ولی ادیب نیشابوری چقد قشنگ میگه:
جُز تو یاری نگرفتیم
و نخواهیم گرفت...
بر همان عهد که بودیم
بر آنیم هنوز...!
بخش عظیمی از وجودم درگیره. درگیرِ
احساساتِمجهول، افکار و حتی شنیدنِ
صدایی که دائما توی ذهنم کوچکترین
رفتارها رو تحلیل میکنه. شایدم درگیرِ
دلمشغولیهایی که انگار تاریخ انقضایِ
اونا خیلیوقته تموم شده. این در حالیه
که من، ساکت و ظاهراََ بیخیال گوشۀ
اتاقم نشستم و دارم قهومو مینوشم.
جبران چیزهایی که از زمانشون گذشته فقط اتلاف وقته.
ما خیلی از چیزهارو از دست میدیم و دیگه هیچوقت نمیتونیم به دستشون بیاریم. زندگی همینه. چیزهای از دست رفته، آدمهای غلط، اشتباه پشت اشتباه، حس های خوب و گذرا و انسان های پشیمون. زندگی پر از صحنه های خداحافظیه. پر از تجربه و حس های جورواجوره.
اگه حتی یه شانس کوچیک برای به دست آوردن چیزی که دوست داری وجود داره، ریسک کن!
زندگی خیلی کوتاهه و خوشبختی به شدت دستنیافتنیه ..
حتی اون آدمی که هرچقدر بیخیال باشه
و هیچی براش مهم نیست هم یه زمانی
یه جایی کم میاره.
وقتی دلت گرفته، اگه ساکت باشی و با کسی حرف نزنی، بزرگترین لطف رو به خودت کردی، اینو ۲ ساعت بعدش میفهمی .
تو منو داری؛ واسه همه روزای سخت، واسه همه اون روزایی که گلوت پر بغض بود، برای روزایی که فکر میکنی حواس هیچکس بهت نیست، برای روزایی که فکرو خیالات دارن میخورنت . بدون که ،تو منو داری.
مهم نیست این راه چقدر سخته، مهم نیست قراره چه اتفاقی برامون بیوفته،اینم مهم نیست قراره چقدر درد بکشیم . فقط کافیه کنار هم باشیم . همین؛
بهت قول میدم از پسش بر بیایم؛