قطعا قرار نیست در ادامهی مسیر زندگیت هنوزم اون نقش پر رنگو داشته باشه اما بازم امیدواری بین اون همه مشغله هنوز هم وقت برای "غریبه نشدن" باشه
و حقیقتا هیچ کاری از دستت بر نمیاد جز این که آرزو کنی سرنوشت مواظبش باشه چون فقط تو میدونی چه آدم خوبی بوده هرچند ممکنه همش حفظ ظاهر بوده باشه
و در نهایت فقط آرزو میکنی همه چیز باب میلش باشه انگار نه انگار که شب قبلش وسط گریه هات داشتی بهش میگفتی "خائن" چون تصمیم گرفته تورو ول کنه و چندین فرسخ حرکت کنه به سمت یه کشور غریب اما بازم نمیتونی سرزنشش کنی چون زندگی اونه نه تو