https://eitaa.com/ananaski/1839 مستخدم مدرسمون رفته بود پشت بوم پاش پیچ میخوره میوفته پایین:)))
_
چرت.میگی.
https://eitaa.com/ananaski/1844 زنش میگفت پرت شده دیگه هم نیومد تو مدرسه یه نفر دیگه اومد اونم دست کمی از اون نداشت برف اومده بود صبح میگفت بیا دستکش بردلر آشغال جمع کن تو حیاط کلاس نرو
_
من اگه بودم تو حیاط آشغال جمع میکردن حقیقتش
یه نردبون از خونه ی مستخدم مدرسمون آویزون بود انداختیم از دیوار رفتیم بالا پریدیم تو حیاطشون در زدیم گفتیم ماهم بریم فیلم ببینیم
_
خونه مستخدم چسبیده به مدرسه بوده؟
رفتیم اردو بعد یه باغ بود شیشه شکونده بودن کف باغ دختره هم یهو وسط اردو یادش میوفته جورابش دربیاره شیشه میره تو پاش
_
دردم اومد