آریزونا هم روانی شد دیگه بعدش میگفت چرا برای بدن من تصمیم گرفتی مگه من التماست نکردم پامو قطع نکنی هرچی کلی میگفت خب داشتی میمردی
خلاصه از بعد از این اتفاق هی بینشون فاصله افتاد و همش درمورد این قضیه دعوا میکردن
بعدم که طلاق گرفتن و اون قسمت دادگاه برای گرفتن حضانت بچه از اعصاب خراب کن ترین قسمت های کل سریاله امیدوارم نرسم بهش 😭
وای من پامو میذارم یه جای جدید که از قبل نرفتم اینقدر سرگیجه و حالت تهوع میگیرم که واقعا چطوری قراره زندگی کنم