شبی رو یادمه ک از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خود صبح بیدار بودم؛
الان که به اون شب فکر میکنم خندم میگیره!
دنیام چقد کوچیک بود :)
فرضا ک امتحانمو بد میدادم خب ک چی؟ مگه دنیا به اخر میرسید؟ ن :)
میخوام بگم ی زمانی ی چیزی برات اونقدر مهمه ک ب خاطرش روح و روانتو ازار میدی
اما همون چیز ی سال بعد ممکنه کاملا برات بی اهمیت باشه!
میدونم همین الان یاد یکی از دغدغه هات افتادی اره همونی ک تو ذهنته!
زیاد به خاطرش خودتو اذیت نکن :)
میدونی شاید سال بعد،دیگ حتی بهش فکرم نکنی. بیخیال =)
سعی کن فقط بزرگش نکنی خب؟ :)
جایی دورتر از خودم ایستاده ام به تماشای کسی که جای من زندگی میکند
چه بی رحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی..