چهل روز از اتفاقات دیماه ۱۴۰۴ گذشته است.
واقعاً همیشه زمان اینقدر سریع میگذرد؟ یا ما فقط عادت کردهایم زودتر از آنچه باید، از کنار زخمها عبور کنیم؟
چهل روز پیش، برای تکتک هموطنان این سرزمین روزهایی رقم خورد که بعضی هنوز هم جرئت مرورش را ندارند. خانوادههایی داغدار شدند، دلهایی شکست و نامهایی به فهرست نبودنها اضافه شد. عددها شاید در خبرها خلاصه شوند، اما پشت هر عدد، یک زندگی بود؛ یک پدر، یک مادر، یک فرزند.
در این میان، پرسشها همچنان باقی است.
دشمنی که سالهاست پشت مرزها نشسته و از هر شکاف و اختلافی برای کاشتن بذر نفاق استفاده میکند، از چه چیزی سود میبرد؟ از خشم ما؟ از ناامیدی ما؟ از فاصلهای که میان مردم و مسئولان میافتد؟
و در داخل، آیا همهی ما سهم خود را دیدهایم؟
آن مسئولی که تصمیمهای اقتصادیاش سفرهی مردم را کوچکتر میکند، آیا صدای خستگی یک کارگر را میشنود؟ دستهای ترکخوردهی پدری را که زیر بار گرانی خم شده میبیند؟ میداند که فشار معیشت چگونه میتواند بستر سوءاستفادهی بدخواهان را فراهم کند؟
تهِ همهی این ماجرا چه بود؟
چه چیزی به دست آمد و چه چیزهایی از دست رفت؟
اگر نتیجهاش فقط داغ تازه بر دل خانوادهها و عمیقتر شدن شکافها باشد، آیا کسی پاسخگوست؟
چهل روز زمانی برای عزاداری است، اما باید زمانی برای بازنگری هم باشد.
بازنگری در تصمیمات اقتصادی، در نحوهی مطالبهگری، در مراقبت از وحدت ملی. دشمن همیشه منتظر فرصت است، اما فرصت را ما میسازیم یا از بین میبریم.
ایران بیش از هر زمان دیگری به همدلی، مسئولیتپذیری و شنیدنِ متقابل نیاز دارد. نه با انکار زخمها میشود از آنها عبور کرد، نه با دامنزدن به کینهها میتوان آینده ساخت.
_فاطمه بسحاق🖤
@amvvaj
روحم در جسم جای نمیگیرد.
شوق پرندگی دارم اما قدرت پریدن در من نیست.
_نادرابراهیمی
@amvvaj
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
نائب امام عصر، در دیدار امروز نمایش تمامعیار صفت «قاصم شوکةالمعتدین» حضرتش بود؛ در هم شکننده شوکت و قدرت ستمگران!
یا رب این شاخهگل از شش جهتش دار نگاه.
نمیشود حقیقت را تکهتکه کرد.
نمیشود بخشی را برداشت و بخشی را کنار گذاشت.
عشق، انتخابِ سلیقهای نیست.
کدام عاشق را دیدهای که بگوید فقط لبخندت را میخواهم، اما راهت را نه؟ فقط نامت را میخواهم، اما مرامت را نه؟
عشق یعنی تمامِ تو؛ با همه آنچه هستی.
ما اگر میگوییم دلدادهی دین محمدیم، این دلدادگی نصفه نیست.
دین، فقط اشکِ روضه و سینهزنیِ شبانه نیست. دین، راهِ ایستادن است. راهِ انتخاب کردن در لحظههای سخت. قرآن و اهلبیت، فقط برای قاب دیوار نیستند؛ برای میداناند.
حسین بن علی در کربلا فقط شهید نشد؛ حجت را تمام کرد.
ایستاد تا نشان بدهد دین، بیعدالت معنا ندارد.
ایستاد تا زمام حق به دست باطل نیفتد.
از قد و بالای علیاکبر تا گلوی تیرخوردهی علیاصغر، یک پیام فریاد شد:
حق را نمیشود معامله کرد.
دینِ حسین از سیاست جدا نبود؛
چون عدالت از ایمان جدا نیست،
چون حکومت از مسئولیت جدا نیست،
چون ایمانِ بیمیدان، ایمانِ بیاثر است.
عاشقی، اشکِ تنها نیست؛
شمشیرِ انتخاب است.
عاشقی یعنی اگر شب برای حسین گریه میکنی، روز هم پای راهش بایستی.
نه اینکه در تاریکی اشک بریزی و در روشنایی عقب بکشی.
در میدان حق و باطل، میانهای وجود ندارد.
یا در صف حسین ایستادهای، یا روبهرویش.
بلاتکلیفی، بیطرفی نیست؛
کنار کشیدن از حقیقت است.
عشق، مردِ میدان میخواهد.
تمام و کمال.
_فاطمه بسحاق
@amvvaj
به تو تکیه کردهام
و از درخت تنت
شاخههای مهربانی
مرا دربرگرفتهاند...
غادةالسمان
@amvvaj
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد
سعدی
@amvvaj
أَم أَمِنتُم مَن فِي السَّماءِ أَن يُرسِلَ عَلَيكُم حاصِبًا فَسَتَعلَمونَ كَيفَ نَذيرِ
یا از آن كس كه در آسمان است ایمن شدهاید كه بر سر شما تندبادی سنگبار فرو فرستد؟ پس زودا كه بدانید بیم دادن من چگونه است.
سوره ملك آیه ۱۷
@amvvaj
نهایتا همون جمله امیرالمومنین که میگه:
دنیا مضحکهای گریه انگیز است…
@amvvaj
هدایت شده از النَّــحیط | فاطمه کاشانی
منصف باشیم؛ حتی در دشمنی!
°
°
@naahiit