ولی نمیخوام این بزرگ شدن ذوق و شوقمو واسه چیزای مختلف ازم بگیره به بهانه ی "بزرگسال" بودن
اصلا برام مهم نیست که بعد این پیاما کسی بخواد بهم برچسب بزنه حداقل من چیزی که میخواستمو گفتم
ولی نوستالژی بعضی اوقات میتونه قشنگ باشه جای این که ناراحت کننده باشه
شایدم نوستالژی و اون حس دلتنگی برای گذشته یه امتیاز باشه
اشتیاق و دلتنگی واسه خاطرات گذشته ثابت میکنه که زندگیای که داشتی ارزش زندگی کردن داشته
یا شایدم تو بهش معنی "زندگی" بخشیدی
و همچنین متوجه شدم که هیچ "بهترین زمان"ی وجود نداره
فقط زمان هست و این که ما با کارهامون ازش بهترین میسازیم مربوط به خودمونه
و اینه که بهترین زمان ها و خاطراتو برای ما درست میکنه
بعضی اوقات تنها چیزی که دلم میخواد باشه یه غریبه ی مهربون توی خاطرات یه نفره
یا همون غریبه که اون روز به یکی یه چیزی گفت و خوشحالش کرد
یا اون غریبه که باعث شد فلانی از فلان خصلتش بدش نیاد
یا اون غریبه که خیلی رندوم به یکی لبخند زد
کلا میخوام اونقدری مهربون باشم که حداقل یه نفر یادش بره یکی دیگه چقدر بد باهاش رفتار کرد
اما امیدوارم فکر نکنه همه مثل منن
منظورم از مهربونی اون شخصیت نیست که اجازه میده بقیه ازش سواستفاده کنن
صرفا یه مهربونی ساده که خیلی خرج رو روح و روان خودمم نذاره
بچها من واقعا نمیتونم اجازه بدم همین یه بار زندگیای که دارم با هیچ و پوچ تلف بشه و اونقدری که میخوام رضایت بخش نباشه