از چندینسال پیش سرمایهدارهای بزرگ موسوم به ابرقدرتهایسایه، طی یک پروژهای اقدام به گسترش LGBT کردن.
توضیحات دقیق و علمی LGBT: بطور خلاصه، LGBT چهار نوع اختلالات شایع و دردناک هویتی_جنسی هستند که کاملا قابل درماناند. اختلالات روانشناسی، تحت تاثیر محیط و افراد احتمال بروزشون بالا میره؛ یعنی مثلا یکی که آثار همجنسگرایی میخونه، چون روی ناخودآگاهش اثر منفی نامرئی میذاره، بیشتر احتمالش هست مبتلا بشه. لازمه بگم برخلاف شعارهای رویاگونه، همجنسگرایی یه اختلال دردناکه و اونطور که تو انیمه و مانهوا میبینید یه گرایش کیوت و عاشقانه دوستداشتنی نیست!
فردی که واقعا اختلال داشته باشه درد زیادی تجربه میکنه و اگه درمان نکنه، نمیتونه نرمال زندگی کنه.
وقتی آدما به بلوغ جنسی میرسن) متوجه میشن که درکنار یک جنس مخالف کامل میشن و زندگی شون از لحاظ های مختلف به آرامش و تکامل میرسه. همجنسگراها با اینکه این نیاز رو بطور کامل دارن، ولی بخاطر اختلال و بیماری روحیروانی که دارن، نمیتونن این نیاز رو درست رفع کنن و از سر ناچاری به همجنسگرایی کشیده میشن. (درواقع یه درد وحشتناکه، هیچ ربطی به عشق و اینا نداره.)
این کاملا درمان داره، و باید به روانشناس و روانپزشک متخصص موارد جنسی مراجعه بشه. اگه درمان نشه فقط درد طرف بدتر میشه؛ چون نیاز فرد با انجام همجنسگرایی رفع نمیشه که هیچ، دردش بیشتر میشه. بماند که کلی بیماری جسمی هم در انتظار همجنسگراها و اطرافیانشونه.
(بیماری ایدز و چند مدل سرطان که خیلیا رو سالها آزار میده و عزیزان مون رو آزمون میگیره، در اثر عمل زشت LGBT به وجود اومده و ازونا به بقیه مردم بیچاره رسیده، برای همین میگم باید همه رو آگاه کرد و جامعه رو سالم کرد، وگرنه قربانی بعدی خود ما و عزیزانمونه و دراثر بیشتر شدن همجنسگرا ها بیماری هایی صدبرابر بدتر از کرونا خواهیم داشت!)
حالا قضیه این پروژه چیه؟
ابرقدرتهای مخفی جهان که درحقیقت اکثر پول جهان دست ایناست، از رنج مردم پول در میارن! مثلا تجارتی که از کرونا کردن؛ بله یه عالمه آدم مردن و زجر کشیدن تا اون پولدارای کثیف پولدارتر شدن. همینه فرزندم، دنیا کثیفه.
این موجودات کثیف، چند سالی هست پروژه گسترش lgbt رو فعال کردن. نه فقط اونا، که از سالهای خیلی قبلتر هم افراد دارای اختلال lgbt بهترین موش آزمایشگاهی سیاستمداران و قدرت دوست ها شده.
یکی از اولین اقدام ها موقعی بود که یکی از سیاستمدار های آمریکا در جریان انتخابات، یه مرکز فوق پیشرفته و خفن درمان اختلالات lgbt رو به زور تعطیل میکنه. بیمارهایی که خوب شده بودن و حالا زندگی نرمال داشتند و خانواده تشکیل دادند، اعتراض میکنند که چرا میخواید ما رو به اون جهنمی که قبلا بودیم برگردونید؟ اما یارو به اعتراضات مردم و دکترها هم گوش نمیده. (اینکار براش از نظر سیاسی منفعت داشته. باید یکمی بزرگتر بشید و سیاست بلد باشید تا بفهمید دقیقا چی شده.)
برگردیم به قضیه پروژه فعلی. ازونجایی که 80 درصد کمپانیها و استودیوها از همین پولدارهای سایه پول و قدرت میگیرن، نوکر حلقه به گوش این افراد هستند. ( نه اینکه خودشون قصد اینکارو داشته باشن، نه! از خودشون اختیاری ندارن، چون همه قدرت دست اوناست. مجبورن هرچی ابرقدرتها گفتن بگن چشم، وگرنه به خاک سیاه میشینن) درنتیجه از چندین سال پیش، توی اکثر آثار، حتی آثار غیرمرتبط ما LGBT و همجنسگرایی رو میدیدیم. شده یه شوخی ساده باشه، تا ژانر همجنسگرایی که متاسفانه تازگی خیلی زیاد شده.
قضیه خیلی ساده است! انیمه ساختن پول میخواد، چاپ کتاب پول میخواد، چاپ مانهوا پول میخواد، کمپانیها و استودیو ها پول میخوان، آهنگسازها پول میخوان! همه پول نیاز دارن!
اونوقت این جناب پولدار میگه من هرچقدر بخوای بهت میدم، فقط هرچی من بگم به انیمه/مانهوا/فیلم/کتاب ات اضافه میکنی!
#اطلاعات_عمومی؟
میتونید کتابای آلفرد کینزی رو بخونید که منشا تمام این ماجراها بوده
و سه جلد کتابهای جودیت ریزمن که از مخالفان کینزی بوده
"حقیقت وجود" چیه؟
حقیقت وجود یعنی صرفالوجود.
یعنی وجود صرف.
به عبارت دیگه یعنی وجود بدون همراهی با غیر خودش.
یعنی وجود بدون همراهی با عدم.
یعنی موجودی که فقط وجوده و هیچگونه مفهوم عدم از روی آن انتزاع نمیشه.
یعنی موجودی که فقط وجوده و هیچگونه مفهوم عدم از روی اون به ذهن ما خطور نمیکنه.
یعنی هیچگونه مفهوم نقصی از روی اون به ذهن ما خطور نمیکنه.
یعنی موجودی که کامله و هیچ نقصی ندارد.
صرف الوجود، مساوقِ علم است ینی چی؟
یعنی چیزی که مصداقِ صرفالوجود باشه، عالِم هم هست.
حقیقتِ وجود، مساوق قدرت است ینی چی؟
یعنی چیزی که مصداقِ «حقیقت وجود» باشه، قادر هم هست.
هویت چیه؟
هویت یک شیء یعنی وجود خارجی شیء
یعنی همون چیزی که در خارج از ذهن، موجوده.
مثلا:ماهیت علی یعنی مفهوم حاکی از چیستی علی
اما هویت علی یعنی وجود خارجی علی
علم حضوری و حصولی چیه؟
فیلسوفای مشاء معتقد بودن که ما دو نوع ادراک داریم:
۱. گاهی اوقات که چیزی رو درک میکنیم خود اون چیز نزد نفس ما حاضر میشه مثل غم و شادی که خودشون نزد نفس حاضر میشن.
در اینطور موارد اصطلاحا میگیم: «من به غم و شادی علم حضوری دارم»
یعنی: خودشان در نزد من حاضرند.
۲. گاهی اوقات که چیزی رو درک میکنیم خودش نزد ما حاضر نمیشه بلکه تصویرش نزد ما حاضر میشه
به همچین ادراکی علم حصولی میگیم
مثل زمانی که من درک میکنم که یک میز در خارج موجود است.
در اینجا اصطلاحا میگیم :«من به میز علم حصولی دارم.»
یعنی: خود میز در نزد من حاضر نشده بلکه تصویرش در نزد من حاضر شده
البته
میتونیم بگیم: «من به تصویر میز، علم حضوری دارم و به خود میز علم حصولی دارم»