عموصفا دوست خوب بچه ها
0⃣2⃣ دکلمه و متن دکلمه و متن مجری امام رضایی 👇
1⃣2⃣ روزنامه دیواری های امام رضایی 👇
روزنامه دیواری به مناسبت عزای پیامبر،امام حسن،و امام رضا.pdf
حجم:
1.9M
روزنامه دیواری به مناسبت ایام عزا و سوگواری امام رضا علیه السلام و رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) و امام حسن مجتبی (علیه السلام)
#روزنامه_دیواری
#امام_حسن_مجتبی
#پیامبر
#امام_رضا
eitaa.com/amoo_safa
🖼 روزنامه دیواری به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام
eitaa.com/amoo_safa
عموصفا دوست خوب بچه ها
1⃣2⃣ روزنامه دیواری های امام رضایی 👇
2⃣2⃣ نقاشی متری امام رضایی 👇
🎨 نقاشی #متری ایام پایانی ماه صفر
ابعاد ۱۲۰×۳۰ cm
#پیامبر(ص) #حضرت_محمد(ص) #امام_حسن(ع) #امام_رضا(ع)
eitaa.com/amoo_safa
عموصفا دوست خوب بچه ها
2⃣2⃣ نقاشی متری امام رضایی 👇
3⃣2⃣ پرده نقالی خوانی امام رضا 👇
عموصفا دوست خوب بچه ها
3⃣2⃣ پرده نقالی خوانی امام رضا 👇
4⃣2⃣ نمایشنامه های امام رضا 👇
نسخه داستانی-نمایشنامهای تازه از «کبوتر بقیع و کبوتر حرم امام رضا» میسازم که هم لحن احساسی داشته باشه و هم قابل اجرا روی صحنه باشه.
نمایشنامه کوتاه: «دو پر، دو آسمان»
شخصیتها:
کبوتر حرم (سفید، بالهای تمیز و برقزننده)
کبوتر بقیع (خاکستری، بالهای خاکآلود)
صدای راوی
صحنه اول – آسمان مدینه، شب
صدای آرام باد و اذان از دور شنیده میشود. نور صحنه روی گنبد سبز حرم پیامبر (ص) و قبرستان بقیع.
راوی:
در آسمان مدینه، دو پرنده با دو سرنوشت پر میزنند… یکی میان نور و زائران، دیگری میان خاک و غربت.
(کبوتر بقیع با پرهای خاکی، آرام روی یکی از سنگ قبرها مینشیند. کبوتر حرم از دور پروازکنان وارد میشود.)
کبوتر حرم:
سلام بر تو، دوست پرکشیدهام! چرا اینقدر خستهای؟
کبوتر بقیع (با لبخند تلخ):
سلام… من خسته نیستم، غمگینم. میبینی؟ اینجا حتی سایهی یک گنبد پیدا نمیشود… همه سنگ و خاک.
کبوتر حرم:
ولی اینجا آرامگاه چهار امام است! جای افتخار…
کبوتر بقیع:
افتخار هست… ولی غربت هم هست. زائران از دور نگاه میکنند، جرأت نزدیک شدن ندارند. اینجا پروازم کوتاه است، بالهایم خاک میگیرد.
صحنه دوم – نور صحن مشهد
نور گرم و طلایی روی کبوتر حرم. صدای زمزمه زائران.
کبوتر حرم:
در مشهد، بالهایم را روی گنبد طلا پهن میکنم. زائران با لبخند برایم دانه میریزند، حتی کودکان با من بازی میکنند. هر پروازی، پرواز به آسمان است.
کبوتر بقیع:
و من… هر پروازی، بازگشت به همین خاک خاموش.
صحنه سوم – نگاه به آینده
(دو کبوتر کنار هم روی شاخهای مینشینند، آسمان تاریک و پرستاره.)
کبوتر بقیع:
گاهی آرزو میکنم فقط یک روز بالهایم را در هوای حرم تو باز کنم…
کبوتر حرم:
و من آرزو میکنم روزی گنبدی از نور بر مزار شما برپا شود، تا زائران مثل مشهد، با دل آرام بیایند.
راوی:
دو پر، دو آسمان… یکی در میان نور، یکی در میان خاک. اما هر دو دلشان در یک جهت میتپد: به سوی خدا و امامانشان.
(دو کبوتر با هم به سوی آسمان پر میکشند. نور صحنه خاموش میشود.)
پایان
#نمایشنامه
#کبوتر
#امام_رضا
eitaa.com/amoo_safa