میگن هرچی خدا صلاح بخواد واسه بنده هاش همون میشه، قربون اون عظمت و بزرگیت بشم من وجدانن بذار این یه دفعه خودم صلاحمو تعیین کنم، نوکرتم من
یه وقتی به خودمون میایم که دیگه هیچی ازمون نمونده؛ نه جسمی برای ادامه، نه قولی برای عمل، نه همدمی برای مرهم بودن، نه اعتباری برای ساختن.
سگی خریده بودم . . .
هربار که مرا میدید دم تکان میداد و بازیگوشی میکرد :)
دم تکان دادنش نشانه ی صمیمیت بود.
ازین بابت خوشحال بودم و دوسش داشتم
اما ، ذوقم زمانی ریخت که فهمیدم آن دُم را
برای همه تکان میدهد . .
میگفت دوست داشتن همیشه به معنیِ
جنگیدن و موندن نیست!
گاهي دوست داشتن یعنی بذاری بری..
راست میگفت .
یه دیالوگ قشنگی تو فیلم پل چوبی بود میگفت:
حال آدما بد نميشه كه
خوبيش كم ميشه
الان حال من كم خوبه
خيلى كم.
ادامه بده حتی اگر هیچکس حواسش به زانوهای خسته و ابرهای گرفتهی آسمان تو نبود. حتی اگر هیچکس نفهمید که چقدر کم آوردهای و داری لابلای لبخندهات، چه اندوه عظیمی را حمل میکنی. حتی اگر خودت را تنها و آسیبپذیر حس میکردی و دیگران فقط نگاه میکردند. ادامه بده، چون این مسیر توست و در انتها؛ این تویی که طعم رضایت و خوشبختی را میچشی و دیگران فقط نگاه میکنند.
انسان کلاً نفهمه. همیشه باید بگذره که بفهمی عه! چقدر قبلاً نفهم بودی، در صورتی که الان هم نفهمی، فقط یه مدت که بگذره میفهمی.