eitaa logo
Medusa 𖦹
131 دنبال‌کننده
197 عکس
11 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
الیانا اسکات (Eliana Scott) ⭐️ الیانا سال ۲۰۰۳ به دنیا اومد. از بچگی مشکل شنوایی داشت و از سمعک استفاده می‌کرد ولی هیچ‌وقت اجازه نداد این موضوع جلوش رو بگیره:(( توی مدرسه عضو گروه تئاتر بود و همه عاشق اعتمادبه‌نفسش بودن. پدرش معلم زبان اشاره بود و مادرش پرستار. عاشق بستنی وانیلی، کتاب‌های معمایی و سگ‌ها بود و از ترحم الکی متنفر بود. یه عادت بامزه داشت و اسم همه سگ‌های محله رو خودش انتخاب کرده بود:(( و تابستون‌ها توی پناهگاه حیوانات داوطلبانه کمک می‌کرد. برای: @shark_owo ~
نیت کالینز (Nate Collins) ⭐️ نیت سال ۱۹۹۹ به دنیا اومد و توی یه پرورشگاه بزرگ شد. وقتی ۱۷ سالش بود یه خانواده سرپرستیش رو قبول کردن، اما خودش هنوز آخر هفته‌ها به پرورشگاه برمی‌گشت تا با بچه‌های کوچیک‌تر فوتبال بازی کنه. راستشو بخواین مهربون تر از نیت وجود نداره:(( توی مدرسه همیشه از بچه‌هایی که تنها بودن حمایت می‌کرد چون خودش اون حس رو تجربه کرده بود. عاشق اسکیت، پیتزا و فیلم‌های کمدی بود و از اینکه کسی درباره گذشته‌ش قضاوتش کنه متنفر بود. تابستون‌ها برای بچه‌های پرورشگاه مسابقه آب‌بازی و فوتبال برگزار می‌کرد و می‌گفت بهترین تابستون اونیه که صدای خنده بچه‌ها قطع نشه. و خب راست می‌گفت !! برای:https://eitaa.com/joinchat/3664184828Cf814c09168 ~
کلویی دیویس (Chloe Davis) ⭐️ کلویی سال ۲۰۰۰ به دنیا اومد و یه خواهر دوقلوی همسان داشت. این دو نفر انقدر شبیه هم بودن که چند بار سر کلاس جاشون رو عوض کردن و معلم‌ها تا آخر زنگ متوجه نشدنXD عاشق عطر وانیل، فیلم‌های دیزنی و شیرکاکائو بود و از فیلم‌های ترسناک فراری بود. یه عادت عجیب داشت و از هر کنسرت یا جشنی که می‌رفت دستبند کاغذیش رو نگه می‌داشت. تابستون‌ها با خواهرش تا نیمه‌شب دوچرخه‌سواری می‌کردن و آخر شب بستنی می‌خوردن. و بعضی اوقات با تلپاتی‌ هاشون همه رو می‌ترسوندن. برای: https://eitaa.com/omlet_meow ~
اوون میلر (Owen Miller) ⭐️ اوون سال ۱۹۹۸ به دنیا اومد. پدرش آتش‌نشان بود و توی یکی از مأموریت‌ها وقتی اوون ۱۲ ساله بود جونش رو از دست داد. از اون به بعد اوون بیشتر از همیشه به مادرش نزدیک شد. توی مدرسه خیلی محبوب نبود ولی هر کسی که باهاش دوست می‌شد تا آخر عمر دوستش می‌موند. کلا تو بحث دوستی خیلیی عمیق بود:(( عاشق نجوم، قهوه سرد و فیلم‌های علمی‌تخیلی بود. یه عادت بامزه داشت و هر وقت شهاب می‌دید سه تا آرزو می‌کرد چون می‌گفت شاید یکی‌شون برآورده بشه. تابستون‌ها روی پشت‌بوم می‌خوابید و ساعت‌ها ستاره‌ها رو تماشا می‌کرد. برای: https://eitaa.com/fexolin
سوفیا آدامز (Sophia Adams) ⭐️ سوفیا سال ۲۰۰۲ به دنیا اومد و از ۱۰ سالگی از خواهر کوچیک‌ترش مراقبت می‌کرد چون مادرش شیفت شب کار می‌کرد. همین باعث شده بود از سنش پخته‌تر به نظر برسه. توی مدرسه مسئول شورای دانش‌آموزی بود ولی بیرون مدرسه عاشق شیطنت و شوخی با دوستاش بود. اولین کراشش پسری بود که توی کتابخونه داوطلبانه کار می‌کرد و همیشه براش کتاب پیشنهاد می‌داد، اما هیچ‌وقت جرئت نکرد احساسش رو بگه. عاشق کیک هویج، سفر با قطار و دفترهای جلدسخت بود و از بی‌نظمی متنفر بود. یه عادت بامزه داشت و هر شب قبل از خواب سه اتفاق خوب روزش رو توی دفترش می‌نوشت. حتی اگه کوچیک می‌بودن:(( تابستون‌ها با خواهرش قطار سوار می‌شدن و به شهرهای کوچیک اطراف می‌رفتن تا کافه‌های جدید رو امتحان کنن. برای: https://eitaa.com/motechevasseti/6973
الیوت پارکر (Elliot Parker) ⭐️ الیوت سال ۱۹۹۷ به دنیا اومد و سال ۲۰۶۸ بر اثر سرطان خون از دنیا رفت. وقتی ۹ سالش بود، خانواده‌ش یه پسر هفت‌ساله رو به فرزندخواندگی گرفتن. اوایل حسادت می‌کرده ولی بعداً خودش می‌گفت اون بهترین اتفاق زندگیش بوده. و واقعا هم بود چون هیچکس رو انداره اون پسربچه دوست نداشت:(( توی مدرسه از اون بچه‌هایی بود که همیشه سرش توی کتاب بود اما اگه باهاش دوست می‌شدی دیگه از خنده نمی‌تونستی نفس بکشی. عاشق شطرنج، کتاب‌های معمایی و هات‌چاکلت بود و از آدم‌هایی که قول می‌دادن و عمل نمی‌کردن متنفر بود. یه عادت بامزه داشت و هر وقت کتاب جدید می‌خرید اسمش و تاریخ خرید رو صفحه اول می‌نوشت. تابستون‌ها با برادرش توی کتابخونه شهر داوطلب می‌شدن و برای بچه‌ها کتاب می‌خوندن. برای: https://eitaa.com/leielieoei
هارپر جونز (Harper Jones)⭐️ هارپر سال ۲۰۰۱ به دنیا اومد. پدرش خواننده یه گروه موسیقی محلی بود و از بچگی تقریباً آخر هر هفته روی صحنه بزرگ شده بود. برخلاف چیزی که همه فکر می‌کردن خودش از جمعیت زیاد خجالت می‌کشید. توی مدرسه همیشه گوشه کلاس می‌نشست و لباس طراحی می‌کرد. عاشق رنگ سبز، قهوه سرد و فیلم‌های دهه نود بود. از آدم‌هایی که حرف بقیه رو قطع می‌کردن خوشش نمی‌اومد. تابستون‌ها با پدرش به شهرهای مختلف سفر می‌کرد و پشت صحنه کنسرت‌ها وقت می‌گذروند. برای: https://eitaa.com/hanahakiiiii ~
لوک هریس (Luke Harris) ⭐️ لوک سال ۱۹۹۸ به دنیا اومد و سال ۲۰۶۷ بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت. از ۱۳ سالگی توی یه تعمیرگاه دوچرخه کار می‌کرد نه از روی اجبار فقط چون عاشق باز کردن و دوباره بستن وسایل بود. اونم خیلی خیلی زیاد !! توی مدرسه استاد درس فیزیک بود ولی از انشا نوشتن متنفر بود. اولین کراشش دختری بود که هر روز با دوچرخه قرمز رنگش به مدرسه می‌اومد. یه عادت عجیب داشت و هر پیچ یا مهره‌ای پیدا می‌کرد توی جیبش می‌ذاشت و آخر هفته معلوم می‌شد جیبش پر از وسایل عجیب شده. تابستون‌ها با دوستاش مسیرهای طولانی رو دوچرخه‌سواری می‌کردن اما هیچوقت خسته نمی‌شدن. برای: https://eitaa.com/supportcigarettes ~
نورا کالینز (Nora Collins) ⭐️ نورا سال ۲۰۰۳ به دنیا اومد. وقتی پنج سالش بود مادرش رو از دست داد و بعد از اون پدرش هم پدر بود هم مادر. همیشه می‌گفت باباش بدترین آشپز دنیاست ولی بهترین بابای دنیاست:(( توی مدرسه عضو گروه سرود بود و صدای فوق‌العاده‌ای داشت. عاشق پای سیب، شمع‌های معطر و پاییز بود و از بادکنک می‌ترسید. یه عادت بامزه داشت و هر وقت ناراحت می‌شد، کیک می‌پخت. تابستون‌ها با پدرش کمپ می‌زد و شب‌ها آتیش روشن می‌کردن و کلی با همدیگه حرف می‌زدن. برای:https://eitaa.com/joinchat/3489269104C6633c89b80 ~
کایدن بروکس (Kayden Brooks) ⭐️ کایدن سال ۱۹۹۹ به دنیا اومد. توی دبیرستان به "شهردار مدرسه" معروف بود چون تقریباً همه رو می‌شناخت. خانواده‌ش هر سه سال یه بار به شهر جدیدی نقل مکان می‌کردن و برای همین همیشه مجبور بود دوستای جدید پیدا کنه. عاشق اسکیت، پیتزای پپرونی و پلی‌استیشن بود و از خداحافظی کردن متنفر بود. یه عادت شاهکار داشت و از هر شهری که می‌رفت یه آهنربای یخچال یادگاری می‌خرید. تابستون‌ها وقتش رو صرف کشف شهر جدید می‌کرد. برای: https://eitaa.com/moodyyyyy ~
آملیا رید (Amelia Reed) ⭐️ آملیا سال ۲۰۰۲ به دنیا اومد و مادربزرگش بهترین دوستش بود. هر جمعه بعد از مدرسه مستقیم می‌رفت خونه اون و با هم فیلم‌های قدیمی می‌دیدن. عاشق گل‌های بابونه، بافتنی و چای نعنا بود و از صدای بلند بوق ماشین بدش می‌اومد. یه عادت بامزه داشت و هر وقت کتابی رو دوست داشت، براش نامه می‌نوشت و لای همون کتاب می‌ذاشتگ تابستون‌ها با مادربزرگش باغچه رو پر از گل می‌کرد. برای:https://eitaa.com/joinchat/1895761552C2dfe78571a ~
زک میلر (Zach Miller) ⭐️ زک سال ۱۹۹۷ به دنیا اومد و سال ۲۰۶۵ از دنیا رفت. توی مدرسه از اون بچه‌هایی بود که همیشه دیر می‌رسید ولی عجیب این بود که هیچ‌وقت معلم‌ها ازش ناراحت نمی‌شدن چون همیشه با یه داستان خنده‌دار وارد کلاس می‌شد. پدرش نانوا بود و زک هر صبح قبل از مدرسه کمکش می‌کرد. عاشق دونات، فوتبال و موسیقی راک بود و از زیتون متنفر بود. تابستون‌ها توی نونوایی کار می‌کرد و عصرها فوتبال بازی می‌کرد. برای: https://eitaa.com/WaveArea ~