آندیا!
غمگینترین داستان کوتاهو نیما یوشیج گفته؛ دیدمش گفتم منم! نشناخت او:)
اونجایی که اخوان ثالث میگه :
خواهم که به خلوت کده ای از همه دور ،
من باشم و من باشم و من باشم و من ..
انگار دو نفر درونم هستند
یکی میخواهد تمام دنیا را ببیند و دیگری حتی نمیخواهد اتاق رو ترک کند .
بالاخره یه روز یکی میاد تو زندگیتون که گذشتتون رو میشوره و با خودش میبره یه جوری که هر چقدرم فکر کنید دیگه حتی یادتون نمیاد تا قبل از اومدنش چجوری زندگی میکردین .
آندیا!
اونجایی که اخوان ثالث میگه : خواهم که به خلوت کده ای از همه دور ، من باشم و من باشم و من باشم و من
اسکار بهترین عاشقانه دنیا هم
میرسه به مولانا اونجا که میگه:
دیر آمدهای، مرو شتابان
ای رفتن تو، چو رفتن جان ..
بین خودمون باشه. همهمون تهِ تهِ قلبمون یه آرزوی خیلی خیلی محال داریم که از اول میدونستیم بهش نمیرسیم، پس انداختیمش توی یه صندوق خاک خورده و هرزگاهی درش میاریم و با عشق نگاهش میکنیم… یه آرزویی که هیچکس ازش خبر نداره. یه چیز خیلی خاص! همهمون داریمش… همهمون!
یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:
تو نمیتونی منو از یاد ببری؛
نه بخاطر کارایی که برات کردم، نه بخاطر فرقی که واست با بقیه داشتم.
بخاطر احساسی که خالص بود، پاک بود.
تو میتونی هرچی بینمون گذشت رو فراموش کنی ولی نمیتونی عشقِ توی چشمام،
وقتی بهت نگاه میکردم رو از یاد ببری.