اونجایی ک حامیم میگه:
"میومدم هی دستاتو بگیرم سردیشو بگیریُ گرمیتو بدی من،ولی میدیدم نیستی نمیبینم تورو کنارم که دستاتو بگیرم.."
-خیلی دردناکه..!
کم کم دارم برمیگردم دوباره به همون نقطه تاریکی که کلی جنگیدم تا بتونم ازش بیام بیرون..