
در این نگاه، Her-story، جا می ماند، داستان او (اویی که یک زن است)
حقیقتا که پشت صحنه بسیاری از افتخارات بشری، مثل کتاب مثنوی معنوی، مثل تفسیر المیزان، مثل شاهنامه فردوسی، روایت حماسه یک زن خوابیده که آنچنان دیده نشده.....
(به مناسبت ۲۴ آبان
سالروز رحلت علامه طباطبایی)
@amin_khayyaam
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
🌹 از پرتکرارترین تصویری که انبیا و عارفان از انسان ارائه داده اند، «مسافری» است که آمده و به زودی بر میگردد
اینکه گفته اند در مصائب، این آیه «انا لله و انا الیه راجعون» را مدام به خودتان تلقین کنید، علتش همین است، معنی تقریبی آن، این است که:
ما از کشور خدائیم و بعد از اتمام تور سفر به زمین، به کشور خود بر میگردیم
✅ شنیده ام یکی از عرفا هروقت خبردار می شد که کسی فوت کرده، می گفت: برگشت سر خونه زندگیش!
@amin_khayyaam