Medusa✦
نمیدونه من جدی جدی پوشکشو عوض میکردم میخوابوندمش
بهترین تجربهی عمرم که شامل آفرود و بالا رفتن از کوه میشد رو به خاطرش از دست دادم اونموقع داغ بودم نمیفهمیدم چی از دستم رفت الان میفهمم
https://eitaa.com/ananasmi/31646
اقا کل جریانش این بودش که من عملا معتاد عروسکام شده بودم بعد هر جا میرفتم حتما حتما باید با خودم میبردمشون وگرنه جدی حالم بد میشد خیلی خیلی شرم اوره وای بعد مامان بابام با اون کار جدی نجاتم دادن
_
بمیرم واسه مامان بابات چه اعتیاد بدی هم داشتی دستشون درد نکنه
من معمولا سر دست خطم کتک میخوردم تا اینکه مامانم تصمیم گرفت ثبت نامم کنه خوشنویسی، و الان چهار ساله که جدی دارم روش کار میکنم. 🥹🥹🥹
با اسباب بازیام کار نداشتن خداروشکر.
_
منم سر اینکه املا هامو اندازه پاگنده ها مینوشتم یه ۱۰۰ باری قهوهای شدم سرش
گویا ۳ سال و اینامون که بوده واسه اینکه لوس بار نیایم تا گریه میکردیم مارو میذاشتن تو اتاق درو میبستن میگفتن با خودتون کنار بیاین کاری از دست ما ساخته نیست
هدایت شده از Vic's fries station
من تا ابد عاشق ویوین وست وود، جان گالیانو، کریستین دیور و الکساندر مککویین هستم و این یه سوگنده.
Medusa✦
من تا ابد عاشق ویوین وست وود، جان گالیانو، کریستین دیور و الکساندر مککویین هستم و این یه سوگنده.
یادش بخیر کلاس هشتم سر کلاس یه چند دفعه ادا الکساندرو درآوردم