گر درد شوی، زهر شوی، پنجه به قلبم بکشی،
من باز تو را، باز تو را، باز تو را میخواهم .
دقیق بخام توصیفت کنم، تو همونی هستی که حالمو خوب میکنی، همونی که باهاش میتونم از ته دل بخندم، همونی که کنارش میشه خسته نشد،همونی که تو روزای سختم میتونم دلمو خوش کنم به بودنت؛ بغلت دوای دردامه، دستات گرما بخش زندگیمه، صدات تسکین دهندهی دردامه !
میخام بدونی اونقد بودنت قشنگه و حالِ دل منو خوب میکنه که من حاضرم هیشکی نباشه ولی تو باشی واسم .
روزایِ سختمون تموم میشن، روابطِ تاکسیک
تموم میشن، مشکلات و محدودیتامون تموم
میشن اما درنهایت چیزی که بعدِ تموم شدنِ
اینا دیگه ترمیم نمیشه روحِ ماست.
من لابه لای تنهایی هام تورو جا دادم . .
این ك یه نفر همه عمرشو تنها بوده ولی تنهاییش رو الان داره با تو تقسیم میکنه کم نیست .
منی ك به تنهایی عادت کردم و باهاش خو گرفتم .
اونقد تورو دوست داشتم ك . .
بخاطرت حاضر شدم حصار دورمو بشکونم ؛
و تورو وارد خونه امنم بکنم .
پس دیگه فکر نکن ارزشی نداری !
یروز میفهمی حتی همونی که بخاطرش از
کلِ زندگیت میگذری، حاضر نیست از غرور
مضحکش بخاطرت بگذره.