من آدمهایی رو میبینم که میتونستن بزرگتر از چیزی که هستند باشند
میتونستند همه رو دوست داشته باشند.
میتونستند انقد شکاک نباشند.
یا میتونستند تا آخر دنیا باهاتون بیان بدون اینکه خستتون کنن یا خسته بشند
میتونستند خیلی بهتر باشند.
ولی خب ...
نمیدونم چرا نشد
یا نخواستند که بشه
یا نزاشتند که بشه
نمیدونم..نمیدونم
اگه میتونستی قلبمو ببینی قطعا اشک میریختی که چطور بین اون همه شکستگی من هنوز سعی میکنم دوست داشتن' تورو زنده نگهه دارم.
آندیا!
- وقتی اخوان ثالث میگفته : او رفت و صبر رفت و تحمل تمام شد ، از هم گسست سلسلهی اختیار ِ ما . .
- فروغ فرخزاد در وصف من اینجا میگه :
‹ گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی گم بشوم
از خودم میگریزم ، از خودم ك همیشه مایهی
آزار خودم بودهام از خودم ك نمیدانم چه میکنم
چه میخواهم و چقدر منه ، چقدر من :)!›