کودکی سه چهار ساله بودم که شاد و خرم رفتیم سوئد تو بگو یه چیزی من ازش یادم باشه یعنی فقط عکس و فیلم داریم هیچ خاطره ای ندارم🤣😭
_
وای خدا نصیب گرگ بیابونم نکنه این همه هزینه کنه هیچی یادش نباشه
وای دقیقا ماهم معلم دینیمون به دوتا از همکلاسیام که همینجوری که نشسته بودن دست همو گرفتن گفت دستشو نگیررر این چه کاراییه بچه ها دپستی هم حدیی نکنید این کارارااعیابهبا
_
تسخیر میشن با عادی ترین تماس فیزیکی
https://eitaa.com/ananaski/1931
همدردیم بگو اقا
_
خب اگه همدردیم که خودت میدونی جریان چیه
ممثثثلللااااا رفتن دوبی واسه بار نمیدونم چندم و به ما گفتن رفتن کویر که عقلمون نرسه 😐
https://eitaa.com/ananaski/1940
بهش میگفتی اگه اذیت کنی دفعه بعد قیچی میکنی ـــــ
_
بای.
با دلار ۱۹۸ تومن اصلا نمیخوام به این چیزا فکر کنم تجدید خاطره کنم تهش فقط سکته قلبی داره شما هم نکنین
عمه ام تعریف میکرد میگفت دو سه سالم که بود مامان بابام میخواستن برن بیرون من جلو در گرفتمشون گفتم منم میام مامانم گفت که برو برام اب بیار منم درحالی که هنوز جلو در بودم برگشتم به عمه ام گفتم برو برا مامانم آب بیار، بعد اون عمه ام از اوندر گفت بیا بهت شکلات بدم من بهش گفتم خودت بیا بدش بهم
اخرشم بالاخره مجبور شدن منو ببرن
_
چه باهوش بودی من عمرا به ذهنم میرسید از این کارا 😭
بچه نینی بودم رفتیم مشهد تو حرم گم شدم میخواستن بدزدنم جیش کردم تو دستشون در رفتم
_
امیدوارم جدی گفته باشی