کاش ادم میتونست دست خودش رو بگیره ببره ی گشت تو شهر بزنه، ی چایی بهش بده، بذاره رو چمنا دراز بکشه یا وسط جمعیت داد بزنه تهش که خسته شد، بشینه جلوش بهش بگه: میشه لطفا بهم بگی چه مرگته؟بگو تا حلش کنیم.
لازم نیست برای کسی که نمیفهمه توضیح بدی چه کارایی براش کردی و چقدر باهاش ساختی و چقدر به فکرش بودی. خودتو ازش بگیر، گذر زمان خودش همه چیز رو بهش میفهمونه.
من از تموم این دنیا ، فقط دلم میخواد برم
کنسرتِ شادمهر اون بخونه :
هرکاری میکنه دلم ، تا بغضمو پنهون کنه !
منم این طرف با چشـٰای اشکی و بغض داد بزنم :
چی میتونه فکر تورو از سر من بیرون کنه!