هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
بابا خسته شدیم از بس امید دادیم به خودمون گفتیم اونم عاشقمون میشه !
خسته شدیم از بس زیرِ لب گفتیم از محبت خارها گل میشود . چرا گل نشد پس ؟چرا خار بیشتر رفت تو چشمون ؟!
دِ خسته شدیم از بس این غم ، پشتِ لبخندای توخالی پنهون شد که مبادا دکتر ببینه و بفهمه و بفرسته ما رو اتاق آبیه.
خسته شدیم از بس قرص خوردیم تا این عشق بپره از سرمون ، ولی تا از دور میبینیمش دلمون پر میکشه واسش...
نکنه اسیرش شدیم خبر نداریم؟!
بابا بیا چِشِمونُ دربیار نبینیم این دنیای خاکستری رو . .
آندیا!
خدا به داد دلی برسه ؛ که چیزی رو آرزو میکنه که قسمتش نیست . به قولِ فریدون مشیری : تو آرزویِ بلندی
اقای مشیری میگه ؛
"تو از آیین انسانی چه میدانی؟
اگر جان را خدا دادهست،
چرا باید تو بِستانی؟"
چمیدونم مثلا یهویی تکست بده بگو هر آهنگی گوش میدم یادِ تو میوفتم ، حتی یه لحظه هم نمیشه از ذهنم بری بیرون.
- جمله دوسِت دارم
زيبا ترين، مخرب ترين، اميدوار كننده ترين،
آرامش بخش ترين و دلگرم كننده ترين
دروغ آدم هاست!!
میدونی؛ نبودت دیگه سخت نیست، اذیتم نمیکنه، راستش عادت کردم به جایِ خالیت، دیگه حتی خودتم نمیتونی پُرش کنی، با رفتنت لبخندمو ازم گرفتی، خیلی وقته که از ته دلم نخندیدم، البته قبلش هم آدم شادی نبودم ولی وجودت بهم انگیزه میداد، ولی حالا یه بخشی از من بعد تو فاسد شده، قبلا وقتی برای تو میخاستم چیزی بنویسم خیلی راحتتر بودم، اما الان باید خیلی فکر کنم، فقط اینو بدون که یه بخشی از من دلتنگ توعه و یه بخشِ دیگه منتظرت.