آندیا!
یه چیزی کَم دارَم . شاید امید ، شاید فَراموشی ، شاید یه دوست . . یا شاید خودَمو ؛
به طرز عجیبی حالمو نمیدونم ؛
ولی دیدن صفحه چت اون آدمی که قبلا باهاش خیلی صمیمی بودی و الان خیلی وقته پیامی توش رد و بدل نشده ، خیلی غم انگیزه .
آندیا!
ولی دیدن صفحه چت اون آدمی که قبلا باهاش خیلی صمیمی بودی و الان خیلی وقته پیامی توش رد و بدل نشده ، خ
ولی دیدن آنلاین بودنش و اینکه نتونی هیچ عکسالعملی نشون بدی غم انگیز تره
میخوام منتظر باشم ولی امید ندارم ؛
میخوام دیگه بهت فکر نکنم دل ندارم ..
دو راهیه سختیه :)..
احساس میکنم تموم «نا»ها هستم.
ناراحت، ناکافی، نادرست، ناامید، ناامن، نابلد، ناچیز و احتمالا ناپدید .
از لحاظ روحی میخوام زمستون باشه برم بالای ارتفاع پاهامُ به پایین اویزون کنم، یکی مثل خودم کنارم باشه که هودی تنش باشه، باهم چیپس بخوریمُ اهنگ گوش بدیمُ به زمینُ زمان بخندیمُ بدون ترس از قضاوت شدن باهمدیگه حرف بزنیمُ همو آروم کنیم .