eitaa logo
دانلود
یلدا کجائه؟🤪🤪 چیکار میکنین الاننن _ سلام میرسونه داریم چیل می‌کنیم فعلا
Medusa✦
کلی چیز سیو کردم که درست کنم کلی چیزم باید یاد بگیرم یه هفته هم بگیریم‌ فلج واسه واکسن و بعد باید شن
باید یکم از کتابای دهمو بخونم به نظرم اگه بخوام کلاسامو‌ در طول سال ادامه بدم
راستی مدرکمم‌ تا قبل مهر میگیرم شکرخدا وای
https://eitaa.com/ananasmi/24907 اگه نوشتی بفرست _ اکه قابل پخش بود چشم
https://eitaa.com/ananasmi/24908 اره منم امروز چیل میکنم از فشار ازمون کاسته شه بعد فردا واسه تابستونم برنامه مینویسم چجوری چیل میکنین اقا؟ _ شخصا با سریال یا حالا هر سوشال مدیایی‌ حواسم پرت میشه
https://eitaa.com/ananasmi/24910 چه مدرکیی _ زبان
البته اگه تو آزمون قبول شم🤗
https://eitaa.com/ananasmi/24912 پس ما هم رفتیم بای _ به سلاپت
بزارین خاطره بگم 🤓🖐 یادمه سه سال پیش که رفته بودم سر جلسه یه اتفاقی افتاد، البته توی سالن ما نبود توی یه سال دیگه بود یه دختری گلاب به روتون بالا آورده بود هیچی نخورده بود و غش کرده بود وسط امتحان و اینا بعدش مامانم کمکش کرده بود و اینا (خیلی رندوم چون مامانم مسئولی چیزی نبود) بعدش این دختره یکم اوکی شده بود دوباره اومده بود سر جلسه حالا ما قبول شدیم تمومشد رفت، سال آینده ـش تویکلاس نشسته بودیم داشتیم خاطره میگفتیم که یکی از بچه ها گفت من سر جلسه غش کرده بودم و مامان یکی بهم کمک کرد قیافم (😲) _ خارمادر تصادفات‌ و سرنوشت جدی یه سری اتفاقایی‌ میفتن آدم هیچ راه منطقی ای برای توصیحشون پیدا نمی‌کنه مثلا دنیا چقدر میتونه کوچیک باشه که تو همون آدمو‌ ببینی😭
ادامش: گفتم آره خلاصه مامان من بود و اینا... یه خاطره دیگه این بعد از آزمون بود اصلا من یادم رفته بود تیزهوشان آزمون دادم تو باغ نبودم این بود که رفته بودم خونه رفیقم (سرایدار مدرسه هستن) ما توی حیاط مدرسه روی آبخوری نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم یهو مامان رفیقم اومد دیدیم داره گریه میکنه گفتیم چی شده کی مرده گفت قبول شدیم، همدیگرو بغل کردیم و ازین چرت و پرتا و تمومشد وینی _ آقا ایشالا مام مثل شما مووآن می‌کردیم مثلا آلردی میدونم چه پیپی ای زدم اما حس میکنم تا مرداد که نتایجو‌ عینا‌ ببینم نتونم درست زندگی کنم دم شمام گرم بابت قبولی خاطره خیلی شیرینی بود:((
وای ای کاش هیچکس امید نداشته باشه بهم
همه ازم ناامید باشن