eitaa logo
گره‌گوار
12 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
𓅂 افسوس‌ های فراوان _ گوشه ی انزوا _ وطن‌پرست گسستگی از حیات _ مهمانِ بیگانه _ جونوری زمستانی _ دختر نحس _خانه_ دوست نداشتنی سوگواری برای رویاهایی که در رحم مادر از هم گسست در رختخواب به حشره ای تمام‌عیار عجیبی مبدل شده بود .
مشاهده در ایتا
دانلود
دیدی که مرا هیچ‌کسی یاد نکرد؟ جز غم که هزار آفرین بر غم باد
« از همه من گریختم گرچه میان مردمم »
خوب نیستم با تلاشی که برای زنده ماندن میکنم ، می توانستم اهرام مصر را بسازم .
مسافر بود . نمیدانم چرا هر کس را که دوست داشتم مسافر بود .
اومدنی‌ها، رفتنی‌ان.
شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزل‌‌هایم فقط خاکستری مانده به جا بیت‌‌های روشن و شعله‌‌ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه‌ی عاشق‌ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد _ حامد عسکری
تسلای این جهان این است که رنجِ مُدام و پیوسته وجود ندارد! غمی می رود و شادی ای باز زاده می شود. این ها همه در تعادل اند.
چند گویی قصه‌ی ایوب و صبر او بس است / بیش از این ما صبر نتوانیم، آن ایوب بود
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای تو زیباست اگر بگذارند من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند دل درنایی من اینهمه بیهوده مگرد خانه دوست همین جاست اگر بگذارند سند عقل مشاع است اگر بگذارند عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند غضب آلوده نگاهم میکنید ای مردم دل من مال شماهاست اگر بگذارند
بیا که در غمِ عشقت مشَوشم بی‌تو بیا ببین که در این غم، چه ناخوشم بی‌تو شب از فراقِ تو می‌نالم ای پری‌رخسار چو روز گردد گویی در آتشم بی‌تو اگر تو با منِ مسکین چنین کنی جانا دو پایم از دو جهان نیز درکِشم بی‌تو پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار جواب دادی و گفتی: که من خوشم بی‌تو... » ﮼سعدی﮼
این که آدم یک جهان تنهاست بعضی وقت‌ها قصه‌ای غمگین ولی زیباست بعضی وقت‌ها هرچه با لبخند پنهان می‌کنی اندوه را ماه پشت ابر هم پیداست گاهی وقت‌ها خنده‌ی شیرین گل یا گریه‌ی تلخ گلاب؟ مرگ، بیش از زندگی با ماست بعضی وقت‌ها برگی از سرشاخه‌ای افتاد و چیزی کم نشد زندگی این‌قدر بی‌معناست بعضی وقت‌ها فرض کن سنجاقکی بر آب گاهی هم نشست یا برای پر زدن برخاست بعضی وقت‌ها قدر شادی‌ها و غم‌ها را بدان، این لحظه‌ها آخرین غم‌ها و شادی‌هاست بعضی وقت‌ها گرچه تنهایی ندارد چاره‌ای، شادم که اشک قدری از دلتنگی من کاست بعضی وقت‌ها