بیا دوکلام باهات حرف دارم"
ببین دوستِ من سه چیزو برای غریبه ها رو نکن ..
یک ، رویِ خوبِت
دو ، مهربونیت
سه ، تو اولویت نزارش
اون که غریبه اس مثل روزی که اومد همونجوریم میره .. ولی تو میمونیو قلبِ شکسته .. دلی که دیگه نمیتونه به کسی اعتماد کنه!
خلاصه به کسی رو نده شاید کسایی باشن که فرق کنن ولی بازم تو خودت باش و خودتو برا کسی تغییر نده !!
یه مرحله از زندگی هم هست که بهش میگن:«بی تفاوتی ناشی از صبر بیش از حد» اینجوریه که دیگه مثل گذشته واسه نبودن ها بی قراری نمیکنی، بابت دیر جواب دادن ها ناراحت نمیشی، حساسیت هات کمتر میشه، حسودی کردنات کمرنگ تر میشه و قبول میکنی که گاهی وقتا آدما رو باید با لیاقتشون تنها بذاری .
همون جایی كه
نويد محمد زاده مىگفت:
دلم پر مىكشه
واسه يه لحظه ديدنش،
دقيقا همونجا گير كردم:)
مسئله اين بود كه او واقعى ترينِ خودش بود .
فرقى نمى كرد در چه مكانى باشد ؛ خود بودن را از كيلومترها فرياد ميزد .
آندیا!
غمگینترین تعریف وفاداری فقط اونجا که سعدی میگه: زخم تبرت مانده ولی جای شکایت شادم که نگه داشتهام
دقیقا همونجایی که جودی ابوت میگه ؛
شاد بودن سخته ولی تو قوی تر از این حرفایی .