عزیز جانم سلام.
ملالی نیست جز دلتنگی های هرشب
که تحملش گاه گاهی به جنون میرساندم.
همین!
دلتنگ تو؛
من(:
اولین باری که ازم دورشدی چشام بارونی شدن، اولین باری که قهر کردی دلم گرفت، اولین باری که دیگه اهمیت ندادی سِر شدم، اولین باری که منو یادت رفت قلبم شکست، اولین باری که درد کشیدم و نبودی تموم اون دردا واسه همیشه باهام موند، اولین باری که بعد مدت ها صدای خنده هاتو شنیدنم صدای شکستن و عجیب شنیدم، اولین باری که دیگه واسم اتفاق خوب افتاد و نیومدم برات تعریف کنم تموم ذوقم پوچ شد،اولین باری که بارون اومد و نبودی مثل بارون باریدم،اولین باری که فهمیدم تلاشم واسه بودنت بلا فایدهست مُردم اولین باری که به یادت آوردم ولی به یادم نبودی خودمو از یاد بردم.
واقعيت اين است که همه در زندگى عذابت خواهند داد؛ فقط بايد كسانى را پيدا كنی كه ارزش رنج كشيدن بخاطرشان را داشته باشند.
بیا دوکلام باهات حرف دارم"
ببین دوستِ من سه چیزو برای غریبه ها رو نکن ..
یک ، رویِ خوبِت
دو ، مهربونیت
سه ، تو اولویت نزارش
اون که غریبه اس مثل روزی که اومد همونجوریم میره .. ولی تو میمونیو قلبِ شکسته .. دلی که دیگه نمیتونه به کسی اعتماد کنه!
خلاصه به کسی رو نده شاید کسایی باشن که فرق کنن ولی بازم تو خودت باش و خودتو برا کسی تغییر نده !!
یه مرحله از زندگی هم هست که بهش میگن:«بی تفاوتی ناشی از صبر بیش از حد» اینجوریه که دیگه مثل گذشته واسه نبودن ها بی قراری نمیکنی، بابت دیر جواب دادن ها ناراحت نمیشی، حساسیت هات کمتر میشه، حسودی کردنات کمرنگ تر میشه و قبول میکنی که گاهی وقتا آدما رو باید با لیاقتشون تنها بذاری .
همون جایی كه
نويد محمد زاده مىگفت:
دلم پر مىكشه
واسه يه لحظه ديدنش،
دقيقا همونجا گير كردم:)
مسئله اين بود كه او واقعى ترينِ خودش بود .
فرقى نمى كرد در چه مكانى باشد ؛ خود بودن را از كيلومترها فرياد ميزد .