جدادم از دستم افتاد تو آزمون، بعد منتظر شدم خانومه که برگه ها رو میگیریه بهم نزدیک بشه بعد که اومد گفتم خانم میتونم مدادمو از روی زمین بردارم؟ خانومه خیلی زیبا بود بعد مهربون گفت که اوکی برش دار بعد گفت نه نه صبر کن الان خودم بهت میدم خم شد بهم بده روسریش از این اوییزای نمیدونم چین داشت گیر کرد تو صندلی یه لحظه اینحوری شد بعد من اینطوری وای خانم شرمنده. بعد رفت دوباره مدادم افتاد دیگه روم نشد چیزی بگم
_
مدادت هی میخواسته فرار کنه اجازه ندادی بهش
اومدم بیرون از آزمون دیدم مادرم با همه مادر های همکلاسیم و مادر همه ی اونهای که پشت سرم بودن تو سالن حرف زده، بعد هی میگفت فلانی باهات تو یه مدرسه است؟ میشناسیش؟
_
مامان منم همینطوریه انکار مامانا رو یه دیقه باهمدیگه تتها بذاری دوست میشن با همدیگه خیلی باحاله:((
یه روم رفتم کره ای بود صاحبش داشتن حرف میزدن بعد دیدم یچیزی درمورد ایرانی ایران گفت بعدم از روم پرتم کرد بیرون بهم بخورد زنیکه نژاد پرست هعییی
_
وای گوربابا نژادپرستی خسته شدیم دیگه
منظورم اینه که هرچی تعداد افراد از یه نژاد بیشتر باشن توی یه محیط نسبت به نژاد مخالفشون نژادپرستی میکنن
مثلا (درحد مثال) اکثر وقتا ایرانیا به بچهای شرق آسیا یه سری توهین که درجریانین میکنن
حالا اینا هم تو روم کره ای چون برتری داشتن به ایرانیا چیز گفتن خلاصه که به هیچکس برنخوره کاریش نمیشه کرد
https://eitaa.com/ananasmi/24916 سرنوشت؟ بذار اینو بگم 😂😂😂
کلاس اول یه همکلاسی داشتم از یه شهر دیگه بود، اول که تموم شد رفت شهرشون منم دیگه خبری ازش نداشتم
از اوایلی که چنل زدم با یه نفر آشنا شدم بعد از یه سال دوست مجازی بودن فهمیدم این همونه:)))))))))))))))
_
وای آره فکر کنم چنل خودتون بود پیامتو خوندم جدی کلییییی ذوق کردم براتون:(((