هدایت شده از آرزوهای متوسط.
موقع پنالتی رفته بودم بغل مامانم خالم تسبیح سبز دستش بود من یه چشمم بسته بود یکی باز.
Medusa✦
موقع پنالتی رفته بودم بغل مامانم خالم تسبیح سبز دستش بود من یه چشمم بسته بود یکی باز.
من اون صفحات آخر کتاب قرآن مدرسه بودا که واسه تابستون بود آورده بودم اونارو بخونم یه کلمه هم حالیم نبود=))
وای چقدر خوب میکشیدی 😭😭😭
_
قربونتبرم بابا (لینکشو پاک کردم کسی جز خودت نبینه آبروم نره)
https://eitaa.com/ananasmi/26524
هم سنیم ولی خب فکر کنم شما نیمه دومی.هستی.
منم شاید برم تجربی ، یخورده استرس دارم از اینکه نتونم ولی خب ...
اعصابم از این خورد میشه که چرا رشته مستقل زبان نداریم😂🤦🏾♀️
_
من اعصابم خرابه که چرا رشته داریم
https://eitaa.com/ananasmi/26546 من تحمل هیفده سالگی رو ندارم..
_
من منتظر ۱۷ سالگیم