طرح شهید احمدی روشن بنیاد نخبگان استان قم برگزار می کند:
💠 نشست دو روزه «تعامل فقه و حقوق در مسائل خانواده در ایران معاصر»
❇️با ارائه اساتید گرانقدر محمودحکمتنیا، محمدرضا زیبایینژاد، امیر مهاجر میلانی، رضا پورمحمدی و مجید دهقان
این دوره ویژه شرکت کنندگان در پروژه دکتر مجید دهقان در طرح شهید احمدی روشن است. برای ده نفر دیگر نیز امکان ثبت نام بر اساس رزومه پژوهشی وجود دارد.
برای ثبت نام تا آخر روز پنج شنبه اول مردادماه به آیدی @Alirezarahmati83 در ایتا پیام دهید.
@majiddehghan
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
https://eitaa.com/ammilani
سروش زمانی عرض و طول دنیای دیانت را شخم میزد و، چنانکه خود قوچانی نیز در متنش اشاره کرده، از «نقد معرفت دینی» به نقد خودِ دین کوچ کرده بود. بااینحال، در آن دوره کمتر صدایی از این جماعت اصلاحطلب در اعتراض به او بلند میشد. چرا؟ شاید پاسخ را باید در کارکرد فکری سروش برای این جریان جستوجو کرد: سروش در آن مقطع به بازتعریف نسبت دین، دنیا و دولت در چارچوبی نزدیک به سنت لیبرالی کمک میکرد و از این حیث، برای پروژه فکری آنان کارکردی مطلوب داشت.
اما ماجرا از جایی جالب میشود که همین سروش، این بار در دفاع از شریعتی، نقدی تند بر غنینژاد مینویسد. ناگهان همان سروش مسئلهدار میشود و منتقدانش نیز از راه میرسند. گویی مسئله چندان خودِ سروش نیست؛ مسئله این است که سروش در کدام نقطه از منازعه فکری ایستاده و در خدمت کدام روایت از نسبت دین، دولت و اقتصاد سخن میگوید.
این جمله قوچانی را ملاحظه کنید:
«نمیتوان دموکراسی را بدون توسعه و توسعه را بدون تجدد و تجدد را بدون تحول در مناسبت دین و دنیا تحلیل کرد.»
اگر این گزاره را مبنا قرار دهیم، میتوان دریافت که چرا سروش در یک مقطع برای این جریان فکری اهمیتی ویژه پیدا میکند. سروش، خواه موافق باشیم یا مخالف، نقشی مهم در تاریخ فکری تجدد در ایران ایفا کرد و در بازتعریف نسبت دین و جهان جدید سهمی جدی داشت. اما از منظر قوچانی، مسئله امروز سروش ظاهراً این است که دیگر با همه الزامات اقتصادی این پروژه همراه نیست. او به الگوی آزادی اقتصادی که میتواند به لیبرالیسم فرهنگی و در نهایت به تجدد بینجامد، ایمان ندارد. حتی در اقتصاد، بهتعبیری، به پوپر نزدیکتر است تا هایک و از نوعی مداخله دولت در اقتصاد دفاع میکند. ظاهراً در این منظومه فکری، این دیگر خطایی کوچک نیست؛ گویی گناهی نابخشودنی است!
از همین زاویه، شاید بتوان فهمید که چرا هاشمیرفسنجانی در این روایت جایگاه متفاوتی پیدا میکند. خود متن قوچانی پاسخ را تا حد زیادی در اختیار ما میگذارد:
«با ریاستجمهوری هاشمیرفسنجانی تکنوکراتها به قدرت رسیدند و اقتصاددانان تجددگرایی چون محمد طبیبیان و مسعود روغنیزنجانی و مسعود نیلی براساس آموزههای علم اقتصاد برنامههای توسعه ایران را نوشتند؛ اما ... با همه معایب ایران در دهه 70 به معیارهای دهه 40 بازگشت که میتوانست در صورت تداوم، ژاپن و چین و کره را به الگو گرفتن از ایران هدایت کند».
بنابراین، اگر قرار باشد این دو روایت را کنار هم بگذاریم، شاید بتوان گفت نزاع اصلی دیگر بر سر «سروش» یا حتی «شریعتی» نیست؛ نزاع بر سر این پرسش بنیادیتر است که مسیر تجدد ایران از کجا میگذرد و نسبت میان دموکراسی، توسعه، آزادی اقتصادی، لیبرالیسم فرهنگی و تحول در مناسبات دین و دنیا چگونه باید صورتبندی شود.
از این منظر، نقد قوچانی به سروش بیش از آنکه صرفاً نقد یک روشنفکر دینی باشد، دفاع از یک صورتبندی خاص از پروژه تجدد در ایران است؛ صورتبندیای که در آن توسعه اقتصادی و آزادی اقتصادی نه حاشیه، بلکه بخشی از بنیان فرهنگی و سیاسی تجدد به شمار میآیند. شاید به همین دلیل است که سروشِ دیروز میتوانست همکار فکری این پروژه تلقی شود، اما سروشِ امروز، وقتی از شریعتی دفاع میکند و به اقتصاددانان لیبرال نقد میزند، ناگهان به مسئله تبدیل میشود.
شاید از همینجا بتوان دریافت که چرا این جماعت با «رهبر شهید» نیز چندان سر سازگاری نداشتند. اگر در این روایت، معیار تجدد تا این اندازه به توسعه اقتصادی، تکنوکراسی و الگوی ژاپن و کره گره خورده است، روشن میشود که چرا رهبر شهید نمیتوانست در چنین منظومهای چهرهای مطلوب باشد. او اساساً حاضر نبود مسئله ایران را به «ژاپنشدن» تقلیل دهد. مسئله او این بود که ایران، در مسیر تجدد، چه چیزی را از دست میدهد و چه چیزی را به دست میآورد. به بیان طعنهآمیزتر، شاید بتوان گفت رهبر شهید یکی از کسانی بود که اجازه نداد ایران صرفاً ژاپن شود؛ و همین، برای برخی روایتهای تجددگرا، ظاهراً خطای کوچکی نبود.
🔗https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-801945
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
https://eitaa.com/ammilani
اين نوشته خوشبختانه به تنهایی به همه نشان داد آنچه تحت عنوان "نوانديشی دينی"، نسخه ايرانی در طی ده سال اخير فعال شد و در عرصه سیاست و دین میخواست برای خود جایی در عرصه عمومی پیدا کند چه شوخی تلخی بود...
خوشمزه اينجاست که در اين ميان عدهای خود را در شمار نوانديشان دينی جا زدند که به قدرت خدا نه در نوانديشی هيچ مساهمتی دارند و نه در دينپژوهی.
https://t.me/azbarresihayetarikhi
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
https://eitaa.com/ammilani
🔸این کتاب یکی از منابع مهم و معتبر در بررسی تحولات فکری عصر روشنگری است. حدود بیست صفحه از این کتاب نهصدصفحهای به مسئله زنان اختصاص دارد؛ فصلی با عنوان «جنس، ازدواج و برابری زنان» که از صفحه ۵۷۲ تا ۵۸۹ را دربرمیگیرد.
بر پایه گزارش جاناتان ایزائیل، سرآغاز سخن در باب زنان در این دوره، جنسیتمند بودن ذهن عقل یا عدم آن و تاثیر این مبنای فلسفی بر نظم جنسیتی بوده است.
پاسخ به این پرسش، صرفاً یک مسئله فلسفی نبود. اگر عقل و ذهن، برخلاف بدن، جنسیتبردار نباشند، آنگاه مبنای بسیاری از تمایزهای اجتماعی میان زن و مرد زیر سؤال میرود: چرا زنان از آموزش محروم باشند؟ چرا برای آنان وظایف و فضایل متفاوتی تعریف شود؟ و اگر امیال جنسی در زن و مرد مشترک است، چرا اخلاق جنسی برای آنان بهصورت نامتقارن صورتبندی شود؟
از این منظر، ایزائیل تحولات مربوط به زنان را در پیوند با تحولات عمیقتر فلسفیِ عصر روشنگری دنبال میکند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
https://eitaa.com/ammilani
🔸 در روایت ایزائیل نقطه آغاز این تحول، فیلسوف دکارتی فرانسوی، فرانسوا پولَن دو لا بار است. او با تکیه بر دوآلیسم دکارتی میان ذهن و بدن، استدلال میکند که ذهن جنسیت ندارد.
🖋 ایزائیل مینویسد:
«گرچه خودِ دکارت هرگز به چنین نتیجهای تصریح نمیکند، اما از متافیزیکِ جوهریِ او بهگونهای گریزناپذیر برمیآید که ذهنِ انسان، جنسیت ندارد...»
از اینجا، یک گام بسیار مهم برداشته میشود: اگر ذهن جنسیت ندارد، تفاوت جسمانی زن و مرد نمیتواند مبنای تفاوت در توانایی عقلانی آنان باشد.
پولَن از همین مبنا، برابری زن و مرد را در انسانیت و ظرفیت عقلانی پی میگیرد. اما پیامد این ایده به حوزه عقل محدود نمیماند. وقتی برابری عقلانی زن و مرد پذیرفته شود، وضعیت نابرابر اجتماعی آنان نیز به مسئله تبدیل میشود؛ و از همینجا مسئله آموزش زنان، نقد تربیت جنسیتی و سپس بازاندیشی در نظم اخلاقی و جنسی جامعه اهمیت پیدا میکند.
اما در مرحلهای بعد، در جریانهای رادیکالتر روشنگری، خودِ تمایز ذهن و بدن نیز به چالش کشیده میشود. ذهن دیگر لزوماً جوهری مستقل و متمایز از بدن تلقی نمیشود، بلکه در برخی دیدگاهها، به نحوی مادی و بهمثابه بخشی از بدن فهم میشود.
🔹در این نقطه، مسئله فقط برابری عقلانی زن و مرد نیست؛ بلکه خودِ مبانی اخلاق جنسی نیز موضوع بازاندیشی قرار میگیرد.
ایزائیل این تحول را در بحث از نویسندگانی چون دارژان، دیدرو و لامتری دنبال میکند. با ادغام ذهن و بدن و بازسازی مبنای اخلاق، امیال و لذت جنسی نیز از نو ارزیابی میشوند و آنچه ایزائیل «رهایی اروتیک زن و مرد» مینامد، در اندیشه رادیکال روشنگری مجال ظهور پیدا میکند.
در این مرحله، مسئله از این پرسش که «آیا زن از نظر عقلانی با مرد برابر است؟» فراتر میرود و به پرسش دیگری میرسد:
اگر زن و مرد در امیال و لذتهای جسمانی نیز اشتراک دارند، چه چیزی اخلاق جنسیِ متفاوت و نامتقارن آنان را توجیه میکند؟
ایزائیل نشان میدهد که پاسخ به این پرسش، به تدریج بسیاری از بداهتهای اخلاقیِ سنتی درباره عفاف، حیا، میل جنسی و روابط زن و مرد را نیز در معرض بازاندیشی قرار داد.
🔸 تحول از برابری عقلانی زن و مرد، به نقد تربیت و نظم جنسیتی، و سرانجام به بازاندیشی در بدن، میل و اخلاق جنسی، سه گام پیوسته در این مسیر فکری است. 🔸
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
https://eitaa.com/ammilani
📎 معرفی موضوع رساله
📝 یکی از مسائل مهم و در عین حال کمتر کاویدهشده برای رساله دکتری یا سطح چهار حوزه، بررسی پیامدهای جنسیتزدایی از نفس بر نظم جنسیتی سنتی و شکلگیری میدان جنسیتی مدرن در ایران معاصر است. مسئله از اینجا آغاز میشود که اگر نفس، بهعنوان جوهر انسانی، جنسیتبردار نباشد، چه پیامدهایی برای فهم تفاوتها و نسبتهای جنسیتی خواهد داشت؟ و اگر این مبنای انسانشناختی در مواجهه با تحولات مدرن فعال شود، چگونه میتواند نظم جنسیتیِ برآمده از سنت را به چالش بکشد و زمینه شکلگیری یک میدان جنسیتی جدید را فراهم آورد؟
از این منظر، میتوان این فرض را به بحث گذاشت که برخی فیلسوفان صدرایی معاصر که تصریح به تجرد و عدم جنسیت نفس میکنند، از برخی پیامدهای اجتماعی و تاریخیِ این مبنا برای نظم جنسیتی غفلت کردهاند. پرسش اصلی آن است که آیا جنسیتزدایی از نفس صرفاً یک گزاره متافیزیکی باقی میماند، یا میتوان از دل آن، بهصورت منسجم، پیامدهایی برای آموزش، حقوق، نقشهای اجتماعی، اخلاق جنسیتی و مناسبات زن و مرد استخراج کرد؟ در این صورت، نسبت میان انسانشناسی صدرایی و تحولات جنسیتی ایران معاصر چگونه باید فهم شود؟
🗝 عناوین اولیه پیشنهادی:
1. از جنسیتزداییِ نفس تا برآمدن میدان جنسیتی مدرن: بازاندیشی در نسبت فلسفه صدرایی و دگرگونی نظم جنسیتی در ایران معاصر
2. نفسِ بیجنسیت، جامعه جنسیتمند: از فلسفه صدرایی تا میدان جنسیتی مدرن در ایران
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
https://eitaa.com/ammilani
☆مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر☆
♻️ اطلاعیه دفاع رساله سطح ۴
مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر "سلاماللهعلیها"
🔸 مشخصات رساله:
عنوان رساله: "تحلیل نظریهها پیرامون عدالت جنسیتی با تاکید بر آفرینش و آزادی از منظر قران"
🔸استاد راهنما: حجةالاسلام و المسلمین رضا مهدیان فر
🔸استاد مشاور: حجةالاسلام والمسلمین محمد اکبری
🔸استاد داور اول: حجةالاسلام و المسلمین فاضل حسامی
🔸استاد داور دوم: حجةالاسلام و المسلمین امیر مهاجر میلانی
🖌 نگارنده: خانم فاطمه محرمی
⌛️زمان برگزاری:
- تاریخ: دوشنبه ۶ مهر ماه۱۴۰۵
- ساعت: ۱۴:۰۰
🌐 برای شرکت در جلسه دفاع به صورت میهمان با انتخاب فقط شنونده وارد لینک زیر شودید:
http://croom.ir/defaeye
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
https://eitaa.com/ammilani