بچه بودم یه یاروی درون داشتم اسمش یاسمین بود(یاسه اسم خودم) براش استایل انتخاب کرده بودم تو ذهنم و دوستم بود و تو مغزم بود ن مثل دوست خیالی
جدیدا حس نزدیکیه زیادی به یاسمین دارم
(ادمی مناسب تر از این زنیکه نمیشناسم که چرت و پرتای وجودمو بهش بگم)*مرسی از وجودت زنیکه جونم..نمیخوابم هیچ وقت رو ریل قطار*
_
منم وقتی با یلدا قهر میکردم و هیچ همبازی ای نداشتم تو ذهنم با آیناز بازی میکردم😭
حالا بگو منظورت از زنیکه من بودم یا یاسمین
راستی به یاسمین ۱۰۰۰ تا سلام برسون
https://eitaa.com/ananasmi/27997
چرا هیچی نمیاد تو ذهنم
_
فشار بیا فشار بیار یکی باید بهم بگه
https://eitaa.com/ananasmi/27999 صد یسنا بود منظورم زنیکه جونم😋
ولی خب نمی دونم چرا یاسمین باید باشه اسمش(یه یاسمین معذرت_)
_
مساحت خورشیدو حساب کن ضربدر ۱۰ میلیون کن همونقدر عاشقتم
https://eitaa.com/ananasmi/27999
وااااای منم یه سیما داشتممم (دارم) وای اخجوننن
_
چه انتخاب اسمای خوبی داشتیم
مثلا هم آوا با زنیکه میشه سلیط ــــ
_
این خیلی خوب بود آفرین ولی سلیطه به من نگین که زبونتونو گاز میگیرم
https://eitaa.com/ananasmi/28001
لیس لیس لیس
زنیکه ی اما واتسونن
_
امیدوارم شوخی نباشه🤗🤗🤗🤗
https://eitaa.com/ananasmi/28002 (درحال تصور دوست ذهنی تون *بدیم یونا بکشه-*)
_
یونا فقط رو درسش تمرکز میکنه الان
حالا که اما واتسون منظم شد ،اما واتسون کراشم بود اولین فیلمی که دیدم هری پاتر بود هرماینی که میومد رو صفحه پشت مامانم قایم میشدم
آرزو میکردم کاش حداقل یه بیخانمان تو خارج بودم به کنیزی میگرفتم بخدا کف خونشو با زبون جارو میکشیدم
_
فکر کردم فقط خودت یه سری احساسات مخلوط داشتم و دارم نسبت بهش نمیدونم بابا خیلی شیکه ایشالا بمیرم براش