eitaa logo
دانلود
من میرفتم تو کانال سوتی های خانوما یا خاطرات دوران عقد و ازین کانال چرتای ایتا یه خاطره از من در آوردی می‌نوشتم می‌فرستادم اونا هم میزاشتن یه بار گفتم خیانت کردم داشتن بهم راهکار میدادن و کلا میشستم خاطراتشونو میخوندم _ منم یه اکانت نینی سایت داشتم...
نمیخوام به این بخش از زندگیم برگردم هیچوقت
https://eitaa.com/ananasmi/30548 مشکوک _ 🥹🥹
https://eitaa.com/ananasmi/30551خودمم خواهرم جوجه داشت ولی من ازش میترسیدم کلا دو سالم بود جوجو افتاد دنبالم منم با همزن زدم تو سرش نمرد ولی تا چند روز گیج و منگ بود بعدم مرد، انقدر خواهرم برام میگه اینو که هر دفعه از عذاب وجدان خوابم نمیبره _ الهی بمیرم واست 🥹
یسنا ۵/۵/۵ تموم شد هیچکار نکردیم _ قرار نبود مدل خاصی بگذره که !!
ولی من دوتا کار جدید انجام دادم
https://eitaa.com/ananasmi/30554 یسنا این کیه به نظرت _ نمیدونم خب اسمش ناشناسه دیگه
با وجود اینکه مامانم هیچوقت نمیذاشت سر زدن مرغ یا هر حیوونی رو ببینیم یه بار دزدکی دیدم و مرده بعدش سرشو پرت کرد تو زمین چمن بغلش و واقعا بدترین صحنه ای بود که دیدم خیلی از لحاظ روحی ضربه خوردم و بعد ۹ سال هنوز باهامه _ دستت درد نکنه آخه این کار بود با خودت کردی؟
https://eitaa.com/ananasmi/30561 میشه لطفا تعریف کنی؟ _ یکیش که همون هایپه‌ بود که خوردم دومی هم قابل پخش نیست
واسه اولین بار رو گچ یکی یادگاری نوشتم !!
آیدی بده _ @jinxfearless
من ببچه بودم دوتا جوجه قرمز و زرد داشتم یه روز که تو حیاط ازادشون کردیم یکم بچرخن بابام گفت یواش برو دنبالشون که بدوئن گرم بشن منم یهو جوگیر میشم میدوم یهو میبینم یکیش میست کجاست زیر پام.. دومی هم تو قفس گذاشتیمش تو حیاط هوا بخوره گربه اومد جلو چشمم پنجشو کرد تو درش اورد گرفت بردش یه لقمش کرد اینم داستان جوجه های بدبخت ما🐥 _ هیچوقت نتونستم بفهمم چطوری بدون فهمیدن پا یا دست یکی میتونه بره رو جوجه