https://eitaa.com/ananaski/1836
وااای کلاس هفتم که بودیم هشتما سه تا میخ ده سانتی گذاتشه بودن رو صندلی معلم ریاضی(اقا خداییش معلم خوبی بود کیلویی نمره میداد*۱۳ رو تو سایت ۲۰رد میکرد*)بیچاره شلوارش جر خورد ازون سال به بعد رفت تو اداره:)*مرد بود*
_
پاااااشیدم 😭😭🤣🖕🤣🤣🖕🤣😭🖕
https://eitaa.com/ananaski/1960
والا نمیدونم هم این هم بعد که از مامان بزرگم که پرسیدم چرا دخترا رو میدزدن اکثرا سختش بود بگه فک کنم چیزه منظورش
_
آخه دختر بچه آخه
من بچه بودم طی یه اتفاقاتی به این نتیجه رسیدم اگه دست مامانمو بگیرم هیچ اتفاقی برام نمی افته *یه بار دستشو ول کردم گم شدم دومین بار هم افتادم تو جوی آب*
_
دست مامان معجزهست
رفته بودیم مسافرت بابام منو تنهایی برای اولین بار فرستاد دم سوپری فکر کنم ۷ سالم بود
https://eitaa.com/ananaski/1848
وای یکی از مدارس دوشیفتهی شیفت راهنمایی ی شیفت دبیرستان.جفتش ادارهس پشتش سپاه،بعد این پشت دستشوییا خالیه.هیچی یدفعه دختر مدیرشون گفت رفتم اونجا دیدم ی پسره و ی دختره...
ولی هرسال میبینی ی دختر از همون مدرسه حاملهس
_
فیلم ترکیه مگه داریم مگه میشه 😭
https://eitaa.com/ananaski/1967 چنای مردم بنده خدا 🤣🤣🤣
یه چیزی یادم اومد ما سر کلاس علوم تو آزمایشگاه از این میز بزرگا داشتیم بعد هر لحظه ممکن بود یکی از زیر میز بیاد لای پات یعنی امنیت جانی صفر
یه بار دیدم یه چیزی از زیر میز داره میمالتم سرم کردم زیر دیدم دوستم اون زیر با به لبخند شیطانی داره نگام میکنه ریدم بخدا
_
😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐