هدایت شده از باد مارا خواهد برد
خب سلام ، چنل [ هیولایزیرتختمن ]
تصمیم داره که دوباره همسایگی و همسایه هارو از نو شروع کنه و از این آمار یکم فاصله بگیره پس ؛
-
چنل های با آمار بالا 700+ لینک چنلشون رو اینجا برام بزارن [ https://harfeto.timefriend.net/16999883815933 ]
و هم من هم شما سعی میکنیم که حمایتمون دو طرفه باشه .
به 10 همسایه با آماری که گفتم و وایب متناسب با چنلمون بیشتر نیاز نداریم پس اگه نبودین تو لیست ناراحت نشید
این پیام رو تو چنلتون حتما فور کنید و تا زمانی که لیست گذاشته نشده پاک نکنید
ممنونم ⊹✧ ͦ•
آندیا!
بله جناب لنگرودی ما هم همینطور :
صبور
مثل درختي كه در آتش مي سوزد
و توان گريختن ندارد.
حيرت زده چون گوزني
كه شاخ هاي بلند در شاخه گرفتارش کرده اند.
اين روزها چنینم !
آندیا!
فقط اونجا که رضا صادقی میگه : من دیگه مغزم قبول کرد ، مهم نیس ازین به بعد دلم چی میگه.
قَلبِسیاه:
اونجا که محمود دولت آبادی میگه:
آدمی به مرور آرام میگیرد
بزرگ میشود
بالغ میشود
و پای اشتباهاتش میایستد
گذشتهاش را قبول میکند،
نادیدهاش نمیگیرد
میفهمد که زندگی یک موهبت است،
یک غنیمت است
یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد!
اصلا از یک جایی به بعد
حال آدم خودش خوب میشود 🧘🏻♀️'🌿'
من همونم که هرچیز خوشمزهای بخورم میگم کاش اونم بود، هرجا برم میگم کاش اونم بود، هرکاری کنم میگم کاش اونم بود، کاش اونم میومد، کاش اونم میچشید، کاش اونم تجربه میکرد، کاش بود، کاش اونم کنارم بود..
حرفهای من باشد برای بعد...
دلتنگیهایم، غرزدنهایم، اشکهایم،
همهاش باشد برای بعد...
تو از خودت بگو!
با او چطور میگذشت؛ که با من نشد بگذرد؟!
یه جا خوندم نوشته بود 《آدم نمیتونه اولین هیچ چیزیرو فراموش کنه》ولی وقتی بهش فکر میکنم میبینم آدم میتونه اولینهاشو فراموش کنه،ولی آخرینهارو؛هیچوقت نمیتونه فراموش کنه
مثل آخرین عشق،آخرین دیدار،آخرین پیاما....
نمیتونه!هیچوقت.....!
وقتی کسی میگه ”نباشی می ميرم” منظورش این نیست که واقعا می میره؛ منظورش اینه که دیگه اون آدم سابق نمیشه، مثل قبل نمی خنده، شبا دیگه راحت خوابش نمی بره، دیگه پیتزا ها براش خوشمزه نیستن، دیگه هیچی قشنگ نیست و هرجا می ره بهش خوش نمی گذره، دیگه صبحا با انگیزه بیدار نمی شه و گوشیشو چک نمیکنه، دیگه قوی با مشکلاتش رو به رو نمی شه و امیدی برای ادامه دادن نداره. اون با زبون بی زبونی داره می گه نباشی همه چیز زهر مارم می شه و این از صد تا مردن بدتره...
تو فکر میکنی که میتونی به همه کمک کنی و نجاتشون بدی ولی یه روزی برمیگردی میبینی اونها خودشون دارن تورو غرق میکنن!