eitaa logo
دانلود
اینقدر گرونه روم نمیشه چیز بنویسم روش احساس می‌کنم اون باید رو من چیز بنویسه
چقدر این داستان لباس تکراری پوشیدنو دوست دارم
📪 پیام جدید سلام یسنای عزیز راستش من خودمو گم کردم، انگار میدونم قلبم چی می خواد اما نادیده اش میگیرم از بیان اینده ای دلم می خواد برای خودم بسازم می ترسم چون احتمال موفق نشدن زیاده، احتمال مخالفت مادرم زیاده و احتمال نادیده گرفتن من توسط پدرم زیاده راستش شاید چون اونا زیاد براشون مهم نیست که دخترشون چی می خواد. گاهی وقتا با گریه حرفمو بیان میکنم و تا لب مرز میرم اما نه کامل گاهی وقتا گفتن حرف دلم باعث بغض تو گلوم میشه چون در نهایت مادر عزیزم بهم میگه: تو که سقف بالاسرته آبت کمه نونت کمه؟ مشکلت چیه؟! من هیچوقت نتونستم بگم مشکلم چون شاید هیچ وقت اونا قرار نیست بفهمن یا شایدم من نمیدونم چطوری بیانش کنم که اونا بفهمن ____ سلام یسنا قربونت بره:( حقیقتا تو این سن هممون تو این بحران و گمگشتگی داریم غرق میشیم اما حداقل می‌دونیم تنها نیستیم می‌فهمم چه‌قدر برات سخته وقتی حس می‌کنی کسی صدات رو نمی‌شنوه و اینکه بین چیزی که قلبت می‌خواد و ترس از واکنش خانواده‌ات گیر کردی و واقعا خیلی خسته‌کننده‌ست ولی تو حق داری آرزو داشته باشی و آینده‌ای که دلت می‌خواد رو تصور کنی حتی اگه الان کسی توی خانواده درکت نکنه این به معنی بی‌ارزش بودن خواسته‌هات نیست شاید قدم‌های کوچیک شروع خوبی باشه و مهم‌تر از همه اینکه تو واقعا تنها نیستی و خیلی از ماها میتونیم کمکت کنیم😭 و این که اونا حاضر نیستن تن به آرزوهات و اهدافت بدن تقصیر تو نیست و به نظرم یکم زمان بده به همه هم خودت و هم اونا
📪 پیام جدید یسناییییی من یه مدت بود دنبال یه ارایش پاککن بزرگ میگشنم چونکه بدنم رو رنگ میکنم برای تئاتر و عکسو اینا ولی هیچ لوازم ارایشی ای نداست . بعد اینجا یه مغازه خیلیی بزرگ هست که بی توجه به مغازه بغلیش که برندنو اینا یه مغازه خیلی نوستالژیکه . یه خانوم پیر خیلی نازی اداره اش میکنه و اینجوریه که اجناس خیلی رندوم کنار هم ریخته شدن و با گشتن زیاد میتونی چیزای خفن پیدا کنی مثلا یه کارتن نیم متری خیلی دراز هست که چیزای نشسکتنی توش ریختن مثل عتیقه فروشیای خارجه حتی خودتم میتونی چیز میزایی که میخوای از دستشون خلاص شیو بهشون بفروشی .بعد من داشتم اونجا میگشتم یهو چشمم خورد و یه دستام مرطوب پیدا کردم که صد تایی بود و هر دونش خیلی بزرگ بود ادامشو میگم الان ____ وای که میمیرم واسه این سبک مغازه ها و فروشنده ها
📪 پیام جدید بعد من با ذوق اونو خریدم چونکه این جنس تک بودو کلا مغازه خانومه ارزون فروشی بود ، فکر کن برای دستمال مرطوب صدتایی پونزده هزارتومن پول دادم😦😦😦اره خلاصه من دوماه از اسن استفاده میکردم خیلیم حال میکردم چند ساعت پیش برای اولین بار پشتشو خوندم و حدس بزن چی 🙁نوشته پاک کننده سوریس بهداشتی و جرم و رسوبات 🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁من دوماه داشتم پوستمو با پاک کننده سرویش بهداشتی پاک میمرذممم ____ آقا ببخشید خندیدم😭 ولی خب اگر مشکلی برات پیش نیومده که خیلی خوبه من بودم دوباره میخریدم
بچها این سریال جدیده باعث میشه بخوام handshake with carbon monoxide رو به صورت عملی انجام بدم ببینم چجوریه🔥
📪 پیام جدید https://eitaa.com/ananasmi/15685 میسوزه پوستم😭😭من فکر میکردم برای رنگ و و مواد گریمه ولی خیلی میسوزه جدی ____ زودی برو صورتتو بشور تا آلرژی نشدی
📪 پیام جدید الان واقعا داری میگی؟ https://eitaa.com/ananasmi/15671 ____ حالا یه اتود و مغزی هم خریدم ولی اصلیش این بود
بچها دیدین سکانس آخر tsitp چی پخش شد؟؟😭
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یه سری mf عجیب درباره اضطراب جوک می‌سازن اما هیچوقت مجبور نبودن قبل از حرف زدن یه جمله رو چندین بار تو سرشون تکرار کنن🥀
یا مثلا مجبور نبودن تصمیم بگیرن جمله‌شون رو با چه کلمه ای شروع کنن که دچار لکنت نشن