فکر نکن که دیگه رفتی و منم بیخیال مشغول کارا و زندگیمم !
نه..فقط دارم سعی میکنم کنار بیام با نبودنت..
با تنهاییم ..
با روزایی که با فکرت بیدار میشم و شبهایی با فکرت میخوابم..
خودمو مشغول کردم تا یکم بتونم بیام بیرون از فکرت...
ظاهرا همه فکر میکنن یادم رفته و آرومم ...
اما کی فراموش کرده که من بتونم فراموش کنم و دلم تنگ نشه برات؟...
حقیقت اینه که ما نوعی ترکیب هستیم؛
ترکیبی از شکستها و موفقیتها!
ترکیبی از اشک ها و لبخندها : ))
ترکیبی از ضعفها و نقاط قوت"
و ترکیبی هستیم از محاسن و کمبودهایی که همزمان در درون خودمون داریم ، پس لطفاً خودت رو با وجود همه این موارد در کنار هم دوست داشته باش . !
حیران جان
منآیدیت رومیزنمحسابینمیاره
اگهاکانتِجدید زدی تو ناشناسآیدیجدیدت رو بزار
هیچکس جایِ کسِ دیگه ای رو نمیگیره ، خاطرات یک شخص مهم برای همیشه یک گوشه از ذهنِ شما باقی میمونه...حتی اگه فراموشی هم بگیری ، اگه یه روز دوباره ببینیش...یه لکه ی سیاه گوشه ی ذهنت میگه: هی ، تو اونو میشناسی '..
تیک و تاک ساعت همینطور بغل گوشم صدا میدهد. میخواهم آن را بردارم از پنجره پرت بکنم بیرون، این صدای هولناک که گذشتن زمان را در کلهام با چکش میکوبد
سرانجام یک شب با انبوهی از درد های پنهان شده در جانم مواجه خواهم شد و در آخر تا ابد شبیه به یک زنده ی مُرده، به زیستن ادامه خواهم داد. مقصودم زندگی بود. به مرگ رسیدم.
بعضی از آدم ها منتظر نمیمونن تا ترک بشن و بجاش ترک میکنن. نه صرفا بخاطر غرور و هزارتا کوفت دیگه نه فقط بخاطر اینکه یجایی یروزی اونی که خیلی دوستش داشتن ترکشون کرده و اونا دیگه حوصله ی دردسرای بعد ترک شدن رو ندارن.
ادما انتظار چیزایی رو میکشن که بدستشون نمیارن و چیزایی براشون اتفاق میوفته که انتظار شو ندارن!