چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند این کارا
که من با جان خود کردم.
کاش می شد آدمی ، گاهی ، فقط گاهی!
به اندازه نیاز بمیرد ، بعد بلند شود
خاک هایش را بتکاند ، اگر دلش خواست برگردد به زندگی ،
دلش نخواست بخوابد تا ابد...