فکر کن بعد اینهمه تنازع بقا و تکامل نوع انسان و فرگشت و اینا، تکامل پیدا کنی به انسان اندیشمند که تهش همون غذای گوسفند رو با تخم مرغ قاطی کنی بریزی تو ماهیتابه بگی بفرمایید.
انباری کلماتِ روزمره
از اون بدتر یتیمچه. این دیگه در شأن یه تک سلولی هم نیست.
قصد توهین به اقلیتها رو ندارم اما آخه این از اسمش هم معلومه که فقط برای مواقع بحرانی طراحی شده که واقعا چیزی برای خوردن نیست. به حکم اکل میته میرفتن سراغش.
پرسید رشتهات چیه؟
گفتم جامعهشناسی.
در ادامه پرسید: «برای چیه؟»
یعنی جامعهشناسی انقدر براش ناشناخته بود که حتی نمیتونست دربارهاش سوال درستی بپرسه و مثلا مثل عموم آدمها بگه: «چیه؟» یا «تهش چیکاره میشید؟»
به نظر مهدویان پایه دوربین تو فرآیند فیلمسازی هزینهی اضافه است.
اینه که دوربین فقط لرزان و رو دست.
انباری کلماتِ روزمره
پرسید رشتهات چیه؟ گفتم جامعهشناسی. در ادامه پرسید: «برای چیه؟» یعنی جامعهشناسی انقدر براش ناشن
میدونید یعنی چنین جامعهای رو قراره بشناسیم.
هرچقدر هم که عصبانی و غمگین باشی
وقتی با یه بچه رندوم چشم تو چشم میشی وظیفه داری لبخند بزنی.
انباری کلماتِ روزمره
#رضایت_مخاطب
اونم نه یه مخاطب معمولی، مخاطبی که میدونه کاربرد نقطهویرگول چیه و جاش تو کیبورد کجاست.
حین یه کار مهم و عجلهای تو اپلیکیشن بله یه نفر یه سوال پرسیده و من یک دقیقه بعد جواب دادم «بله».
و الان بعد از دو روز فهمیدم در یک حادثه ماتریکسی اپلیکشین بله، جواب «بله»ی من رو به فرزند خواندگی قبول کرده و به مخاطب چت نشون نداده.