قصهیِ من همانند بارانیست ؛ که در فصل گرم تابستان میبارد و همه از دیدنش تعجب میکنند .
کاش منم یه ادمی بودم که رفتار هیچکس برام مهم نیس، ولی متاسفانه یه ادم حساس و زودرنجم.
میدونم نباید خسته شد،میدونم
نباید بُرید فقط دلم میخواست
یه وقتایی یه جایی یه گوشه ای وایستم بگم
خستم؛یکی بفهمه چی میگم
ن که فقط بشنوه:)!