https://eitaa.com/ananasmi/30551خودمم خواهرم جوجه داشت ولی من ازش میترسیدم کلا دو سالم بود جوجو افتاد دنبالم منم با همزن زدم تو سرش نمرد ولی تا چند روز گیج و منگ بود بعدم مرد، انقدر خواهرم برام میگه اینو که هر دفعه از عذاب وجدان خوابم نمیبره
_
الهی بمیرم واست 🥹
https://eitaa.com/ananasmi/30554
یسنا این کیه به نظرت
_
نمیدونم خب اسمش ناشناسه دیگه
با وجود اینکه مامانم هیچوقت نمیذاشت سر زدن مرغ یا هر حیوونی رو ببینیم یه بار دزدکی دیدم و مرده بعدش سرشو پرت کرد تو زمین چمن بغلش و واقعا بدترین صحنه ای بود که دیدم خیلی از لحاظ روحی ضربه خوردم و بعد ۹ سال هنوز باهامه
_
دستت درد نکنه آخه این کار بود با خودت کردی؟
https://eitaa.com/ananasmi/30561
میشه لطفا تعریف کنی؟
_
یکیش که همون هایپه بود که خوردم دومی هم قابل پخش نیست
من ببچه بودم دوتا جوجه قرمز و زرد داشتم یه روز که تو حیاط ازادشون کردیم یکم بچرخن بابام گفت یواش برو دنبالشون که بدوئن گرم بشن منم یهو جوگیر میشم میدوم یهو میبینم یکیش میست کجاست زیر پام.. دومی هم تو قفس گذاشتیمش تو حیاط هوا بخوره گربه اومد جلو چشمم پنجشو کرد تو درش اورد گرفت بردش یه لقمش کرد اینم داستان جوجه های بدبخت ما🐥
_
هیچوقت نتونستم بفهمم چطوری بدون فهمیدن پا یا دست یکی میتونه بره رو جوجه
خلاف سنگین بچگیمم.. . یه سری با خواهر دوقلوم ماکارونی کردیم تو بخاری و انداختیم رو فرش.(مامانم تعریف میکنه) 🥹🥹🥹🥹
_
😭😭😭🤣😭🤣😭🤣😭🤣😭🤣😭🤣😭 دلم ضعف رفت براتون