بعدا؟
بعدا وجود نداره،بعدا روز شب میشه
بعدا علاقه از بین میره،بعدا آدمیزاد پیر میشه
بعدا زندگی تموم میشه،بعدا شما میمونین و یه حسرت.
من گذروندم،
سخت ترین شب ها رو
تلخ ترین روز ها رو
خسته شدن و یک جا نشستن ها رو
دور شدن از هدف ها رو
قضاوت های بیجا رو
آدم های بلاتکلیفو
دوراهی های زندگیو
بد بیاری های هر روزه رو
آره،گذروندم،هنوزم دارم ازشون میگذرم
اما تنهایی..
من کسی رو ندارم براش مهم باشم
پین گوشیش باشم
یهو پی ام بده بی مقدمه بگه دوست دارم
شبا اولین نفر بگه خوب بخوابی
صبح بگه هنوز بیدار نشدی.
آف شدم نگرانم بشه
من ندارم ولی اگه تو داری مراقبش باش:)
یک سال پیش،
همه چیز متفاوت بود.
و حالا که به عقب نگاه میکنم،
میفهمم که یک سال میتونه خیلی کارا با یه آدم بکنه.