افزایش سریع دقت موشکهای ایرانی از ۳٪ به ۲۷٪، که این روزها تحلیلگران OSINT درباره آن مینویسند، نه تنها به دلیل انتقال اطلاعات شناسایی بین روسیه و ایران است. به احتمال زیاد، موضوع مربوط به ادغام در حلقه شناسایی-ضربه روسی است، جایی که نیروهای ویژه روسیه (ССО РФ) هدفیابی و هماهنگی را تأمین میکنند.
جامعه اطلاعاتی بینالمللی InformNapalm با تحلیل منابع باز، گزارشهای تحلیلی و مواد دکترینال نیروهای مسلح روسیه، الگوهایی را شناسایی کرده است که افزایش ناگهانی کارآیی حملات ایران علیه مخالفان را توضیح میدهد.
این تغییرات چشمگیر به عنوان یک تحول طبیعی در عملیاتهای جنگی به نظر نمیرسد. آنها منطق روشنی دارند و از نظر زمانی با ظهور اطلاعاتی درباره انتقال اطلاعات شناسایی توسط روسیه به ایران همزمان هستند. مجموع حقایق نشاندهنده یک فرآیند عمیقتر است. ایران به مدل و تجربه جنگی روسیه دسترسی پیدا میکند که در مرکز آن نیروهای ویژه روسیه به عنوان عنصری قرار دارند که عملکرد کل حلقه عملیاتی را تضمین میکند.
منبع:
https://informnapalm.org/ua/sso-rosii-ta-iran/
🇮🇷ایران یک قاعده روشن برای درگیری وضع کرده است: حمله به تأسیسات انرژی ایران، به معنای هدف قرار گرفتن تأسیسات مشابه در آن سوی خلیج فارس است.
چه چیزی در معرض خطر است:
🔸 کشورهای حاشیه خلیج فارس دارای ۱.۵۵ تریلیون بشکه نفت هستند — ۳۲٪ از ذخایر جهانی نفت
🔸 هدف قرار دادن این تأسیسات میتواند ۲۰٪ از عرضه جهانی نفت — معادل ۱۸ میلیون بشکه در روز — را حذف کند
🔸 ۲۰٪ از تقاضای جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از این منطقه تأمین میشود
🔸 ۲۵ تا ۳۰٪ از صادرات جهانی کود اوره — با پیامدهایی برای تأمین غذا در سالهای آینده
🇸🇦 عربستان سعودی: میدان غوار (۵۸ میلیارد بشکه)، میدان صفانیه (۳۴ میلیارد بشکه)، بندر رأس تنوره (۹۰٪ صادرات عربستان)، مجتمع پتروشیمی جبیل، شرکت شیمیایی سدارا
🇦🇪 امارات متحده عربی: میدان زکوم (۱ میلیون بشکه در روز)، پالایشگاه الرویس (۸۱۷ هزار بشکه در روز)، بندر فجیره، نیروگاه هستهای براکه (۵,۶۰۰ مگاوات)
🇶🇦 قطر: میدان شمالی (۲,۰۰۰ تریلیون فوت مکعب — بزرگترین میدان گازی جهان)، بندر و پالایشگاه راس لفان
🇰🇼 کویت: پالایشگاه الزور (۶۱۵ هزار بشکه در روز)، میدان بزرگ برقان، بندر الاحمدی
همه این تأسیسات شامل شرکتهای آمریکایی میشوند.
ادامه پایان دلار
بر اساس گزارشهای متعددی که در تاریخ ۶ و ۷ آوریل ۲۰۲۶ (۱۸ و ۱۹ فروردین ۱۴۰۵) منتشر شده، بانک مرکزی فرانسه (Bank of France) تمام طلای خود را که در ایالات متحده نگهداری میکرد، خارج ساخته است.
جزییات این خبر به شرح زیر است:
۱. مقدار طلا
بانک مرکزی فرانسه طی دورهای شش ماهه از جولای ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶، آخرین محموله طلای خود یعنی ۱۲۹ تن را که حدود ۵ درصد از کل ذخایر طلای این کشور را تشکیل میداد، از انبار فدرال رزرو نیویورک خارج کرد .
۲. روش انجام کار (عملیاتی هوشمندانه)
برخلاف تصور عموم که انتظار حمل فیزیکی طلاها را داشتند، فرانسه یک معامله مالی انجام داد:
طلای قدیمی و غیراستاندارد خود را در نیویورک فروخت.
همزمان، به همان میزان، طلای استاندارد و جدید را در بازار اروپا خریداری کرد .
طلای خریداری شده جدید مستقیماً در خزانههای بانک مرکزی فرانسه در پاریس ذخیره شد .
تحلیل رسانهها: با این حال، بسیاری از تحلیلگران و رسانهها این اقدام را در راستای کاهش وابستگی به ایالات متحده و بیاعتمادی فزاینده اروپا به سیاستهای غیرقابل پیشبینی آمریکا (به ویژه در دوره ریاست جمهوری ترامپ) ارزیابی میکنند .
وضعیت فعلی: با انجام این عملیات، هم اکنون کل ۲,۴۳۷ تن طلای فرانسه در داخل این کشور و در انبارهای بانک مرکزی در پاریس نگهداری میشود .
منبع:
The Northern Miner (منبع معتبر صنعت طلا)
DID Press Agency (خبرگزاری بینالمللی)
آخرین وضعیت عوارض تنگه هرمز
بر اساس اخبار منتشر شده در تاریخ ۴ و ۵ آوریل ۲۰۲۶ (۱۵ و ۱۶ فروردین ۱۴۰۵)، عمان هنوز به طور رسمی پروتکل جدید ایران در تنگه هرمز را نپذیرفته است، بلکه گفتگوها در این زمینه در جریان است.
خلاصه وضعیت فعلی:
۱. گفتگو در سطح معاونین وزاری خارجه
ایران و عمان روز شنبه ۴ آوریل ۲۰۲۶، نشستی را در سطح معاونین وزارت خارجه دو کشور برگزار کردهاند .
هدف: بررسی "گزینههای ممکن" برای تضمین "جریان روان ترانزیت" در تنگه هرمز با توجه به شرایط جنگی منطقه .
نتیجه: کارشناسان دو کشور "تعدادی ایده و پیشنهاد" ارائه کردهاند که قرار است مورد مطالعه قرار گیرد .
۲. پیشنهاد ایران برای "پروتکل جدید"
مقامات ایرانی به صراحت اعلام کردهاند که شرایط تنگه هرمز "هرگز به وضعیت قبل از جنگ باز نخواهد گشت" و نیاز به "ترتیبات جدید" است .
اظهارات مقامات ایران:
کاظم غریبآبادی (معاون وزیر خارجه ایران): "ما در حال تدوین پروتکلی برای نظارت ایران و عمان بر ترانزیت در تنگه هرمز هستیم" .
عباس عراقچی (وزیر خارجه ایران): کشورهای حاشیه خلیج فارس باید پس از جنگ "پروتکل جدیدی" برای تنگه هرمز تدوین کنند .
۳. شواهد عملیاتی: کریدور جنوبی در حال شکلگیری
جالبترین تحول میدانی، ظهور یک "سیستم دو کریدوری" در تنگه هرمز است :
کریدور شمالی: تحت کنترل نیروی دریایی سپاه پاسداران (همان مسیر قبلی).
کریدور جنوبی: مسیری جدید در امتداد سواحل عمان که کشتیها در آن تردد میکنند.
شواهد: روز یکشنبه (۵ آوریل) سه کشتی عمانی (دو نفتکش بزرگ و یک محموله LNG) در این کریدور جدید در حال تردد دیده شدهاند .
تحلیل و نتیجهگیری
آنچه قطعی است:ایران و عمان در حال مذاکره و مطالعه پیشنهادات برای نظارت مشترک بر تردد کشتیها هستند.
آنچه هنوز قطعی نیست:پذیرش نهایی پروتکل از سوی عمان. فعلاً موضوع در مرحله "بررسی پیشنهادات" است و به امضای نهایی نرسیده است.
تصویر بزرگتر: عملاً یک کریدور جدید در آبهای عمان فعال شده است. این نشان میدهد که عمان تا حدی با مدیریت جدید تردد همکاری عملی دارد، حتی اگر سند آن هنوز به طور رسمی ابلاغ نشده باشد.
لینک منابع اصلی خبر:
خبرگزاری آناتولی (Anadolu Ajansı): https://www.aa.com.tr/en/middle-east/-oman-iran-discuss-smooth-navigation-in-strait-of-hormuz/3892666
Arab News: https://www.arabnews.com/node/2638840/middle-east
Bernama (Malaysia): https://www.bernama.com/tv/news.php?id=2541354
درباره حملات به زیرساختهای ریلی ایران
ایران هدف حملاتی به مسیرهای کلیدی راهآهن خود قرار گرفته است — حدود ۱۰ قطعه از خطوط و پلها منهدم شدهاند. محورهای میانه — هشترود — تبریز — زنجان و همچنین قطعه کاشان — کرج مورد اصابت قرار گرفتهاند.
در این حملات، چندین کریدور مهم از کار افتادهاند: کریدور شمال غربی (از طریق تبریز) و محور شمال-جنوب از طریق تهران. همچنین پل B1 در ورودی شمال غربی پایتخت و پلی در جنوب کاشان — که نقطهای دیگر برای حفظ مسیر اصفهان و سپس بنادر است — منهدم شده است.
🖍 چنین حملاتی یکی از آشکارترین نشانههای نزدیک شدن به عملیات زمینی است. پیش از حمله زمینی، ابتدا زیرساختهای لجستیکی هدف قرار میگیرند تا امکان جابهجایی سریع نیروها از بین برود.
🚩 نکته قابل توجه، منطقه اصفهان است. پیشتر در جریان عملیات جستجو و نجات آمریکا، به جادهای در آن منطقه حمله شده بود تا تردد نیروهای قدس (سپاه) مختل شود. این بار نیز همان منطق حاکم است، اما با اهدافی گستردهتر.
❗️ نکته کلیدی: پلها. با توجه به اتصال محدود شبکه ریلی، پلها به نقاط گلوگاه تبدیل میشوند: از کار انداختن چند نقطه باعث اختلال در حرکت در بخشهای وسیعی میشود که در شرایط عملیات زمینی، تأثیری قویتر از حملات به کاروانهای جداگانه دارد.
در واقع، اکنون در حال قطع زیرساختهای لجستیکی و ایزوله کردن مسیرها هستند و همزمان مناطق بالقوه عملیات را تثبیت میکنند — الگویی که در صورت نیاز میتواند در مقیاسی بزرگتر اجرا شود.