هم نمکخورده نمکدون میشکنه، هم سگ دست صاحابشو گاز میگیره، هم چاقو دسته خودشو میبره؛ هرچیزی از هر کسی برمیاد.
در عالمِ هستی ؛ من وجود ندارد..!
ما تنها ؛ ما میشناسیم...
من ذره ای ناتوان است در طوفان و کهکشان و تو ذره ای نادان در دریای کیهان ؛ ما کشتی و سقفیم و من تنها پارو ؛ تو فقط دیوار..!
قصهیِ من همانند بارانیست ؛ که در فصل گرم تابستان میبارد و همه از دیدنش تعجب میکنند .